Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
spaced armor
تهیه زره دو پوشه یا دوپوسته
Other Matches
double diagonal
دوپوسته
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
wrapper
پوشه
wrappers
پوشه
jacket
پوشه
jackets
پوشه
sleet
یخ پوشه
folders
پوشه
folder
پوشه
membrane
پوشه
case
پوشه
sleets
یخ پوشه
sleeted
یخ پوشه
sleeting
یخ پوشه
membranes
پوشه
covering
پوشه دربرگیرنده
binder
پوشه پرونده
binders
پوشه پرونده
folio
دفتر یادداشت پوشه یاکارتن کاغذ
folios
دفتر یادداشت پوشه یاکارتن کاغذ
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
share
پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shared
پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shares
پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
find
برنامه کمکی در ویندوز که در همه دیسکها دنبال یک فایل یا پوشه یا کامپیوتر مشخص می گردد
finds
برنامه کمکی در ویندوز که در همه دیسکها دنبال یک فایل یا پوشه یا کامپیوتر مشخص می گردد
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
target folders
پوشههای پرونده هدف پوشه اطلاعات هدف
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
preparations
تهیه
purvey
تهیه
off hand
بی تهیه
counter preparation
ضد تهیه
provision
تهیه
procurement
تهیه
ministration
تهیه
purveyed
تهیه
preparation
تهیه
seating
تهیه جا
housing
تهیه جا
supplying
تهیه
supply
تهیه
supplied
تهیه
purveys
تهیه
purveying
تهیه
provides
تهیه دیدن
blend
تهیه کردن
blends
تهیه کردن
cater
تهیه کردن
catered
تهیه کردن
counter preparation
تیر ضد تهیه
catering
تهیه کردن
provides
تهیه کردن
lighting feeder
تهیه روشنایی
affords
تهیه کردن
provision
تهیه کردن
affording
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
data processing
تهیه اطلاعات
data processing
تهیه و تولیداطلاعات
base development
تهیه پایگاه
provide
تهیه کردن
provide
تهیه دیدن
placement
تهیه کار
processes
تهیه کردن
procured
تهیه کردن
procures
تهیه کردن
process
تهیه کردن
placement
تهیه شغل
placements
تهیه کار
fabricator
تهیه کننده
procuring
تهیه کردن
placements
تهیه شغل
procure
تهیه کردن
supplier
تهیه کننده
caters
تهیه کردن
prepare
تهیه کردن
administer
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
prepares
تهیه کردن
administers
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
pitched
تهیه دیده
suppliers
تهیه کننده
the water supply of tehran
تهیه اب تهران
preparations
تهیه مقدمات
preparation
تهیه و ارایش
preparation
اتش تهیه
preparation
تهیه مقدمات
furtherance
تهیه وسایل
preparations
اتش تهیه
preparations
تهیه و ارایش
vacuum-packed
تهیه شده
to bargain for
تهیه دیدن
to find in
تهیه کردن
to make provision
تهیه دیدن
triplication
تهیه در سه نسخه
triplicity
تهیه در سه نسخه
victual
تهیه اذوقه
victualage
تهیه اذوقه
appropriated
<adj.>
<past-p.>
تهیه شده
supplied
تهیه کردن
provided
[that]
<conj.>
تهیه شده
provided
<adj.>
<past-p.>
تهیه شده
laid on
<past-p.>
تهیه شده
supplying
تهیه کردن
supply
تهیه کردن
purveyance
تهیه خواربار
administered
تهیه کردن
weaponry
تهیه سلاح
preparation fire
تیر تهیه
preparation fire
اتش تهیه
preparation time
زمان تهیه
preparation of food
تهیه خوراک
provisionment
تهیه خواربار
prepare mortar
تهیه ملات
the preparation day
روز تهیه
photo imagery
تهیه عکس
preparator
تهیه کننده
on the stocks
د رشرف تهیه
parasceve
روز تهیه
preparatorily
بعنوان تهیه
duplicators
ماشین تهیه رونوشت
precontract preparations
تهیه اسناد قرارداد
programmer
تهیه کننده برنامه
programmers
تهیه کننده برنامه
stenciller
تهیه کننده استنسیل
duplicator
ماشین تهیه رونوشت
melinite
مخصوص تهیه چاشنی
bill
تهیه کردن صورتحساب
bills
تهیه کردن صورتحساب
forge
تهیه جنس قلابی
forges
تهیه جنس قلابی
effigies
تمثال تهیه کردن
effigy
تمثال تهیه کردن
lyonnaise
باپیاز تهیه شده
programme
برنامه تهیه کردن
programmes
برنامه تهیه کردن
process
تهیه و تولید کردن
polychrome
تهیه عکسهای رنگی
polychromy
فن تهیه نقوش الوان
prearrange
قبلا تهیه کردن
it is in preparation
در دست تهیه است
information providers
تهیه کنندگان اطلاعات
quadruplication
تهیه چیزی درچهارنسخه
whomp up
بسرعت تهیه کردن
beach unit
یکان تهیه بارانداز
rotogravure
تهیه گراور غلتکی
barrier tactics
تاکتیک تهیه موانع
artillery preparation
اتش تهیه توپخانه
processes
تهیه و تولید کردن
prearranged
از پیش تهیه شده
scripting
تهیه فایل اغازگر
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
stenciler
تهیه کننده استنسیل
artillery preparation
تیر تهیه توپخانه
acetylene generator
دستگاه تهیه استیلن
aggregate flow diagram
نمودار تهیه مصالح
area projection
تهیه نقشه از منطقه
cold turkey
بدون تهیه وتدارک
quadruplicate
در چهارنسخه تهیه کردن
affordable
قابل تهیه و خریداری
hydrography
تهیه نقشه دریایی
he is an adequate provider
برای تهیه خواربار
furred
تهیه شده باخز
preparatory students
شاگردان تهیه یا مقدماتی
topography
تهیه نقشه از عوارض
program section
بخش تهیه برنامه ها
project section
بخش تهیه پروژه ها
project section
بخش تهیه طرحها
budgeter
تهیه کننده بودجه
budgeteer
تهیه کننده بودجه
budget directive
دستورالعمل تهیه بودجه
area projection
تهیه تصویر منطقه
advancing
قبلا تهیه شده
getting
تهیه کردن فهمیدن
gets
تهیه کردن فهمیدن
get
تهیه کردن فهمیدن
procure
تهیه و تحویل اماد
procured
تهیه و تحویل اماد
procuring
تهیه و تحویل اماد
hosts
تهیه تسهیلات ورزشی
procurement
تهیه و تحویل اماد
programs
برنامه تهیه کردن
program
برنامه تهیه کردن
harness
اشیاء تهیه کردن
advance
قبلا تهیه شده
advances
قبلا تهیه شده
extemporised
فورا تهیه کردن
extemporises
فورا تهیه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com