English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (5 milliseconds)
English Persian
reaction turbin توربین عکس العملی
reaction turbine توربین عکس العملی
Other Matches
turboprop توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
variable discharge turbine توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
reaction engine موتور عکس العملی
promptitude سریع العملی زرنگی
edited کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
edit کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
turbines توربین
turbine توربین
internal combustion turbine توربین گازی
turbin stator استاتور توربین
gas turbine توربین گاز
turbine disc دیسک توربین
turbine blade پره توربین
turbine blade تیغه توربین
impulse turbine توربین ضربهای
steam turbine توربین بخار
stream turbine توربین بخار
turbin casing بدنه توربین
free turbine توربین ازاد
water turbine توربین ابی
vane پره توربین
vanes پره توربین
turbine rotor رتور توربین
turbine توربین بخار
turbines توربین بخار
blade پره توربین
turbine wheel چرخ توربین
turbine vane تیغه توربین
axial flow impulse turbine توربین محوری
turbine nozzle شیپوره توربین
turbine stage طبقه توربین
axial flow turbine توربین محوری
reaction turbin توربین فشار زیاد
turbojet هواپیمای جت توربین دار
turbocar اتومبیل توربین دار
three shaft توربین گازی با سه شفت
turbine governor تنظیم کننده توربین
impluse turbine توربین فشار ضربهای
high pressure turbin توربین فشار قوی
high head turbine توربین فشار قوی
head race کانال هذایت اب به توربین
combustor سیستم احتراق توربین
low pressure turbine توربین فشار ضعیف
bucket تیغه گردنده توربین
blades پره توربین ابی
buckets تیغه گردنده توربین
radial flow turbine توربین با جریان شعاعی
supersonic turbine توربین مافوق صوت
turbojet engine موتور هواپیمای دارای توربین جت
turbocharger موتور شارژ کننده توربین
tail race کانال هدایت اب از توربین به خارج
vaporizing combustor سیستم احتراق توربین گاز
turbos پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbogenerator دستگاه مولد برق دارای توربین
variable camber سطوح هادی گاز به داخل توربین
turbo پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbofan دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
turboshaft توربین گاز برای دادن قدرت به شفت
turborocket ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
variable stator توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
penstock لوله ایکه اب تحت فشار را به توربین میرساند
reverse flow engine توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
axial flow turbine engine موتور توربین گاز باکمپرسور جریان خطی
turbo پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
turbos پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
bulb root وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
ramjet موتور جت بدون کمپرسور و توربین که فقط با کمپرس هوا کار میکند
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
back pressure turbine توربین بخاری که تمام بخارخروجی ان با فشار به داخل شبکه گرم کننده جذب میشود
retention area قسمتهایی از دیسک توربین دراطراف ریشه تیغه ها که تحت نیروی زیادی قرار دارند
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
mismatch ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
turbojet توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com