English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
paradox of thrift تناقض پس انداز
Other Matches
average propensity to save میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
saving institutions موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
deflection board طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
paradoxes تناقض
repugnance تناقض
contradictoriness تناقض
contradiction تناقض
contradiction رد تناقض
contradictions تناقض
contradictions رد تناقض
paradox تناقض
opposition تناقض
inconsistency تناقض
antithesis تناقض
antitheses تناقض
incoherence تناقض
inconsistencies تناقض
inconsistence تناقض تباین
antilogy تناقض مطالب
inconsistencies تناقض تباین
repugnance تناقض مخالفت
grotesque تناقض دار
inconsistency تناقض تباین
paradox of value تناقض ارزش
self contradiction تناقض گویی
repugn تناقض داشتن
contradicted تناقض داشتن با
consistently بدون تناقض
contradict تناقض داشتن با
contradicts تناقض داشتن با
voting paradox تناقض در رای گیری
quirk مزاجی تناقض گویی
quirks مزاجی تناقض گویی
tergiversation بی ثباتی تناقض گویی
self contradiction معارضه بانفس تناقض گویی
policy dilemma تناقض سیاست ها مشکل سیاستی
mid wicket توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
antinomy تناقض دو قانون یا دو اصل افهار مخالف
Marxists طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
Marxist طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
saver پس انداز کن
ex post saving پس انداز
irrigator اب انداز
saving پس انداز
thrift پس انداز
ex ante saving پس انداز
forehanded پس انداز کن
aggregate saving پس انداز کل
savings پس انداز
deposit پس انداز
deposits پس انداز
compulsory saving پس انداز اجباری
forced saving پس انداز اجباری
cannoneer توپ انداز
buttonhook دکمه انداز
bumpiness دست انداز
bank of deposit صندوق پس انداز
crapshooter طاس انداز
rough <adj.> پر دست انداز
feller درخت انداز
mouth-watering دهان آب انداز
salt away <idiom> پس انداز کردن
save money پس انداز کردن
ejector بیرون انداز
ecbolic جنین انداز
dissaving پس انداز منفی
bumpy <adj.> پر دست انداز
traffickers پشت هم انداز
savings bank صندوق پس انداز
parapet دست انداز
divisive تفرقه انداز
outlook چشم انداز
lay-bys پس انداز کردن
lay-by پس انداز کردن
discobolus دایره انداز
parapets دست انداز
abortifacient بچه انداز
bank of deposit بانک پس انداز
ballista سنگ انداز
provident bank صندوق پس انداز
penny bank صندوق پس انداز
trustee savings bank صندوق پس انداز
personal saving پس انداز شخصی
actual saving پس انداز واقعی
view چشم انداز
lay by پس انداز کردن
firer سوخت انداز
saving motive انگیزه پس انداز
procrastinator تعویق انداز
private saving پس انداز خصوصی
postponer تاخیر انداز
spearman نیزه انداز
splitter نفاق انداز
permanent saving پس انداز دائمی
paysage چشم انداز
springer کمند انداز
stoker سوخت انداز
net saving پس انداز خالص
negative saving پس انداز منفی
propensity to save گرایش به پس انداز
rate of saving نرخ پس انداز
saving rate نرخ پس انداز
saving ratio نسبت پس انداز
saving function تابع پس انداز
saving equation معادله پس انداز
saving bank بانک پس انداز
saving account حساب پس انداز
savings account حساب پس انداز
savings bank صندوق پس انداز
reverberative طنین انداز
retardant عقب انداز
releaser راه انداز
national saving پس انداز ملی
the t. صاعقه انداز
to lay aside پس انداز کردن
hand rail دست انداز
to lay up پس انداز کردن
torpedo tube اژدر انداز
road hole دست انداز
grenadier نارنجک انداز
unsaved پس انداز نشده
footcloth پای انداز
foot cloth پای انداز
fluter چین انداز
fire teazer سوخت انداز
howitzer خمپاره انداز
thrift institutions موسسات پس انداز
initiator terminator راه انداز
mobilization of savings تجهیز پس انداز
mobilization of savings بسیج پس انداز
missile man موشک انداز
missile launcher موشک انداز
line starter راه انداز خط
jaculator نیزه انداز
jack ketch طناب انداز
theory of saving نظریه پس انداز
intriguer پشت هم انداز
intriguant پشت هم انداز
intrigant پشت هم انداز
fire teazer اتش انداز
saves پس انداز کردن
prospecting چشم انداز
hookers قلاب انداز
thundering صاعقه انداز
prospects چشم انداز
starters راه انداز
starter راه انداز
trappers تله انداز
trapper تله انداز
overlooks چشم انداز
bumpier پر از دست انداز
bumpiest پر از دست انداز
bowlers توپ انداز
bowler توپ انداز
rocket launchers موشک انداز
rocket launcher موشک انداز
prospected چشم انداز
bumpy پر از دست انداز
overlooking چشم انداز
overlook چشم انداز
shovelling خاک انداز
clearing bank بانک پس انداز
shovelled خاک انداز
landscapes چشم انداز
shoveling خاک انداز
clearing banks بانک پس انداز
shoveled خاک انداز
shovel خاک انداز
deposit accounts حساب پس انداز
landscaped چشم انداز
bump دست انداز
dustpans خاک انداز
hooker قلاب انداز
shovels خاک انداز
potholes دست انداز
napkin پیش انداز
napkins پیش انداز
deposit account حساب پس انداز
landscaping چشم انداز
landscape چشم انداز
pothole دست انداز
dustpan خاک انداز
ringers طنین انداز
perspectives چشم انداز
scooped خاک انداز
bomber بمب انداز
overlooked چشم انداز
ringer طنین انداز
puddles دست انداز
scooping خاک انداز
scoops خاک انداز
save پس انداز کردن
bombers بمب انداز
sonorous طنین انداز
scenes چشم انداز
scene چشم انداز
trafficker پشت هم انداز
scenery چشم انداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com