English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
strand تنها گذاشتن
strands تنها گذاشتن
Search result with all words
lay off <idiom> به حال خود گذاشتن ،تنها گذاشتن
leave in the lurch <idiom> دست تنها گذاشتن
rat race <idiom> رها کردن ،تنها گذاشتن
Other Matches
lids کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
run into <idiom> اثر گذاشتن ،تاثیر گذاشتن بر
lid کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
To leave behinde. جا گذاشتن ( بجا گذاشتن )
by oneself تنها
by one,s self تنها
by it self تنها
siolus تنها
by yourself تنها
solus تنها
solo تنها
out in the cold <idiom> تنها
only تنها
solitarily تنها
single handed تنها
uniquely تنها
unique تنها
mere تنها
merest تنها
just تنها
solos تنها
lone تنها
single تنها
lonelier تنها
loneliest تنها
solitary تنها
soles تنها
recluse تنها
lonely تنها
sole تنها
unaccompanied تنها
recluses تنها
alone تنها
single line خط تنها
single-handed تنها
exclusive تنها
single تنها یک نفری
sole شالوده تنها
leave alone تنها گذاردن
soli تنها خوانان
sole argument تنها دلیل
lonesome تنها وبیکس
read only تنها خواندنی
single haneded دست تنها
singly تنها انفرادا
asides صحبت تنها
aside صحبت تنها
to pull a lone oar تنها کارکردن
bread alone تنها نان
wirte only تنها نوشتن
he alone went تنها اورفت
soles تنها انحصاری
fly by the seat of one's pants <idiom> دست تنها
Do not leave me alone. من را تنها نگذار.
sole تنها انحصاری
lone electron الکترون تنها
soles شالوده تنها
bare handed دست تنها
to leave someone in the lurch کسیرا در گرفتاری گذاشتن کسیرا کاشتن یا جا گذاشتن
lonely hearts تنها و جویای همدم
to live to oneself تنها زندگی کردن
to pull a lone oar تنها پارو زدن
adhoc تنها به این منظور
To go alone to the judge . <proverb> تنها به قاضى رفتن.
to reckon with out one's host تنها به قاضی رفتن
lone pair electron زوج الکترون تنها
monological تنها سخن گو خودگووخودشنو
not only he came but نه تنها امد بلکه
kick back <idiom> تنها استراحت کردن
but نه تنها بطور محض
out of pure mischief تنها از روی بدجنسی
one-track mind <idiom> تنها به یک چیز فکر کردن
lip service <idiom> تنها زبونی موافقت کردن
par for the course <idiom> تنها چیزیکه انتظار داشته
fair-weather friend <idiom> شخصی که تنها دوست است
Come along and keep me company. بامن بیا تا تنها نباشم
zoon تنها محصول یک نطفه واحد
bare king شاه تنها یا بی یاور شطرنج
photon تنها یک الکترون تابش شود
baring the king تنها کردن شاه شطرنج
i rely solely on god... تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
i did it only for your sake تنها به خاطرشما این کار را کردم
endorsement in blank فهر نویسی به وسیله امضاء تنها
His only aim and object is to make afortune . تنها قصدش پولدار شدن است
i was reserved for it تنها برای من مقدر شده بود
live out of a suitcase <idiom> تنها بایک چمدان زندگی کردن
Leave her alone. اورا تنها (بحال خود ) بگذار
tapping ضربه محکم که تنها یک میله را جا بگذارد
tapped ضربه محکم که تنها یک میله را جا بگذارد
tap ضربه محکم که تنها یک میله را جا بگذارد
My only problem is money . تنها گرفتاریم پول است ( محتاج آن هستم )
You alone can help me. تنها (فقط )شما می توانید کمکم کنید
monarchs پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
monarch پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
This is the only way to guarantee that ... تنها راه برای تضمین این است که ...
only death does not tell lies تنها مرگ است که دروغ نمی گوید
peripheral و تنها محدود به سرعت مدار الکترونیکی است
tuner زیردستگاهی که تنها فرکانس مطلوب را گرفته و بقیه را ردمیکند
I am obsessed by fear of unemployment . تنها فکرم نگرانی از بیکاری ( عدم اشتغال ) است
tuners زیردستگاهی که تنها فرکانس مطلوب را گرفته و بقیه را ردمیکند
HD ارسال داده تنها در یک جهت روی کانال یک سویه
letter-box company شرکتی [درپناهگاه مالیاتی] که تنها صندوق پستی دارد
to disturb any one's privacy کسیرا تنها یا اسوده نگذاشتن مخل اسایش کسی شدن
unilateral contract پیمانی که تنها برای یکی از طرفین الزام اور باشد
sleeping partners شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
You should always be careful walking alone at night. همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
sleeping partner شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
slander درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
latchkey child [کودکی که معمولا در خانه بخاطر مشغله پدر مادر تنها است]
This is important, not only today, but also and especially for the future. این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
slandered درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slandering درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
front de liberation national فعالیت می کرد و در حال حاضر تنها حزب سیاسی الجزایر است
slanders درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
cantilever تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
physiocratic system روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
child یک رکورد داده که تنها با توجه به محتوی رکوردهای موجوددیگر میتواند ایجاد شود
undamped نوسان ازاد که تنها به نیروهای داخلی اینرسی الاستیک و وزن بستگی دارد
identities تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
identity تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
paces شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
ground adjustable propeller ملخی که گام آنرا تنها ازخارج و روی زمین میتوان تغییر داد و نه در حال پرواز
open cycle reactor system سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
band project filter فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
helmzhold resonator محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
gyrodyne رتورکرافتی که رتورهای ان هنگام برخاستن شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها دردامنه معینی از سرعت توسط موتور کار میکند
a chromatic [معماری بدون رنگ یعنی تنها با رنگ سیاه و سفید با آلروماتیک]
play by ear <idiom> توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
primary تنها ایستگاه در شبکه داده که میتواند مسیر انتخاب کند و ارسال کند
falangisme نهضت فاشیستی اسپانیا که حزب معتقد به ان حالیه تنها حزب قانونی اسپانیاست
lift fan توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
This was the one time he did such a thing and it proved to have fateful consequences. این تنها باری بود که او دست به چنین کاری زد و نتیجه اش فاجعه انگیز بود.
Laugh and the world laughs with you , weep and you wepp alone. <proverb> بخند تا دنیا با تو بخندد گریه کن تا تنها گریه کنى.
serial فضای ذخیره سازی که داده خاص در آن تنها با خواندن داده قبلی در لیست بدست آید.
serials فضای ذخیره سازی که داده خاص در آن تنها با خواندن داده قبلی در لیست بدست آید.
liftjet توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
solos پروازبه طور مستقل یا راندن به طور تنها
solo پروازبه طور مستقل یا راندن به طور تنها
if and only if اگر و تنها اگر [ریاضی] [منطق] [کامپیوتر]
aileron spar تیرکی تنها درقسمتی از طول بال وجود دارد و نقاط لولاشدن فلپ به بال روی انهاقرار میگیرد
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
question answer در صف گذاشتن
leave گذاشتن
leaving گذاشتن
teasing سر به سر گذاشتن
load گذاشتن
misplace جا گذاشتن
inculcates پا گذاشتن
getting on in years پا به سن گذاشتن
inculcating پا گذاشتن
puts گذاشتن
mislay جا گذاشتن
apostrophize گذاشتن
run home جا گذاشتن
placement گذاشتن
inculcate پا گذاشتن
let گذاشتن
placements گذاشتن
lets گذاشتن
mislays جا گذاشتن
loads گذاشتن
letting گذاشتن
mislaid جا گذاشتن
putting گذاشتن
inculcated پا گذاشتن
infiltrating گذاشتن
To be gettingh on in years. پا به سن گذاشتن
to run in تو گذاشتن
places گذاشتن
to take in تو گذاشتن
to trample on گذاشتن
take in تو گذاشتن
place گذاشتن
placing گذاشتن
lays گذاشتن
lay گذاشتن
go on <idiom> گذاشتن
to pickle a rod for گذاشتن
infiltrate گذاشتن
infiltrates گذاشتن
infiltrated گذاشتن
ti turn in تو گذاشتن
put گذاشتن
to lay it on with a trowel گذاشتن
mislaying جا گذاشتن
run اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
tip نوک گذاشتن
begueath به ارث گذاشتن
suspends مسکوت گذاشتن
bilk گذاشتن از پرداخت
install کار گذاشتن
suspending مسکوت گذاشتن
encradle درگهواره گذاشتن
enframe درقاب گذاشتن
enchase در نگین گذاشتن
emplace کار گذاشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com