Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
starting power
توانایی راه اندازی
Other Matches
intelligence
1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
wrist wrestling
مچ اندازی
diving
اب اندازی
filling
اب اندازی
fillings
اب اندازی
arm wrestling
مچ اندازی
expectoration
تف اندازی
exspuition
تف اندازی
inbreak
دست اندازی
cannonry
توپ اندازی
contortion
ازشکل اندازی
gunshot
تیر اندازی
ecdysis
پوست اندازی
extrajection
برون اندازی
encroachments
دست اندازی
encroachment
دست اندازی
sortition
قرعه اندازی
sortition
پشک اندازی
start up
راه اندازی
triggering
راه اندازی
trigger
راه اندازی
snash
دست اندازی
contortions
ازشکل اندازی
actuation
بکار اندازی
launghing
براه اندازی
ejection
بیرون اندازی
boot
راه اندازی
lead work
شیشه اندازی
lead work
جام اندازی
leg pull
دست اندازی
molt
پوست اندازی
chrematistics
علم پس اندازی
firing
توپ اندازی
cannonade
توپ اندازی
bootstrap
خودراه اندازی
dockage
حق بار اندازی
glaziery
جام اندازی
basket dam
بندسله اندازی
triggered
راه اندازی
triggers
راه اندازی
starting
راه اندازی
shading
سایه اندازی
sputtering
بیرون اندازی
gunfire
تیر اندازی
moulting
شاخ اندازی
moulting
پوست اندازی
abortion
بچه اندازی
abortions
بچه اندازی
gunshots
تیر اندازی
trapping
در تله اندازی
postponements
تاخیر اندازی
supersedure
تعویق اندازی
postponement
تاخیر اندازی
trap
در تله اندازی
trapping
بدام اندازی
encroaches
دست اندازی کردن
drainage
خشک اندازی فاضلاب
encroached
دست اندازی کردن
encroach
دست اندازی کردن
drivers
برنامه راه اندازی
attemptable
قابل دست اندازی
reset
راه اندازی مجدد
casting
روش قلاب اندازی
soft start
راه اندازی نرم
driver
برنامه راه اندازی
boot record
رکورد راه اندازی
resets
راه اندازی مجدد
cold boot
راه اندازی سرد
ectuating switch
سوئیچ راه اندازی
starting time
زمان راه اندازی
cockfight
جنگ اندازی خروس ها
start button
تکمه راه اندازی
start up disk
دیسک راه اندازی
starting current
جریان راه اندازی
starting lever
اهرم راه اندازی
starting motor
موتور راه اندازی
starting power
قدرت راه اندازی
starting procese
فرایند راه اندازی
starting torque
کشتاور راه اندازی
to lay a wager
دست اندازی کردن
to load off
بار اندازی کردن
to set intrigues on foot
پشت سر هم اندازی کردن
upcast
بالا اندازی تاه کش
encroach
دست اندازی کردن
impinge
دست اندازی کردن
tournament casting
مسابقه قلاب اندازی
cockfights
جنگ اندازی خروس ها
boot
خود راه اندازی
igniter switch
کلید راه اندازی
reboot
راه اندازی مجدد
releasing mechanism
مکانیسم راه اندازی
operating handle
دستگیره راه اندازی
self assertion
خودرا جلو اندازی
shadow ball
تمرین گوی اندازی
skish
مسابقه قلاب اندازی
gabion
سله اندازی گابیون
starting position
وضعیت راه اندازی
reaching
توانایی
might
توانایی
energy
توانایی
energies
توانایی
qualification
توانایی
credential
توانایی
skill
توانایی
expertise
توانایی
reach
توانایی
reached
توانایی
potence
توانایی
potently
با توانایی
potentiality
توانایی
potentialities
توانایی
faculty
توانایی
faculties
توانایی
able-bodied
توانایی
puissance
توانایی
strenght
توانایی
competence
توانایی
reaches
توانایی
authority
توانایی
influences
توانایی
capability
توانایی
means
توانایی
influencing
توانایی
power
توانایی
ably
با توانایی
powering
توانایی
influenced
توانایی
ability
توانایی
influence
توانایی
powered
توانایی
abilities
توانایی
powers
توانایی
innate releasing mechanism
مکانیسم راه اندازی فطری
surf cast
قلاب اندازی از ساحل در موج
master boot record
رکورد راه اندازی اصلی
cold starting
راه اندازی در حالت سرد
starting winding
سیم پیچی راه اندازی
glazing
شیشه بری جام اندازی
offhand position
حالت ایستاده در تیر اندازی
system reset
راه اندازی مجدد سیستم
sagittary
سهمی وابسته به تیر اندازی
drayage
هزینه بارگیری وبار اندازی
device driver
برنامه راه اندازی دستگاه
cranking capacity of battery
فرفیت راه اندازی باتری
working capacity
توانایی کار
to the best of ones ability
بامنتهای توانایی
strength
قوه توانایی
if possible
در صورت توانایی
have (something) going for one
<idiom>
توانایی داشتن
strengths
قوه توانایی
authority
توانایی اجازه
feasibility
توانایی انجام
general ability
توانایی عمومی
vim
انرژی توانایی
ability test
آزمون توانایی
convertibility
توانایی تغییر
verbal ability
توانایی کلامی
non ability
عدم توانایی
energy
توانایی کار
numerical ability
توانایی عددی
reasoning ability
توانایی استدلال
capacities
توانایی گنجایش
capacities
صلاحیت توانایی
capacities
توانایی کار
capacity
توانایی گنجایش
capacity
صلاحیت توانایی
risibility
توانایی خندیدن
powerlessly
با عدم توانایی
energies
توانایی کار
special ability
توانایی اختصاصی
spatial ability
توانایی فضایی
sentience
توانایی حسی
capacity
توانایی کار
capability
توانایی مقدورات
potency
توانایی نیرومندی
mental ability
توانایی ذهنی
grid current starting point
نقطه راه اندازی جریان شبکه
navy yard
محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
to bring a bout by intrigue
بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
instant start lamp
لامپ با راه اندازی در حالت سرد
hardware reset
باز راه اندازی سخت افزاری
outfoxing
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxes
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxed
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfox
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
pie alley
مسیر اسان برای گوی اندازی
centrifugal starting switch
سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
authority
توانایی انجام کاری
absorptive
توانایی مکش یا جذب
capable
توانایی انجام کاری
one-upmanship
<idiom>
توانایی سر بودن از دیگران
almightiness
توانایی برهمه چیز
nondeletable
عدم توانایی حذف
psi ability
توانایی فرا روانی
get to
<idiom>
توانایی داشتن برای
(have) what it takes
<idiom>
توانایی انجام کار
nonscrollable
عدم توانایی انتقال
solvency
توانایی پرداخت بدهی
skipped
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skips
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com