English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
furnisher تهیه کننده سامان واثاثیه
Other Matches
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
suppliers تهیه کننده
preparator تهیه کننده
fabricator تهیه کننده
supplier تهیه کننده
programmers تهیه کننده برنامه
programmer تهیه کننده برنامه
stenciler تهیه کننده استنسیل
budgeteer تهیه کننده بودجه
stenciller تهیه کننده استنسیل
budgeter تهیه کننده بودجه
draftsman تهیه کننده لوایح قانونی
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
doa شرح محصولی که به هنگام دریافت از سازنده یا تهیه کننده کار نمیکند
authors CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
orderless بی سامان
unsettled بی سامان
repose سامان
schemed سامان سازی
schemes سامان سازی
furniture سامان اسباب
anarchist سامان ستیز
reintegrate سر و سامان دادن
mask الگو سامان
scheme سامان سازی
masks الگو سامان
anarchism سامان ستیزی
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
preparations تهیه
counter preparation ضد تهیه
supply تهیه
supplied تهیه
supplying تهیه
seating تهیه جا
purveying تهیه
housing تهیه جا
provision تهیه
purveys تهیه
preparation تهیه
off hand بی تهیه
procurement تهیه
purveyed تهیه
purvey تهیه
ministration تهیه
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
provide تهیه کردن
weaponry تهیه سلاح
supply تهیه کردن
the preparation day روز تهیه
the water supply of tehran تهیه اب تهران
supplied تهیه کردن
provide تهیه دیدن
supplying تهیه کردن
base development تهیه پایگاه
preparation تهیه مقدمات
to find in تهیه کردن
procuring تهیه کردن
affording تهیه کردن
procured تهیه کردن
afforded تهیه کردن
furtherance تهیه وسایل
procures تهیه کردن
preparation اتش تهیه
data processing تهیه و تولیداطلاعات
provides تهیه دیدن
provides تهیه کردن
afford تهیه کردن
procure تهیه کردن
to bargain for تهیه دیدن
placements تهیه شغل
provisionment تهیه خواربار
preparation fire تیر تهیه
data processing تهیه اطلاعات
blend تهیه کردن
counter preparation تیر ضد تهیه
blends تهیه کردن
placements تهیه کار
placement تهیه شغل
administer تهیه کردن
cater تهیه کردن
catered تهیه کردن
pitched تهیه دیده
administered تهیه کردن
victual تهیه اذوقه
prepare mortar تهیه ملات
preparatorily بعنوان تهیه
lighting feeder تهیه روشنایی
provision تهیه کردن
administering تهیه کردن
to make provision تهیه دیدن
photo imagery تهیه عکس
parasceve روز تهیه
preparation time زمان تهیه
preparation of food تهیه خوراک
victualage تهیه اذوقه
preparation fire اتش تهیه
laid on <past-p.> تهیه شده
processes تهیه کردن
triplicity تهیه در سه نسخه
triplication تهیه در سه نسخه
purveyance تهیه خواربار
prepare تهیه کردن
affords تهیه کردن
preparations تهیه و ارایش
prepares تهیه کردن
preparing تهیه کردن
preparations اتش تهیه
preparations تهیه مقدمات
caters تهیه کردن
process تهیه کردن
provided <adj.> <past-p.> تهیه شده
appropriated <adj.> <past-p.> تهیه شده
provided [that] <conj.> تهیه شده
administers تهیه کردن
placement تهیه کار
catering تهیه کردن
on the stocks د رشرف تهیه
vacuum-packed تهیه شده
preparation تهیه و ارایش
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
tasty باسلیقه تهیه شده
conserved کنسرو تهیه کردن
conserve کنسرو تهیه کردن
whomp up بسرعت تهیه کردن
affordable قابل تهیه و خریداری
advancing قبلا تهیه شده
advances قبلا تهیه شده
advance قبلا تهیه شده
project section بخش تهیه طرحها
tastiest باسلیقه تهیه شده
he is an adequate provider برای تهیه خواربار
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
procurement تهیه و تحویل اماد
conserving کنسرو تهیه کردن
cold turkey بدون تهیه وتدارک
conserves کنسرو تهیه کردن
preparation تهیه کردن اتش
hydrography تهیه نقشه دریایی
tastier باسلیقه تهیه شده
preparations تهیه کردن اتش
program برنامه تهیه کردن
funded تهیه وجه کردن
fund تهیه وجه کردن
prearrange قبلا تهیه کردن
precontract preparations تهیه اسناد قرارداد
effigies تمثال تهیه کردن
effigy تمثال تهیه کردن
artillery preparation اتش تهیه توپخانه
artillery preparation تیر تهیه توپخانه
forges تهیه جنس قلابی
forge تهیه جنس قلابی
duplicator ماشین تهیه رونوشت
enabling تهیه کردن برای
enables تهیه کردن برای
enabled تهیه کردن برای
enable تهیه کردن برای
duplicators ماشین تهیه رونوشت
scripting تهیه فایل اغازگر
area projection تهیه تصویر منطقه
area projection تهیه نقشه از منطقه
aggregate flow diagram نمودار تهیه مصالح
hosted تهیه تسهیلات ورزشی
acetylene generator دستگاه تهیه استیلن
host تهیه تسهیلات ورزشی
it is in preparation در دست تهیه است
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
quadruplication تهیه چیزی درچهارنسخه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com