English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
English Persian
first long period تناوب بزرگ اول
Search result with all words
second long period تناوب بزرگ دوم
third long period تناوب بزرگ مرتبه سوم
Other Matches
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
frequencies زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
shifted تناوب
frequence تناوب
alternator تناوب گر
frequentation تناوب
alternators تناوب گر
shift تناوب
period تناوب
shifts تناوب
periods تناوب
periodicity تناوب
off and on تناوب
intermittence تناوب
alternation تناوب
subalternation تناوب
My grandparents are six feet under. <idiom> پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
period of roll دوره تناوب
polyphase generator تناوب گر چندفازی
orbital period تناوب مداری
two phase generator تناوب گر دو فازی
polyphase alternator تناوب گر چندفازی
frequencies فرکانس تناوب
pulse period تناوب پالس
frequency فرکانس تناوب
recurrence interval دوره تناوب
return perion دوره تناوب
three phase generator تناوب گر سه فاز
single phase generator تناوب گر تک فاز
metagenesis تناوب نسل ها
metagenesis تناوب تولید
aperiodic circuit مدار بی تناوب
periods دوره تناوب
double alternation تناوب مضاعف
cycle time زمان تناوب
period دوره تناوب
lift frequency تناوب حمل و نقل
cycles تناوب پریود سیکل
continuance تناوب بدون انقطاع
cycled تناوب پریود سیکل
cycle تناوب پریود سیکل
period زمان تناوب پریود
earthquake period دوره تناوب زلزله
period of roll زمان تناوب چرخش
synodic period دوره تناوب هلالی
periods زمان تناوب دوره
period زمان تناوب دوره
periods زمان تناوب پریود
cycle time زمان تناوب عمل
sidereal period دوره تناوب نجومی
museum piece آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
macropterous دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
impluse period زمان تناوب ضربه جریان
arresting system cycle time زمان تناوب سیستم مهارهواپیما
half life period تناوب یا دوره نیم عمر
wave period زمان تناوب امواج دریا
frequency medulation تعدیل تناوب یا بسامد موج حامل
sing-song تناوب یکجور و خسته کنندهی نواخت یا تن صدا
sing-songs تناوب یکجور و خسته کنندهی نواخت یا تن صدا
low frequency امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
grandam مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparents پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparent پدر بزرگ یا مادر بزرگ
camera cycling rate نواخت باز و بسته شدن دیافراگم دوربین دوره تناوب عکاسی
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
electromagnetic wave موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
cycle per second سیکل بر ثانیه تناوب در ثانیه
lap turn زمان تناوب مین روبیها فاصله زمانی بین مین روبیها
nonus بزرگ
doyenne زن بزرگ
bulky بزرگ
adult بزرگ
bulkiest بزرگ
bulkier بزرگ
bigger بزرگ
bandog سگ بزرگ
extra بزرگ
extras بزرگ
extra- بزرگ
adults بزرگ
doyennes زن بزرگ
paternal grandmother نه نه بزرگ
hugeous بزرگ
macrocephalic بزرگ سر
long ton تن بزرگ
massive بزرگ
massively بزرگ
biggest بزرگ
headman بزرگ
headmen بزرگ
magacephalic بزرگ سر
majestic بزرگ
megapod بزرگ پا
dignified بزرگ
majuscule بزرگ
king size بزرگ
large sized بزرگ
majuscular بزرگ
voluminous بزرگ
great بزرگ
great- بزرگ
greatest بزرگ
large sized a بزرگ
of a large size بزرگ
big بزرگ
full bottomed بزرگ
major بزرگ
majored بزرگ
mighty بزرگ
smaller بزرگ نه
smallest بزرگ نه
walloping بزرگ
wallopings بزرگ
swingeing بزرگ
majoring بزرگ
small بزرگ نه
vasty بزرگ
highs بزرگ
eminent بزرگ
canis majoris سگ بزرگ
mightiest بزرگ
mightier بزرگ
canis major سگ بزرگ
spankings بزرگ
spanking بزرگ
extensive بزرگ
high بزرگ
immane بزرگ
highest بزرگ
gate در بزرگ
grave بزرگ
gross بزرگ
decuman بزرگ
grossed بزرگ
grosser بزرگ
grosses بزرگ
grossest بزرگ
jumbos بزرگ
jumbo بزرگ
grossing بزرگ
propylon در بزرگ
vast بزرگ
stour بزرگ
macro بزرگ
large بزرگ
larger بزرگ
considerably large بس بزرگ
egregious بزرگ
largest بزرگ
enormous بزرگ
swith بزرگ
gravest بزرگ
graves بزرگ
gates در بزرگ
big bang انفجار بزرگ
conger مارماهی بزرگ
charles's wain خرس بزرگ
colosseum سالن بزرگ
capital letter حرف بزرگ
arch enemy دشمن بزرگ
the wain خرس بزرگ
case knife چاقوی بزرگ
cleek قلاب بزرگ
grand father پدر بزرگ
maximize بزرگ کردن
avous پدر بزرگ
Elaborate اسلحه بزرگ
big league لیگ بزرگ
argosy کشتی بزرگ
bass drum طبل بزرگ
archpriest کشیش بزرگ
archenemy دشمن بزرگ
archduke دوک بزرگ
bonefire اتش بزرگ
archbshop اسقف بزرگ
archduchess دوشس بزرگ
archfiend دیو بزرگ
bronchocele بزرگ شدگی
arch fiend دیو بزرگ
caldron کتری بزرگ
bass fiddle ویلن سل بزرگ
maximized بزرگ کردن
storing مغازه بزرگ
tankard ابخوری بزرگ
tankards ابخوری بزرگ
hunk تکه بزرگ
grand بزرگ مهم
grander بزرگ مهم
grandest بزرگ مهم
bonfire اتش بزرگ
bonfires اتش بزرگ
bollard موت بزرگ
bollards موت بزرگ
viola ویولن بزرگ
magnum opus کار بزرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com