Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 156 (8 milliseconds)
English
Persian
heating flue
تنوره گربه رو
Other Matches
genet
جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
feline
وابسته به تیره گربه گربه صفت
eddying
تنوره اب
eddy
تنوره اب
eddies
تنوره اب
chimneys
تنوره
kiln
تنوره
chimney
تنوره
eddied
تنوره اب
kilns
تنوره
furnaces
تنوره
stokehole
تنوره
furnace
تنوره
furnace shaft
تنوره کوره
glacier mill
تنوره یخچالی
dust devil
تنوره دیو
head race
تنوره اسیاب
headrace
تنوره اسیاب
gas generator flue
تنوره مولد گاز
flue
تنوره لوله اب گرم یا بخار
flues
تنوره لوله اب گرم یا بخار
pillaring
بالا رفتن ستون دود به طورسریع تنوره کشیدن دود
neko
گربه
malkin
گربه
the cat has nine lives
گربه
air drain
گربه رو
puss
گربه
felid
گربه
grimalkin
گربه
tom cat
گربه نر
flues
گربه رو
flue
گربه رو
tomcat
گربه نر
tomcats
گربه نر
cat
گربه
cats
گربه
moggy
گربه
ventus's shell
کس گربه
gib cat
گربه نر
cri du chat
گربه اوایی
felid
گربه مانند
felidae
تیره گربه
Persian cat
گربه ایرانی
cattish
گربه وار
catling
بچه گربه
cats eye
چشم گربه
cattily
گربه وار
cattiness
گربه صفتی
felinity
گربه صفتی
civet
گربه زباد
abyssinian
نژادی از گربه
catlike
گربه وار
kitling
بچه گربه
fitchet
گربه قطبی
foumart
گربه شمالی
meow
صدای گربه
meaow
صدای گربه
sheat fish
گربه ماهی
lemon grass
گربه دشتی
to lead one a dance
گربه رقصاندن
lead one a dance
گربه رقصاندن
silure
گربه ماهی
tabby cat
گربه خط دار
grimalkin
گربه ماده
gib cat
گربه اخته
tiger cat
گربه وحشی
to pull the strings
گربه رقصاندن
reflecting stud
چشم گربه
foumart
گربه قطبی
cathead
کله گربه
kitten
بچه گربه
kitty
بچه گربه
kitties
بچه گربه
wildcats
گربه وحشی
wildcat
گربه وحشی
cat's paws
پنجه گربه
cat's paw
پنجه گربه
tom
جنس نر گربه نر
mew
صدای گربه
mewed
صدای گربه
cowry
نوعی کس گربه
mewing
صدای گربه
cowries
نوعی کس گربه
tabbies
گربه ماده
kits
بچه گربه
tabby
گربه ماده
kit
بچه گربه
kittens
بچه گربه
cowrie
نوعی کس گربه
catfish
گربه ماهی
cattiest
گربه صفت
cattiest
شبیه گربه
cattier
گربه صفت
cattier
شبیه گربه
ailurophobia
گربه هراسی
galeophobia
گربه هراسی
gatophobia
گربه هراسی
caracal
گربه صحرایی
toms
جنس نر گربه نر
gib
گوه گربه نر
catty
شبیه گربه
pussies
گربه وار
pussy
گربه وار
catty
گربه صفت
tabby cat
گربه ببری یا پلنگی
viverrine
خانواده گربه زباد
They fight like cat and dog.
مانند سگ و گربه به هم می پرند.
viverrine
شبیه گربه زباد
to pull the wires
گربه رقصانی کردن
serval
گربه دشتی افریقایی
miaowed
صدای گربه میومیو
miaows
صدای گربه میومیو
cat gets one's tongue
<idiom>
گربه زبونش را خورده
neko ashi dachi
ایستادن گربه سان
miaowing
صدای گربه میومیو
miaow
صدای گربه میومیو
miaou
صدای گربه میومیو
pussy
ریم الود گربه
pussies
ریم الود گربه
leopard
پلنگ گربه وحشی
gib
گربه صفت بودن
kittenish
مثل بچه گربه
caterwauls
صدای شیون گربه
caterwauling
صدای شیون گربه
caterwauled
صدای شیون گربه
caterwaul
صدای شیون گربه
leopards
پلنگ گربه وحشی
catamountain
یکجور گربه دشتی
beom seogi
گربه سان ایستادن
catamount
یکجور گربه دشتی
Siamese cats
گربه چشم ابی ولاغرسیامی
The cat dreams of mice.
<proverb>
گربه در خواب موش بیند.
There is not room no swing a cat .
<proverb>
گربه را مجال گذز نیست .
fitchew
پوست راسو یا گربه قطبی
fisch
پوست راسو یا گربه قطبی
A cat has nine lives .
<proverb>
گربه هفت جان دارد .
play cat and mouse with someone
<idiom>
موش و گربه بازی کردن
hemp nettle
گیاهان جنس کله گربه
Siamese cat
گربه چشم ابی ولاغرسیامی
linsang
گربه زباد برمه وجاوه
margay
گربه پلنگی امریکای جنوبی
rumpy
یکجور گربه بی دم در جزیره man of isle
cougars
گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
fleas i. doges and cats
کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
cougar
گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
wire pulling
گربه رقصانی تحریک سیاست بازی
manx cat
گربه اهلی موکوتاه ودم کوتاه
Two cas and a mouse , two wives in one house , two.
<proverb>
دو گربه و یک موش ,دو زن در یک خانه و دو سگ و یک استخوان هرگز سلوکشان نشود .
The cat ate the whole mouse.
گربه تمام موش راخورد ( گوشت ،استخوان وغیره )
catgut
روده گربه وغیره که برای بخیه زدن درجراحی بکارمیرود
No matter which way you fling a cat, it will light.
<proverb>
گربه را هر طورى بیندازند روى چهار دست و پا پائین مى آید.
returned
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returning
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returns
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
return
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com