Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
haute ecole
تمرین اسب سواری از روی مانع
Other Matches
dry sum
تمرین مشق پای قبضه تمرین بدون تیراندازی
hedgehog
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehogs
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
emergency drill
تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
damming
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
crest clearing
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
dammed
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dams
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dam
سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
obstructor
وسیله مانع تخریب مین مانع ضد اکتشاف مین
ocant altitude
ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
Woman sitting on the man
کیر سواری
ride
سواری
riding
سواری
rides
سواری
driving
سواری
autos
ماشین سواری
surf
موج سواری
hacking jackets
کت اسب سواری
passenger car
اتومبیل سواری
passenger car trailer
تریلرخودروی سواری
cycling
دوچرخه سواری
saddler
اسب سواری
saddle
سواری کردن
trooper
اسب سواری
troopers
اسب سواری
hackney
اسب سواری
auto
ماشین سواری
equitation
هنراسب سواری
saddled
سواری کردن
saddles
سواری کردن
hacking jacket
کت اسب سواری
manege
اسب سواری
motorcar
خودرو سواری
amaxophobia
سواری هراسی
jockeying
اسب سواری
horsemanship
اسب سواری
top boot
چکمه سواری
roadster
اسب سواری
to take a ride
سواری کردن
roadsters
اسب سواری
surf riding
موج سواری
to take a drive
سواری کردن
jumbles
سواری کردن
jumbled
سواری کردن
jumble
سواری کردن
jumbling
سواری کردن
skim boarding
موج سواری
surfing
موج سواری
saddle horse
اسب سواری
surfriding
موج سواری
to give somebody a lift
به کسی سواری دادن
equestrian
مربوط به اسب سواری
nag
اسب کوچک سواری
nagged
اسب کوچک سواری
nags
اسب کوچک سواری
bicycle
دوچرخه سواری کردن
habits
لباس سواری زنانه
drive
سواری کردن کوبیدن
trooper
اسب سواری نظامی
drives
رانش سواری دوندگی
to give somebody a ride
به کسی سواری دادن
harness horse
اسب سواری یا بارکش
troopers
اسب سواری نظامی
riding habit
جامه سواری زنانه
drives
سواری کردن کوبیدن
drive
رانش سواری دوندگی
jodhpur
شلوار چسبان سواری
surfmanship
مهارت در موج سواری
cavalcades
سواری گردش سواره
cavalcade
سواری گردش سواره
motor road
جاده موتور سواری
bicycles
دوچرخه سواری کردن
outride
در سواری پیش افتادن از
surfboard
تخته موج سواری
surfboards
تخته موج سواری
sailable
قابل سواری دردریا
habit
لباس سواری زنانه
hacking
اسب سواری تفریحی
manege
اموزشگاه اسب سواری
to go by bicycle
دوچرخه سواری کردن
to ride a bicycle
دوچرخه سواری کردن
joo choo seogi
ایستادن اسب سواری
to learn to ride
سواری یاد گرفتن
riding habits
جامه سواری زنانه
bicycle path
مسیر دوچرخه سواری
velodrome
پیست دوچرخه سواری
freestyle
موج سواری بامانور ازاد
stage race
مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
to stand treat
هزینه مهمانی یا سواری رادادن
stick
تخته موج سواری شلاق
malibu
تخته فایبرگلاس موج سواری
wake surfing
موج سواری بدنبال قایق
hotdogging board
تخته کوتاه موج سواری
to get a ride with somebody
سواری گرفتن از کسی
[در خودرو]
rodeos
مسابقه سواری اسب یا گاووحشی
rodeo
مسابقه سواری اسب یا گاووحشی
lift
سواری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
ride
[American E]
سواری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
to hitch a lift
[ride]
from somebody
سواری شدن
[در خودروی کسی]
to get a lift from somebody
سواری گرفتن از کسی
[در خودرو]
to get a lift with somebody
سواری گرفتن از کسی
[در خودرو]
windsurfing
موج سواری با تخته و بادبان
ap joo choom
ایستادن اسب سواری بجلو
eventing
انواع مسابقه اسب سواری
charreada
سواری مکزیکی اسب وحشی
equitation
هنر سواری و مهار اسب
barged
تخته بزرگ موج سواری
barge
تخته بزرگ موج سواری
windsurfer
تخته موج سواری با بادبان
barges
تخته بزرگ موج سواری
windsurfers
تخته موج سواری با بادبان
body surf
موج سواری بدون تخته
to offer somebody a lift
به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
bodysurfing
موج سواری روی سینه وشکم
[Could I]
give you a lift?
[colloquial]
به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
australian pursuit
مسابقه تعقیبی 8 نفره دوچرخه سواری
surf off
دور نهایی مسابقه موج سواری
saddle bronc riding
سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
junk surf
امواج نامناسب برای موج سواری
to bike
دوچرخه سواری کردن
[اصطلاح روزمره]
nose
دماغه جلویی تخته موج سواری
noses
دماغه جلویی تخته موج سواری
actions
تمرین
drilling
تمرین
action
تمرین
ure
تمرین
drill
تمرین
trains
تمرین
trained
تمرین
train
تمرین
rehearsals
تمرین
drills
تمرین
rehearsal
تمرین
drilled
تمرین
exercise
تمرین
use
تمرین
work out
تمرین
exercised
تمرین
exercises
تمرین
uses
تمرین
practice
تمرین
slide
سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
slides
سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
hang ten
سواری تخته موج درحال جلوبودن 01 انگشت پا
banking track
انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
tubing
ورزش یا تفریح قایق سواری درمسیر رود
catch a rail
برخورد تخته موج سواری باموج و سرنگونی
caroche
نوعی کالسکه یادرشکه درشکه سواری کردن
italian pursuit
مسابقه تعقیبی تیمی دوچرخه سواری از 2 تا 5 نفر
tourist trophy
مسابقههای سالانه موتورسیکلت سواری درجزیره من انگلستان
point race
مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
to ride one's horse to death
اسب خود رابا سواری زیادازپا در اوردن
this ground rides soft
این زمین برای سواری نرم است
to tilt at the ring
سر سواری حلقه اویزانی رابانوک نیزه برداشتن
gunning
تمرین تیراندازی
staging
تمرین اب خاکی
combatdrill
تمرین رزمی
rehearser
تمرین کننده
drilling
تمرین نظامی
experiencing
تمرین دادن
experience
تمرین دادن
field exercise
تمرین رزمی
fartlek
تمرین دو استقامت
exercize
تمرین تکلیف
exercise term
اسم تمرین
exercise code word
رمز تمرین
exercisable
قابل تمرین
mules
اتومبیل تمرین
training
تعلیم و تمرین
practice teaching
تمرین معلمی
pratique
تمرین عملی
combat exercise
تمرین رزمی
staging
تمرین کردن
rehearsals
تمرین نمایش
behavior rehearsal
تمرین رفتار
battle drill
تمرین رزم
exercised
تمرین دادن
unspaced practice
تمرین بی فاصله
exercises
تمرین دادن
workshop practice
تمرین کارگاهی
exercise
تمرین دادن
warm down
تمرین سبک
wind sprint
تمرین دو سریع
work out
تمرین امادگی
experiences
تمرین دادن
practicing
ورزش تمرین
circuit training
تمرین دایرهای
practising
ورزش تمرین
service practice
تمرین اموزشی
rehearsals
تمرین از بر خواندن
practises
ورزش تمرین
evolution
تمرین عالی
practise
ورزش تمرین
overtrain
تمرین بیش از حد
field exercise
تمرین صحرایی
rehearsal
تمرین نمایش
rehearsing
تمرین کردن
drills
تمرین کردن
negative practice
تمرین منفی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com