English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (7 milliseconds)
English Persian
ping-pong تنیس روی میز
table tennis تنیس روی میز
Search result with all words
press قاب راکت تنیس
presses قاب راکت تنیس
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
racket راکت تنیس
racquets راکت تنیس
clay زمین تنیس
pop up ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
pop-up ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
tennis تنیس
forties سومین امتیاز در یک گیم تنیس
forty سومین امتیاز در یک گیم تنیس
hack ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
hacked ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
hacks ضربه ناشیانه تنیس راندن اسب بصورت تفریحی
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
baseline خط انتهای زمین تنیس
baselines خط انتهای زمین تنیس
badminton نوعی بازی تنیس باتوپ پردار
lawn tennis بازی تنیس روی چمن
lawn tennis تنیس روی چمن
senior تنیس باز سالمند
seniors تنیس باز سالمند
ad court زمین سرویس سمت چپ تنیس
backboard دیوار تمرین تنیس
backswing تاب اولیه راکت تنیس بسمت عقب
baseline game بازی در انتهای زمین تنیس
caddy توپ تنیس
center strap نوار پهن تور تنیس
center strop نوار پهن تور تنیس
court tennis تنیس داخل سالن
deuce court زمین سرویس سمت راست تنیس
ground stroke ضربه پس از تماس توپ تنیس با زمین
half court قسمت سرویس زمین تنیس
netman تنیس باز
pelota بازی تنیس اسپانیولی
pine pong تنیس رومیزی
racquet راکت تنیس
service ace امتیاز سرویس تنیس
team tennis بازیهای مختلف تنیس
tennis court زمین تنیس
tennis grip طرز گرفتن راکت تنیس
tennis set یک دور مسابقه تنیس
tennis shoe تنیس کفش کتانی
tennist بازیگر تنیس
up and back بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
wimbledon جام بین المللی تنیس ویمبلدون
She is passionately fond of tennis . شهوت تنیس باز ی کردن دارد
We mark out the tennis court. زمین تنیس راعلامت گذاری کردیم
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com