Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
radial flow turbine
توربین با جریان شعاعی
Other Matches
variable discharge turbine
توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
radial flow
جریان شعاعی
radial flow pump
تلمبه با جریان شعاعی
axial flow turbine engine
موتور توربین گاز باکمپرسور جریان خطی
mismatch
ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
turboprop
توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
marking current
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
actinoid
شعاعی
radiant
شعاعی
radial
شعاعی
stellular
شعاعی
radials
شعاعی
radial velocity
سرعت شعاعی
radial section
برش شعاعی
radial road
راه شعاعی
radial cut
برش شعاعی
radial ball bearing
بلبرینگ شعاعی
radial bearing
یاطاقان شعاعی
radial potential
پتانسیل شعاعی
cartwheel antenna
انتن شعاعی
triradiate
سه شاخه سه شعاعی
radial play
بازی شعاعی
actinomorphous
بشکل شعاعی
radius milling
فرزکاری شعاعی
shifts
جابجایی شعاعی
shifts
تغییرمحل شعاعی
shifted
جابجایی شعاعی
radium block
بلوک شعاعی
shifted
تغییرمحل شعاعی
radius vector
بردار شعاعی
shift
جابجایی شعاعی
shift
تغییرمحل شعاعی
radial velocity
تندی شعاعی
radial stress
تنش شعاعی
radius block
بلوک شعاعی
actinomorphic
بشکل شعاعی
radial motor
موتور شعاعی
radial deformation
تغییر شکل شعاعی
one port radial pump
تلمبه شعاعی یک پرهای
radial quantum number
عدد کوانتومی شعاعی
radial probability distribution
توزیع احتمال شعاعی
radial probability density
چگالی شعاعی احتمالی
actinomorphous
دارای تقارن شعاعی
actinomorphic
دارای تقارن شعاعی
bench type radial
میز نوع شعاعی
blade station
موقعیت شعاعی هر مقطع ازتیغه
hypotrophy
رشد غیرمتناسب اعضای شعاعی
flow
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flows
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
turbines
توربین
turbine
توربین
room circuit
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
current
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
amp
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
axial flow turbine
توربین محوری
turbine blade
پره توربین
blade
پره توربین
free turbine
توربین ازاد
turbine blade
تیغه توربین
steam turbine
توربین بخار
turbin stator
استاتور توربین
internal combustion turbine
توربین گازی
turbines
توربین بخار
turbine
توربین بخار
impulse turbine
توربین ضربهای
water turbine
توربین ابی
vane
پره توربین
vanes
پره توربین
turbine disc
دیسک توربین
turbine wheel
چرخ توربین
axial flow impulse turbine
توربین محوری
turbine vane
تیغه توربین
turbine stage
طبقه توربین
turbine rotor
رتور توربین
turbine nozzle
شیپوره توربین
stream turbine
توربین بخار
gas turbine
توربین گاز
turbin casing
بدنه توربین
genemotor
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
radials
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
radial
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
low pressure turbine
توربین فشار ضعیف
reaction turbine
توربین عکس العملی
reaction turbin
توربین عکس العملی
buckets
تیغه گردنده توربین
combustor
سیستم احتراق توربین
turbine governor
تنظیم کننده توربین
blades
پره توربین ابی
supersonic turbine
توربین مافوق صوت
high pressure turbin
توربین فشار قوی
impluse turbine
توربین فشار ضربهای
three shaft
توربین گازی با سه شفت
turbocar
اتومبیل توربین دار
head race
کانال هذایت اب به توربین
turbojet
هواپیمای جت توربین دار
bucket
تیغه گردنده توربین
reaction turbin
توربین فشار زیاد
high head turbine
توربین فشار قوی
constrictor
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
counter current
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current
جریان القاء شده جریان تحریک
turbocharger
موتور شارژ کننده توربین
turbojet engine
موتور هواپیمای دارای توربین جت
vaporizing combustor
سیستم احتراق توربین گاز
tail race
کانال هدایت اب از توربین به خارج
turbogenerator
دستگاه مولد برق دارای توربین
turbo
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbos
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
variable camber
سطوح هادی گاز به داخل توربین
variable stator
توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
reverse flow engine
توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
penstock
لوله ایکه اب تحت فشار را به توربین میرساند
turboshaft
توربین گاز برای دادن قدرت به شفت
turbofan
دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
turborocket
ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
turbos
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
turbo
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
current compensation
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow
سیلان جریان فلوی جریان
three phase current
جریان سه فاز جریان دوار
parasitic current
جریان نشتی جریان خارجی
bulb root
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
rated power
هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
ramjet
موتور جت بدون کمپرسور و توربین که فقط با کمپرس هوا کار میکند
gresham's law
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
residence time
مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
unstart
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
commutator
سری هادیهایی که بصورت شعاعی از یکدیگر جدا شده وبصورت حلقهای دور تا دورشفت گردنده ژنراتور قرارگرفته اند
retention area
قسمتهایی از دیسک توربین دراطراف ریشه تیغه ها که تحت نیروی زیادی قرار دارند
back pressure turbine
توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
vortex ring state
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
rolleron
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
multi chamber
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
d.c. transformer
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternator
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
alternators
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism
پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
air turbine starter
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
heavy current engineering
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
isotach
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
turbojet
توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
flow line
خط جریان
inset
جریان
flushing
جریان
rheostome
جریان بر
flushes
جریان
flush
جریان
flow limit
حد جریان
going
جریان
in hand
در جریان
afflux
جریان
rede
جریان
gushed
جریان
affluxion
جریان
conducts
جریان
gushes
جریان
conducted
جریان
process
جریان
conduct
جریان
processes
جریان
fluor
جریان
flowline
خط جریان
line of flow
خط جریان
conducting
جریان
actions
جریان
against the stream
بر ضد جریان اب
action
جریان
gush
جریان
flows
جریان
circulation
جریان
total current
جریان کل
afoot
در جریان
proceeding
جریان
effluvium
جریان
flowed
جریان
streams
جریان
streamed
جریان اب
stream
جریان اب
stream
جریان
streams
جریان اب
current
جریان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com