English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
court tennis تنیس داخل سالن
Other Matches
indoor soccer فوتبال داخل سالن
gatecrashers کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
gatecrasher کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
ratline عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
intercommand داخل قسمت داخل یکان
nuclide کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
tennis تنیس
island bases پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
tennist بازیگر تنیس
netman تنیس باز
racquet راکت تنیس
pine pong تنیس رومیزی
racket راکت تنیس
caddy توپ تنیس
clay زمین تنیس
racquets راکت تنیس
tennis court زمین تنیس
backboard دیوار تمرین تنیس
ping-pong تنیس روی میز
pelota بازی تنیس اسپانیولی
seniors تنیس باز سالمند
baselines خط انتهای زمین تنیس
baseline خط انتهای زمین تنیس
press قاب راکت تنیس
lawn tennis تنیس روی چمن
presses قاب راکت تنیس
table tennis تنیس روی میز
tennis shoe تنیس کفش کتانی
tennis set یک دور مسابقه تنیس
senior تنیس باز سالمند
team tennis بازیهای مختلف تنیس
service ace امتیاز سرویس تنیس
center strop نوار پهن تور تنیس
tennis grip طرز گرفتن راکت تنیس
center strap نوار پهن تور تنیس
ad court زمین سرویس سمت چپ تنیس
half court قسمت سرویس زمین تنیس
lawn tennis بازی تنیس روی چمن
forties سومین امتیاز در یک گیم تنیس
forty سومین امتیاز در یک گیم تنیس
baseline game بازی در انتهای زمین تنیس
amphitheater سالن
coliseum سالن
mortise dead lock قفل داخل کار قفل داخل درب
ground stroke ضربه پس از تماس توپ تنیس با زمین
wimbledon جام بین المللی تنیس ویمبلدون
She is passionately fond of tennis . شهوت تنیس باز ی کردن دارد
We mark out the tennis court. زمین تنیس راعلامت گذاری کردیم
badminton نوعی بازی تنیس باتوپ پردار
deuce court زمین سرویس سمت راست تنیس
messes سالن غذاخوری
mess سالن غذاخوری
gallery سرسرا سالن
galleries سرسرا سالن
living rooms سالن نشیمن
concourse سالن اصلی
salon سالن زیبایی
salons سالن زیبایی
beauty salon سالن زیبایی
colosseum سالن بزرگ
arrival hall سالن ورود
showrooms سالن نمایشگاه
showroom سالن نمایشگاه
music halls سالن موسیقی
lyceum سالن بحث
mass hall سالن نهارخوری
mass hall سالن غذاخوری
music hall سالن موسیقی
drawing rooms سالن پذیرایی
drawing room سالن پذیرایی
arrival hall سالن ورود
gyms سالن ژیمناستیک
gym سالن ژیمناستیک
basilica سالن درازومستطیل
lobbied سالن انتظار
lobbies سالن انتظار
basilicas سالن درازومستطیل
lobby سالن انتظار
ballrooms سالن رقص
ballroom سالن رقص
living room سالن نشیمن
backswing تاب اولیه راکت تنیس بسمت عقب
up and back بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
departure hall سالن ترک کردن
saloons سالن زیبایی رستوران
saloon سالن زیبایی رستوران
dojang سالن تمرین تکواندو
lobbies سالن هتل و مهمانخانه
dramshop سالن مشروب فروشی
amusement arcade سالن بازیهای الکترونیکی
lobby سالن هتل و مهمانخانه
wardroom سالن بیماران بیمارستان
lobbied سالن هتل و مهمانخانه
refectories سالن ناهار خوری
officer's mess سالن غذاخوری افسران
saloon car واگن سالن دار
refectory سالن ناهار خوری
astrodome سالن رسد خانه
lyceum سالن سخنرانی عمومی
beauty shop سالن ارایش وزیبایی
parlor car سالن استراحت قطار
hacks ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
hacked ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
hack ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
parlormaid کلفت یاپیشخدمت سالن پذیرایی
valhalla سالن پذیرایی خدای اودین
basilicas کلیساهایی که سالن دراز دارند
basilica کلیساهایی که سالن دراز دارند
The hall has three exits. سالن دارای سه خروجی است.
pop up ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
pop-up ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
nave سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
lounge car قطار دارای سالن استراحت وتفریح
Is there a beauty salon in the hotel? آیا سالن زیبایی در هتل هست؟
mess hall سالن غذا خوری سرباز خانه
naves سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
lounger کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
plateform بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
pullman car واگن سالن دار که جای خواب نیز دارد
lounge اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounging اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
dining facility ساختمان ناهارخوری قسمت ناهارخوری سالن نهارخوری
lounged اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounges اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
aboard داخل
inside <adv.> <prep.> در داخل
within در داخل
withindoors در داخل
interior داخل
interiors داخل
inside داخل
intra داخل
insides داخل
anie داخل
within <prep.> در داخل
lineball داخل
interiorly از داخل
intradivision در داخل لشگر
intrant داخل شونده
interurban داخل شهری
anieoro به طرف داخل
intraspecific داخل گونهای
intratheater در داخل صحنه
anieoro از داخل به خارج
heave in کشیدن به داخل
in and out داخل وخارج
intromit داخل کردن
introgresseive داخل شونده
on berth در داخل بندر
phase in داخل کردن
intraspecies داخل گونهای
interservice داخل قسمت
he went aboard the ship او داخل کشتی شد
inhaul به داخل کشیدن
to play at داخل شدن در
imbark داخل کردن
immit داخل کردن
implode از داخل ترکیدن
implosion انفجار از داخل
to go into داخل شدن در
inboard داخل کشتی
inboard به طرف داخل
inboard به سمت داخل
inbound داخل مرز
to go in داخل شدن
to get into داخل شدن در
ingoing داخل شونده
he is not in it داخل نیست
to work in داخل کردن
interneuron داخل عصبی
interneural داخل عصبی
internal attack تک داخلی یا تک از داخل
to cut in داخل شدن
intermolecular در داخل ذرات
interchart در داخل نقشه
work in داخل کردن
withindoors افراد داخل
cross hair خط داخل دوربین
intercellular داخل سلولی
interior wiring سیمکشی داخل
inside wiring سیمکشی داخل
inhaul به داخل کشنده
uchi uke دفاع از داخل
grind internally داخل را ساییدن
ingressive داخل شونده
impenetrable داخل نشدنی
ingratiate داخل کردن
ingratiated داخل کردن
enters داخل شدن
entered داخل کردن
incorporate داخل کردن
incorporates داخل کردن
interns داخل شدن در
entered داخل شدن
incorporating داخل کردن
enters داخل کردن
interning داخل شدن در
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com