English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
cama توده ابرمانندی که هسته ستاره دنباله داررافراگرفته است
Other Matches
coma پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
comas پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
comet ستاره دنباله دار
comets ستاره دنباله دار
blazing star ستاره دنباله دار
cometography شرح ستاره دنباله دار
the track of a comet مسیر ستاره دنباله دار
nucleole جسمی که در درون هسته یاخته ها یافت میشود هسته هسته
binary star ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
double star ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
Lesghi star ستاره لسگی [این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
tump توده درختان واقع بر روی تپه توده
dog star ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
karyology هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
shield هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
nuclide کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
planet ستاره سیار ستاره بخت
planets ستاره سیار ستاره بخت
closed cycle reactor system در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
nucleon اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
concentrator وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
magnetic nuclear resonance تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
nuclear magnetic resonance تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
stelliform ستاره وار ستاره وش
trailing دنباله
trailed دنباله
trail دنباله
tail دنباله
trains دنباله
trained دنباله
suites دنباله
suite دنباله
train دنباله
tailed دنباله
continued form دنباله
rearing دنباله
sequels دنباله
series دنباله
appendices دنباله
wake دنباله کش تی
waked دنباله کش تی
wakes دنباله کش تی
stem دنباله
stemmed دنباله
stemming دنباله
stems دنباله
following دنباله
trails دنباله
rear دنباله
reared دنباله
rears دنباله
sequel دنباله
follow-ups دنباله
follow-up دنباله
tails دنباله
appendixes دنباله
appendix دنباله
tail end دنباله
trainbearer دنباله کش
trailing دنباله داشتن
trails دنباله داشتن
the trail of a meteor دنباله شهاب
tail cone دنباله مخروطی
full bottomed دنباله دار
followism دنباله روی
tailing factor ضریب دنباله
extension lines خطوط دنباله
trailed دنباله داشتن
to follow دنباله داشتن
to continue دنباله داشتن
tailing دنباله تعقیب
sequence دنباله [ریاضی]
calling sequence دنباله فراخوانی
subsequent to [مستقیما] پس از [به دنباله]
trail دنباله داشتن
full bottomed دارای دنباله دراز
trailed دنباله دار بودن
trailing دنباله دار بودن
series مجموع یک دنباله [ریاضی]
sum of the terms of an infinite sequence مجموع یک دنباله [ریاضی]
comet ذوذنب دنباله دار
trails دنباله دار بودن
cometology گفتاردرستارههای دنباله دار
followed by <adj.> دنباله گرفته شده با
fibonacci series دنباله فیبو ناجی
deference need نیاز دنباله روی
ship haven طرادههای دنباله کشتی
comets ذوذنب دنباله دار
trail دنباله دار بودن
sea tail دنباله دریایی یکانهای هوارو
cometic وابسته بستاره دنباله دار
sequences به ترتیب مرتب کردن دنباله
cometary وابسته بستاره دنباله دار
sequence به ترتیب مرتب کردن دنباله
trailing zeros صفرهای پشتی [دنباله دار] [ریاضی]
trainbearer کسیکه دنباله لباس دیگری رامی گیرد
follow up رده پشتیبان دنباله دنبال کردن دشمن
complete transaction معامله قطعی و تمام شده که دنباله نخواهد داشت
fugue قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
fugues قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
follow up تعقیب کردن دنباله داستان را شرح دادن تماس با بیمارپس ازتشخیص یا درمان
enjambment دنبالهء سخنی رادرشعریابیت بعدی ادامه دادن دنباله سطری رابه سطردیگرکشیدن
cores هسته
necleus هسته
nuclel هسته ها
stone هسته
magnet core هسته
stones هسته
stoning هسته
kernel هسته
kernels هسته
seedless بی هسته
nucleus هسته
center web هسته
membrane هسته
membranes هسته
nuclei هسته
core هسته
atoms هسته
air core بی هسته
atom هسته
vortex trail دنباله مرئی باقیمانده از نوک بال یا ملخ و غیره ناشی ازجریانهای حلقوی شدید
nuclear radius شعاع هسته
coil core هسته بوبین
mesoplast هسته یاخته
micronucleus خرد هسته
cherry pit هسته گیلاس
nucellus هسته تخم چه
binuclear دارای دو هسته
binucleate دارای دو هسته
atomic nucleus هسته اتم
binucleated دارای دو هسته
armature core هسته ارمیچر
arcuate nucleus هسته کمانی
nuclear charge بار هسته
nuclear magneton مگنتون هسته
aciniform هسته دار
nuclear electron الکترون هسته
caudate nucleus هسته دمی
magnetic core هسته مغناطیسی
magnet yoke هسته اهنربا
growler هسته گراولر
enucleation هسته دراوری
grape stone هسته انگور
gracilis nucleus هسته باریک
gracile nucleus هسته باریک
core gap چاک هسته
core hole سوراخ هسته
core iron اهن هسته
core loss اتلاف هسته
core nail سوزن هسته
core of the earth هسته زمین
core oven کوره هسته
core pin خار هسته
condensation nucleus هسته چگالش
heteronuclear ناجور هسته
magnet core هسته اهنربا
magnet core هسته مغناطیسی
macronucleus هسته بزرگتر
luminescent center هسته لومینسانس
laminated core هسته متورق
iron core هسته اهن
inside diameter قطر هسته
induction cup هسته القائی
impervious core هسته نفوذناپذیر
impervious core هسته ناتراوا
homonuclear جور هسته
hollow core هسته مجوف
heteronuclear ناهم هسته
endocarp پوسته هسته
nuclear size اندازه هسته
uncleation هسته زایی
stoned هسته درآورده
red nucleus هسته قرمز
nucleus لب هسته مرکزی
nuclei لب هسته مرکزی
pulvinar هسته بالشتک
yoke هسته ترانسفورماتور
secure kernel هسته امن
solenoid core هسته سولنئید
stable nucleus هسته پایدار
headwords واژههای هسته
unstable nucleus هسته ناپایدار
core هسته سنگ
core هسته یا دیوارهستهای
transformer core هسته ترانسفورماتور
cores هسته سنگ
cores هسته یا دیوارهستهای
syncytium سلول چند هسته ایی
watertight core هسته اب بندی
headword واژههای هسته
nutlet هسته کوچک
nucleate دارای هسته
nuclear power station نیروگاه هسته ای
kernel هسته اصلی
nuclear power plant نیروگاه هسته ای
atomic power station [plant] نیروگاه هسته ای
kernels هسته اصلی
nucleophile هسته دوست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com