English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
family planning تنظیم خانواده
Search result with all words
family planning programs برنامههای تنظیم خانواده
rhythm method روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
Other Matches
rule the roost <idiom> عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tune تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
gens خانواده
wife خانواده
households خانواده
menage خانواده
household خانواده
ilk خانواده
families خانواده
clans خانواده
clan خانواده
family خانواده
circuit family خانواده مداری
royalty از خانواده سلطنتی
patriarchate ریاست خانواده
arachnida خانواده کارتنه
crustacea خانواده خرچنگ
crustaceous خانواده خرچنگ
accipitres خانواده لاشخوران
apiaceae خانواده چتریان
culex خانواده پشه
type font خانواده حروف
turnix خانواده بلدرچین
patronymic family خانواده پدرنامی
actinide series خانواده اکتینیدها
turnicidae خانواده بلدرچین
cruciferae خانواده چلیپاییان
family doctor پزشک خانواده
nation خانواده طایفه
nations خانواده طایفه
the girls دخترهای یک خانواده
subfamily خانواده فرعی
conjugal family خانواده زن و شوهری
clansman عضو خانواده
sheik رئیس خانواده
sheikhs رئیس خانواده
citrus خانواده مرکبات
clannishness خانواده پرستی
schizogenic family خانواده اسکیزوفرنی زا
family doctors پزشک خانواده
to maintain one's family خانواده خود را
royalties از خانواده سلطنتی
consanguine family خانواده هم خون
batrachia خانواده غوکان
computer family خانواده کامپیوتر
mustelidea خانواده سمور
family therapy خانواده درمانی
sheikh رئیس خانواده
font family خانواده فونت
sheiks رئیس خانواده
patriarchs رئیس خانواده
family law حقوق خانواده
strips موسس خانواده
familial مربوط به خانواده
paterfamilias بزرگ خانواده
gas family خانواده گاز
horseflesh خانواده اسب
broken home خانواده گسیخته
broken homes خانواده گسیخته
family structure ساخت خانواده
nuclear families خانواده هستهای
family of computers خانواده کامپیوترها
nuclear family خانواده هستهای
patriarch رئیس خانواده
paterfamilias سالار خانواده
culicidae خانواده پشه
bring home the bacon <idiom> نانآور خانواده
lanthanide series خانواده لانتانیدها
ecomania بیزاری از خانواده
member of a family عضو خانواده
penates خدایان خانواده
matronymic family خانواده مادرنامی
crustaceans خانواده خرچنگ
motorola 000 family خانواده موتورولا
zinnia خانواده گل اهاری
crustacean خانواده خرچنگ
extended family خانواده گسترده
goodman بزرگ خانواده
family expenditure هزینه خانواده
matriarch رئیسه خانواده
home visit بازدید خانواده
matriarchs رئیسه خانواده
family budget بودجه خانواده
family size تعداد افراد خانواده
nabidae خانواده کک و ساس و حشرات
napoleonic وابسته به خانواده ناپلئون
cycas گیاه از خانواده سیکاس
ganoidei خانواده سگ ماهی مینافلسان
canine وابسته به خانواده سگ سگ مانند
pyralidid خانواده بزرگی ازپروانه ها
lady beetle سوسک خانواده Coccinellidae
lady bird سوسک خانواده Coccinellidae
nabid خانواده کک و ساس و حشرات
lobelia خانواده گیاهان لوبلیا
materfamilas مادر خانواده کدبانو
cetaceous وابسته به خانواده بال
apiaceous وابسته به خانواده چتریان
acarina خانواده کرم جرب
family planning برنامه ریزی خانواده
wear the pants in a family <idiom> رئیس خانواده بودن
He left his family in Europe . خانواده اش را دراروپ؟ گذاشت
family men مرد خانواده - دوست
family man مرد خانواده - دوست
mangroves خانواده شاه پسند
acalephe خانواده گزنه دریایی
mangrove خانواده شاه پسند
urticaceous وابسته به خانواده گزنه
viverrine خانواده گربه زباد
royalty اعضای خانواده سلطنتی
royalties اعضای خانواده سلطنتی
patriarch رئیس خانواده یا طایفه
saltbush خانواده گیاهان قازایاغی
to return to the fold [family] به خانواده خود برگشتن
salicaceous وابسته به خانواده بید
born in the purpule عضو خانواده سلطنتی
patriarchs رئیس خانواده یا طایفه
feverweed دستهای از گیاهان خانواده بوقناق
gadoid وابسته به خانواده ماهی روغن
stuart خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
A curse has been laid on the family . خانواده لعنت شده یی است
leguminous وابسته به خانواده پروانه اسایان
styloipodium ته خامه گیاهان خانواده هویج
habit family hierarchy سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
tudor خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
to provide for one's family خوارباربرای خانواده خودتهیه کردن
clannishly مانند یک خانواده یاقبیله دراتحاد
santalaceous وابسته به تیره یا خانواده صندل
plantagenet خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
crocodilian وابسته به خانواده تمساح یانهنگ
pteridophyta گیاهان اوندی خانواده سرخس
pteridophyte گیاهان اوندی خانواده سرخس
convolvulaceous وابسته به خانواده نیلوفرپیچ پیچکی
cimex سرخک خانواده ساس وسرخک
koalas کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
koala کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
gasteropod حیوانات ناعمه خانواده راب یاحلزون
sequoia سرخ چوب که ازدختان خانواده کاج
Our grandmother wears the trousers ( breeches , pants ) in our family . مادر بزرگمان مرد خانواده است
I am the bread winner of the family . نان آور خانه ( خانواده ) هستم
ferula خانواده انقوزه وشقاقل و رازیانه ومانندانها
Generosity runs in the family. سخاوت دراین خانواده ارثی است
maccabees خانواده میهن پرستان مکابی یهود
aaron's beard گیاهی از خانواده هوفاریقون بنام hypericumcalycinum
vestal روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
trimsize اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
one of the most respected families یکی از خانواده های بسیار محترم شمرده
albatrosses یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
rush بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
rushed بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
rushing بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
he is a shame to his family ننگ یامایه رسوایی خانواده خود میباشد
He did it for the sake of his family . محض خاطر خانواده اش این کاررا کرد
lancastrian در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
paulownia جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
albatross یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
Afro- پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
fagaceous وابسته به خانواده الش وزان وبلوط یاشاه بلوط
flower de luce گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
fleur de lys گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lis گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
page of presence لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
There seems to be a jinx on that family. به نظر می رسد که این خانواده جادو شده است.
ling ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
geometrid خانواده پروانه یابندهای باریک بدن پروانههای هندسی
page of bonour لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
Main Street [American English] کسب و کار و خانواده های متوسط در اجتماعی به عنوان یک گروه
knight marshal کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
What does Main Street think of this policy? بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
casework مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
transistor معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
transistors معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
homestay خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
oxide روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
tiny model مدل حافظه خانواده پردازنده Intel که امکان وجود چندین کیلوبایت داده وکد را ایجاد میکند
ttl خانواده معروف دروازههای منط قی و طرح موارد ترانزیستوری سریع که ترانزیستور دو قط بی آن مستقیماگ وصل شده اند.
oxides روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
cetacean وابسته به خانواده بال جانوری که ازخانواده بال باشد
Apple Macintosh computer مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
Apple Mac مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
medium مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com