English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (8 milliseconds)
English Persian
hypocritical توام با تدلیس و تزویر
Other Matches
fraud تدلیس جزائی تدلیس مدنی
frauds تدلیس جزائی تدلیس مدنی
stealing from a protected palce سرقت توام با هتک حرز دزدی توام با هتک حرز
hypocrisy تدلیس
false pretense تدلیس
trickery تدلیس
subreption تدلیس
calcining klin کوره تدلیس
option of fraud خیار تدلیس
option of trickery خیار تدلیس
calcining method روش تدلیس
fraudulent misrepresentation تدلیس مدنی
act hypocritical تدلیس کردن
play the hypocrite تدلیس کردن
deception تدلیس مدنی
deceptions تدلیس مدنی
swindling تدلیس جزائی کلاهبرداری
guile تلبیس تدلیس خیانت
artless بی تزویر
double-dealing تزویر
artifice تزویر
artifices تزویر
disingenuousness تزویر
guileless بی تزویر
hypocrisy تزویر
falsification تزویر
dissimulation تزویر
ingenuous بی تزویر
single minded بی تزویر
guile تزویر
wiliness تزویر
wilily با تزویر
duplicity تزویر
wiles تزویر
single-minded بی تزویر
plain hearted بی تزویر
simple hearted بی تزویر
candid بی تزویر
unsophisticated بی تزویر جانزده
act hypocritical تزویر کردن
falsifying تزویر کردن
falsify تزویر کردن
falsifies تزویر کردن
falsified تزویر کردن
guilelessly بدون تزویر
impostrous تزویر امیز
ingenuously بدون تزویر
wile تزویر مکر
disingenuously ازروی تزویر
guileless بی حیله و تزویر
dissimulate تزویر کردن
dissimulated تزویر کردن
dissimulates تزویر کردن
dissimulating تزویر کردن
doubliy ازروی تزویر
guile دستان و تزویر تلبیس
guilefully از روی حیله و تزویر
feigningly از روی بهانه یا تزویر
adulteration جعل و تزویر استحاله
fairly بدون تزویر منصفانه
adnate توام
gemel توام
geminate توام
gemini توام
duad توام
biparous توام زا
mixed توام
joint توام
twin توام
twinned توام
underhand حقه بازی تقلب و تزویر
guilefully از روی حیله و تزویر مزورانه
open faced دارای سیمای بازو بی تزویر
geminate توام کردن
integrated staff ستاد توام
amalgamating توام کردن
twin check مقابله توام
twin check بررسی توام
twain توام دوقلو
mixed air توام هوا
integrated training اموزش توام
intergrowth رویش توام
reatrain عملکرد توام
mixed graze توام زمین
accompanies توام کردن
integrate توام کردن
deprived توام با محرومیت
amalgamated توام کردن
aluminum coating by spraying amalgamate توام کردن
twinned توام کردن
twin توام کردن
amalgamate توام کردن
accompany توام کردن
integrating توام کردن
integrates توام کردن
easeful توام باراحتی
accompanied توام کردن
amalgamates توام کردن
plainspoken صاف و پوست کنده بی ریا و تزویر
effective faith ایمان توام باعمل
rainsquall باران توام باتوفان
participant observation مشاهده توام با مشارکت
blizzards بادشدید توام بابرف
armstand dive شیرجه توام با بالانس
integrated defense پدافند هوایی توام
blizzard بادشدید توام بابرف
charge coupled device دستگاه توام با بار
twin bill دو مسابقه توام در یک برنامه
conjugate درهم امیختن توام
work relief استراحت توام با کار
misrepresentation در CL وقتی قلب واقعیت میتواند در محدوده مسئولیت مدنی موضوع دعوی قرار گیرد که ناشی از عمد وقصد باشد تدلیس
synergism کار توام ودسته جمعی
synergy کار توام اشتراک مساعی
adnate مربوط باعضاء تناسلی توام
masque نمایش توام با موسیقی ورقص
integrated defense پدافند ازمناطق توام دفاعی
integrated reservoir operation بهره برداری توام از چندمخزن
to wed one quality to onether دوصفت راباهم توام کردن
kleptolagnia تحریک جنسی توام با دزدی
malicious prosecution پیگرد یا دستگیری توام با سوء نیت
auxesis رشد توام باعدم تقسیم یاخته
androgyny وجود دو حالت زنانگی ومردانگی توام
tinged with cnvy حساسیت امیز توام بارشک یاحسادت
rule of reason تفسیر قانونی توام با سوء نیت
pleuropneumonia ذات الجنب توام با سینه پهلو
High Mass عشاء ربانی توام با موسیقی وبخور
poll degree درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد
object lesson درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
object lessons درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
vaude نمایش جوربجور واریته درام کوچکی که توام بارقص واواز باشد
dissembling تدلیس کردن پنهان کردن
dissembles تدلیس کردن پنهان کردن
dissemble تدلیس کردن پنهان کردن
dissembled تدلیس کردن پنهان کردن
undeceive مبرا از فریب و تزویر کردن از فریب اگاهانیدن
galls حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
gall حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
melodramas نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
melodrama نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
foxing روباه بازی کردن تزویر کردن
foxes روباه بازی کردن تزویر کردن
fox روباه بازی کردن تزویر کردن
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com