English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
English Persian
put out تهیه کردن اشفته کردن
Other Matches
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
embroils اشفته کردن
puzzling اشفته کردن
to put in a flutter اشفته کردن
embrangle اشفته کردن
puzzle اشفته کردن
roil اشفته کردن
pertub اشفته کردن
embroiling اشفته کردن
embroiled اشفته کردن
mess اشفته کردن
messes اشفته کردن
harrows اشفته کردن
harrow اشفته کردن
embroil اشفته کردن
puzzles اشفته کردن
dishevel ژولیده کردن اشفته کردن
upsetting اشفته کردن مضطرب کردن
flummoxing اشفته کردن مغشوش کردن
flummoxes اشفته کردن مغشوش کردن
flummoxed اشفته کردن مغشوش کردن
upset اشفته کردن مضطرب کردن
upsets اشفته کردن مضطرب کردن
flummox اشفته کردن مغشوش کردن
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
snafu اشفته بودن درهم وبرهم کردن
flea flicker پاس اشفته برای گیج کردن حریف
schematize بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
castellation تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something [contract, job etc.] چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
orchestrating هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrated هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrates هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
to draw out تهیه کردن طرح کردن
makes تهیه کردن طرح کردن
furnish مزین کردن تهیه کردن
furnishes مزین کردن تهیه کردن
make تهیه کردن طرح کردن
furnishing مزین کردن تهیه کردن
To make reservations. To book seats. جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
supplied تهیه کردن
procuring تهیه کردن
supplying تهیه کردن
preparing تهیه کردن
supply تهیه کردن
procured تهیه کردن
procure تهیه کردن
procures تهیه کردن
prepare تهیه کردن
prepares تهیه کردن
blend تهیه کردن
affording تهیه کردن
administers تهیه کردن
provision تهیه کردن
process تهیه کردن
administering تهیه کردن
caters تهیه کردن
catering تهیه کردن
catered تهیه کردن
cater تهیه کردن
afford تهیه کردن
affords تهیه کردن
administered تهیه کردن
processes تهیه کردن
administer تهیه کردن
afforded تهیه کردن
to find in تهیه کردن
blends تهیه کردن
provides تهیه کردن
provide تهیه کردن
conserve کنسرو تهیه کردن
conserves کنسرو تهیه کردن
conserving کنسرو تهیه کردن
enabling تهیه کردن برای
conserved کنسرو تهیه کردن
fund تهیه وجه کردن
enable تهیه کردن برای
enables تهیه کردن برای
enabled تهیه کردن برای
triplicate در سه نسخه تهیه کردن
bill تهیه کردن صورتحساب
bills تهیه کردن صورتحساب
preparations تهیه کردن اتش
harnessing اشیاء تهیه کردن
programme برنامه تهیه کردن
programmes برنامه تهیه کردن
whomp up بسرعت تهیه کردن
prearrange قبلا تهیه کردن
effigy تمثال تهیه کردن
effigies تمثال تهیه کردن
funded تهیه وجه کردن
getting تهیه کردن فهمیدن
gets تهیه کردن فهمیدن
get تهیه کردن فهمیدن
harnessed اشیاء تهیه کردن
harness اشیاء تهیه کردن
programs برنامه تهیه کردن
program برنامه تهیه کردن
processes تهیه و تولید کردن
preparation تهیه کردن اتش
process تهیه و تولید کردن
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
extemporised فورا تهیه کردن
extemporize فورا تهیه کردن
extemporises فورا تهیه کردن
extemporising فورا تهیه کردن
extemporizes فورا تهیه کردن
extemporizing فورا تهیه کردن
extemporized فورا تهیه کردن
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
projection print روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
financed بودجه چیزی را تهیه کردن
aminister تهیه کردن بکار بردن
boss نقش برجسته تهیه کردن
finances بودجه چیزی را تهیه کردن
bossing نقش برجسته تهیه کردن
bosses نقش برجسته تهیه کردن
bossed نقش برجسته تهیه کردن
draft تهیه کردن پیش نویس
to draw up تهیه کردن درصف اوردن
mush حریره اردذرت تهیه کردن
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
drafts تهیه کردن پیش نویس
handwrite نسخه خطی تهیه کردن
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
drafted تهیه کردن پیش نویس
scabble زمخت وناصاف تهیه کردن
to raise funds تهیه وجه یاسرمایه کردن
circumstantiate امارات لازمه را تهیه کردن
finance بودجه چیزی را تهیه کردن
financing بودجه چیزی را تهیه کردن
munition تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
outlined مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
financing علم دارایی تهیه پول کردن
outline مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finance علم دارایی تهیه پول کردن
finances علم دارایی تهیه پول کردن
financed علم دارایی تهیه پول کردن
outlining مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
develop توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outlines مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
revictual دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
develops توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
preparative تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
mekeready تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
financed درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
finance درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishing تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
finances درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
financing درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
conformal projection نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
mapping نقشه کشی کردن تهیه نقشه
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
briefed خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
upsets اشفته
upsetting اشفته
chaotic اشفته
flickering اشفته
berserk اشفته
disturbed اشفته
inquiet اشفته
tumultuary اشفته
turbulant اشفته
garbled اشفته
messy اشفته
turbulent اشفته
perturbate اشفته
upset اشفته
frenzied اشفته
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
vexatious اشفته مضطرب
berserker اشفته ازجادررفته
unsettled اشفته مختل
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com