Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (7 milliseconds)
English
Persian
imported inflation
تورم وارداتی
Other Matches
import quotas
سهمیه وارداتی
imports
کالاهای وارداتی
import quota
سهمیه وارداتی
inwards goods
کالاهای وارداتی
reexport
صادرات مجددکالای وارداتی
import duties
گمرک اجناس وارداتی
extreport trade
صادرات مجدد کالاهای وارداتی
bonded store
انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
discriminating tariff
شیوهای که در ان حقوق گمرکی کالاهای وارداتی متفاوت بایکدیگرست
stagflation
تورم + رکود تورم همراه با رکود
subsidy
حقوق گمرکی اشیا وارداتی و صادراتی معافیت مالیاتی تولیدکنندگان به منظور پایین نگهداشتن قیمتها
import duties
حق گمرک اجناس وارداتی گمرک ورودی
goutiness
تورم
protuberances
تورم
inflation
تورم
cumulative inflation
تورم
antinode
تورم
unemployment inflation dilemma
تورم
tumescence
تورم
bulge
تورم
turgescence
تورم
tumidness
تورم
protuberance
تورم
protuberancy
تورم
inflationary
تورم
bulging
تورم
bulges
تورم
bulged
تورم
deflation
ضد تورم
swelling
تورم
swellings
تورم
reflation
تورم عمدی
turgor
برامدگی
[تورم]
structural inflation
تورم ساختاری
stagflation
تورم رکود
persistent inflation
تورم دائمی
secular inflation
تورم قرنی
undersirable inflation
تورم نامطلوب
persistent inflation
تورم مداوم
rate of inflation
نرخ تورم
secular inflation
تورم مزمن
turgidity
بادکردگی تورم
reflation
بازآوری تورم
swelling
بادکردگی
[تورم]
tumescence
بادکردگی
[تورم]
tumidity
بادکردگی
[تورم]
turgor
بادکردگی
[تورم]
bulge
برامدگی
[تورم]
lump
برامدگی
[تورم]
protuberance
برامدگی
[تورم]
swelling
برامدگی
[تورم]
tumescence
برامدگی
[تورم]
lump
بادکردگی
[تورم]
bulge
بادکردگی
[تورم]
bulge
تورم
[آماس]
lump
تورم
[آماس]
protuberance
تورم
[آماس]
swelling
تورم
[آماس]
protuberance
بادکردگی
[تورم]
tumescence
تورم
[آماس]
tumidity
تورم
[آماس]
turgor
تورم
[آماس]
tumidity
برامدگی
[تورم]
inflationism
تورم گرایی
disinflation
کاهش تورم
disinflationary
کاهنده تورم
hidden inflation
تورم خزنده
galloping inflation
تورم شدید
galloping inflation
تورم چهارنعل
hyperinflation
تورم شدید
galloping inflation
تورم افسارگسیخته
galloping inflation
تورم تازنده
inflation rate
نرخ تورم
creeping inflation
تورم خزنده
creeping inflation
تورم ارام
hepatitis
تورم کبد
inflation
تورم پول
gas inflation
تورم گاز
monetary inflation
تورم پولی
anti drumming sheet
ورق ضد تورم
struma
گواتر تورم
chronic inflation
تورم مزمن
hidden inflation
تورم پنهان
hyperinflation
تورم حاد
warehousing system
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
runaway inflation
تورم افسار گسیخته
reflating
تورم ایجاد کردن
reflates
تورم ایجاد کردن
anticipated inflation
تورم مورد انتظار
reflated
تورم ایجاد کردن
reflate
تورم ایجاد کردن
enlarged tonsils
تورم لوزه ها
[پزشکی]
strumose
دارای تورم بالشی
strumous
دارای تورم بالشی
tumefaction
ورم حالت تورم
tumescence
ورم حالت تورم
unexpected inflation
تورم غیر منتظره
swelling resistant
مقاوم در برابر تورم
cost push inflation
تورم ناشی از فشار هزینه
demand pull inflation
تورم ناشی از فشار تقاضا
inflationism
پیروی از روش تورم اقتصادی
ingotism
تورم و رشد بیش از حدبلورها
anticipated inflation
تورم پیش بینی شده
swells
باد غرور داشتن تورم
swelled
باد غرور داشتن تورم
swell
باد غرور داشتن تورم
inflatable
قابل تورم یا باد کردن
wage push inflation
تورم ناشی از فشار مزد
frost heave
تورم خاک در اثر یخبندان
excess demand inflation
تورم ناشی از مازاد تقاضا
expectational inflation
تورم قابل پیش بینی
goiterogenic
ایادکننده تورم غده تیروئید
expectational inflation
تورم پیش بینی شده
supply push inflation
تورم ناشی از فشار عرضه
unexpected inflation
تورم پیش بینی نشده
goitrogenic
ایجاد کننده تورم غده تیروئید
trade off between inflation and
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
mark up price inflation
تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
natural rate hypothesis
هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
phillips curve
شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
hot money
منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
deflating
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflate
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflated
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflates
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
inflationary recession
رکود همراه باتورم تورم رکود
phillips curve
منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
natural rate hypothesis
فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
accelerationists
شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com