Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
barter
تهاتر مبادله کالاباکالا
bartered
تهاتر مبادله کالاباکالا
bartering
تهاتر مبادله کالاباکالا
barters
تهاتر مبادله کالاباکالا
Other Matches
double coincidence of wants
زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
interchanging
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchange
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
offsetting
تهاتر
cambium
تهاتر
offset
تهاتر
clearance
تهاتر
counter purchase
تهاتر
bater
تهاتر
dicker
تهاتر
exchanges
تهاتر تسعیر
exchanged
تهاتر تسعیر
clearing
تهاتر بانکی
clearing houses
اتاق تهاتر
compensation
جبران تهاتر
clearing house
اتاق تهاتر
compensations
جبران تهاتر
clearings
تهاتر بانکی
exchange
تهاتر تسعیر
offset
حساب تهاتر
automatic adjustment
تهاتر قهری
offsetting
حساب تهاتر
exchanging
تهاتر تسعیر
clearing houses
قسمت تهاتر دربانکها
clearing house
قسمت تهاتر دربانکها
offset of one obligation against another
تهاتر حاصل شدن بین دو دین یا دو تعهد
commodity money
پولی که در تهاتر بجای کالابه کار رود
exchange control
نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
interchanges
مبادله
interchanging
مبادله
interchanged
مبادله
interchange
مبادله
talk
مبادله
talked
مبادله
barter
مبادله
bartered
مبادله
bartering
مبادله
barters
مبادله
trade in
مبادله
trade-in
مبادله
trade-ins
مبادله
bater
مبادله
swapping
مبادله
talks
مبادله
truck
مبادله
trucked
مبادله
trucking
مبادله
trucks
مبادله
reciprocation
مبادله
exchanging
مبادله
exchanged
مبادله
exchanges
مبادله
exchange
مبادله
barters
مبادله پایاپای
barters
مبادله تهاتری
barter
مبادله پایاپای
bourse
مبادله بورس
trade in
مبادله کردن
tit for tat
<idiom>
مبادله منصفانه
exchanged
مبادله پول
barter
مبادله تهاتری
exchanged
مبادله کردن
bartered
مبادله پایاپای
bartered
مبادله تهاتری
value in exchange
ارزش مبادله
bartering
مبادله پایاپای
bartering
مبادله تهاتری
trade-in
مبادله کردن
truckage
مبادله معامله
exchange
مبادله کردن
rate of exchange
نرخ مبادله
exchange
مبادله پول
medium of exchange
وسیله مبادله
intercommunicate
مبادله کردن
inconvertible
مبادله ناپذیر
exchange of notes
مبادله یادداشتها
exchange value
ارزش مبادله
exchangeable
قابل مبادله
exchanger
مبادله کننده
fire fight
مبادله اتش
swop
مبادله کردن
contract curve
منحنی مبادله
reciprocal trading
مبادله متقابل
trade-ins
مبادله کردن
exchange of flags
مبادله پرچمها
exchange
مرکز مبادله
foreign exchange
مبادله خارجی
truckage
مبادله جنسی
cambium
محل مبادله
to barter for
مبادله کردن
chaffer
مبادله کردن
terms of trade
شرایط مبادله
commodity exchange
مبادله کالا
terms of trade
رابطه مبادله
futures exchange
مبادله سلف
interchange
با هم مبادله کردن
interchanging
مبادله کردن
exchanges
مرکز مبادله
interchanging
مبادله کالا
interchanging
با هم مبادله کردن
swops
مبادله کردن
swopping
مبادله کردن
changing
تعویض مبادله
swopped
مبادله کردن
swaps
مبادله کردن
trade
مبادله کردن
interchanges
با هم مبادله کردن
traded
مبادله کردن
interchanged
مبادله کردن
exchanging
مبادله پول
interchange
مبادله کالا
interchanged
مبادله کالا
exchanging
مبادله کردن
interchanged
با هم مبادله کردن
interchanges
مبادله کردن
interchanges
مبادله کالا
interchangeable
قابل مبادله
exchanges
مبادله کردن
swapped
مبادله کردن
interchange
مبادله کردن
traffics
مبادله کالا
exchange rate
نرخ مبادله
exchange rates
نرخ مبادله
exchanging
مرکز مبادله
exchanged
مرکز مبادله
changes
تعویض مبادله
swap
مبادله کردن
traffic
مبادله کالا
changed
تعویض مبادله
trafficked
مبادله کالا
change
تعویض مبادله
exchanges
مبادله پول
trafficking
مبادله کالا
changed
پول خرد مبادله
exchange restriction
کنترل مبادله ارز
changing
پول خرد مبادله
exchangee
چیز مبادله شده
changes
پول خرد مبادله
exchanging
مبادله کردن تعویض
traded
مزاحمت مبادله کالا
to spar at each other
مبادله کلام کردن
swap out
مبادله کردن به خارج
swap in
مبادله کردن به داخل
rate of exchange
نرخ مبادله ارز
purchasing power parity
نرخ نسبی مبادله
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
olefin metathesis reaction
واکنش مبادله اولفینی
exchanging
معاوضه و مبادله پول
unvisual exchange
مبادله نامرئی چوب
trade
مزاحمت مبادله کالا
inside pass
مبادله چوب در امدادی
lay to
مبادله ضربات کردن
exchange rate
نرخ مبادله ارز
cartel
مبادله اسیران جنگی
takeovers
مبادله چوب امدادی
exchange
معاوضه و مبادله پول
at the current rate of exchange
به نرخ مبادله جاری
exchanges
مبادله کردن تعویض
takeover
مبادله چوب امدادی
automatic data handling
سیستم مبادله خودکاراطلاعات
exchanged
مبادله کردن تعویض
exchange rates
نرخ مبادله ارز
exchanges
معاوضه و مبادله پول
change
پول خرد مبادله
exchanged
معاوضه و مبادله پول
exchanged
صرافی مبادله کردن
exchange
صرافی مبادله کردن
cartels
مبادله اسیران جنگی
data interchange format file
فایل با فرمت مبادله
exchanging
صرافی مبادله کردن
exchanges
صرافی مبادله کردن
exchange
مبادله کردن تعویض
fixed exchange rate
نرخ مبادله ثابت ارز
covenant
که بین طرفین مبادله می گردد
dif
فایل قالب مبادله داده ها
sprint pass
مبادله نامرئی چوب امدادی
covenants
که بین طرفین مبادله می گردد
american standard
کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
cartels
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
cartel
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
automatic data handling
سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
commmute
تغییر دادن مبادله کردن
redemption
مبادله اوراق بهادار با پول
automatic digital network
شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
to exchange something
[for something]
مبادله کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
manchester school
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
privacy
جداسازی مبادله پیام برای تامین
boot
اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
dicker
مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
clearinghouse
سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
passing action
عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
parlementaire
کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
double coincidence of wants
نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
consular convention
عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
navigation head
بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
exchange of instruments of ratification
مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
exchange of full powers
رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
clearing and switch buying
توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com