English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (24 milliseconds)
English Persian
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
Other Matches
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
schematize بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pull off something [contract, job etc.] چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
castellation تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
preparing تهیه کردن
provision تهیه کردن
administering تهیه کردن
supplied تهیه کردن
supply تهیه کردن
supplying تهیه کردن
administers تهیه کردن
prepares تهیه کردن
prepare تهیه کردن
to find in تهیه کردن
cater تهیه کردن
processes تهیه کردن
blend تهیه کردن
blends تهیه کردن
administer تهیه کردن
afford تهیه کردن
afforded تهیه کردن
catered تهیه کردن
catering تهیه کردن
affording تهیه کردن
process تهیه کردن
provide تهیه کردن
provides تهیه کردن
caters تهیه کردن
affords تهیه کردن
procured تهیه کردن
administered تهیه کردن
procure تهیه کردن
procures تهیه کردن
procuring تهیه کردن
orchestrate هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrates هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrated هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
triplicate در سه نسخه تهیه کردن
prearrange قبلا تهیه کردن
fund تهیه وجه کردن
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
enabled تهیه کردن برای
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
process تهیه و تولید کردن
effigy تمثال تهیه کردن
effigies تمثال تهیه کردن
processes تهیه و تولید کردن
conserve کنسرو تهیه کردن
conserves کنسرو تهیه کردن
conserving کنسرو تهیه کردن
preparation تهیه کردن اتش
preparations تهیه کردن اتش
enable تهیه کردن برای
bill تهیه کردن صورتحساب
bills تهیه کردن صورتحساب
funded تهیه وجه کردن
harnessing اشیاء تهیه کردن
conserved کنسرو تهیه کردن
extemporised فورا تهیه کردن
extemporising فورا تهیه کردن
extemporize فورا تهیه کردن
extemporized فورا تهیه کردن
programmes برنامه تهیه کردن
programme برنامه تهیه کردن
enables تهیه کردن برای
extemporizes فورا تهیه کردن
getting تهیه کردن فهمیدن
extemporizing فورا تهیه کردن
extemporises فورا تهیه کردن
enabling تهیه کردن برای
gets تهیه کردن فهمیدن
get تهیه کردن فهمیدن
harness اشیاء تهیه کردن
harnessed اشیاء تهیه کردن
program برنامه تهیه کردن
whomp up بسرعت تهیه کردن
programs برنامه تهیه کردن
handwrite نسخه خطی تهیه کردن
aminister تهیه کردن بکار بردن
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
scabble زمخت وناصاف تهیه کردن
finance بودجه چیزی را تهیه کردن
bossed نقش برجسته تهیه کردن
finances بودجه چیزی را تهیه کردن
draft تهیه کردن پیش نویس
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
circumstantiate امارات لازمه را تهیه کردن
to raise funds تهیه وجه یاسرمایه کردن
drafted تهیه کردن پیش نویس
bosses نقش برجسته تهیه کردن
financing بودجه چیزی را تهیه کردن
financed بودجه چیزی را تهیه کردن
to draw up تهیه کردن درصف اوردن
boss نقش برجسته تهیه کردن
drafts تهیه کردن پیش نویس
mush حریره اردذرت تهیه کردن
bossing نقش برجسته تهیه کردن
outlined مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
revictual دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
munition تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
outlines مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
develop توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
finance علم دارایی تهیه پول کردن
preparative تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
develops توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
financed علم دارایی تهیه پول کردن
financing علم دارایی تهیه پول کردن
outlining مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outline مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finances علم دارایی تهیه پول کردن
mekeready تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
finances درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
finance درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
financing درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
furnish مزین کردن تهیه کردن
To make reservations. To book seats. جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
make تهیه کردن طرح کردن
put out تهیه کردن اشفته کردن
to draw out تهیه کردن طرح کردن
makes تهیه کردن طرح کردن
furnishing مزین کردن تهیه کردن
furnishes مزین کردن تهیه کردن
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
conformal projection نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
mapping نقشه کشی کردن تهیه نقشه
brief خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
supplied تهیه
supply تهیه
purveys تهیه
purveyed تهیه
ministration تهیه
provision تهیه
housing تهیه جا
supplying تهیه
purveying تهیه
counter preparation ضد تهیه
procurement تهیه
seating تهیه جا
off hand بی تهیه
preparation تهیه
preparations تهیه
purvey تهیه
preparation تهیه و ارایش
triplicity تهیه در سه نسخه
preparations تهیه مقدمات
preparations اتش تهیه
fabricator تهیه کننده
preparation تهیه مقدمات
triplication تهیه در سه نسخه
preparation اتش تهیه
provide تهیه دیدن
preparations تهیه و ارایش
placement تهیه شغل
pitched تهیه دیده
victualage تهیه اذوقه
furtherance تهیه وسایل
placement تهیه کار
victual تهیه اذوقه
counter preparation تیر ضد تهیه
placements تهیه شغل
data processing تهیه و تولیداطلاعات
data processing تهیه اطلاعات
vacuum-packed تهیه شده
photo imagery تهیه عکس
provides تهیه دیدن
placements تهیه کار
on the stocks د رشرف تهیه
suppliers تهیه کننده
supplier تهیه کننده
parasceve روز تهیه
laid on <past-p.> تهیه شده
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com