Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
unexpected inflation
تورم پیش بینی نشده
Other Matches
unpremediated
پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
expectational inflation
تورم پیش بینی شده
expectational inflation
تورم قابل پیش بینی
anticipated inflation
تورم پیش بینی شده
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
unpredictable
پیش بینی نشده
unexpected
پیش بینی نشده
unforeseen
پیش بینی نشده
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
unforeseen expenses
هزینههای پیش بینی نشده
contingent fund
اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
pug nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
undisciplined
تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unborn
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unpicked
نچیده گزین نشده انتخاب نشده
unobligated
اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unresolved
تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
uncommitted
غیر متعهد نشده تعهد نشده
unbaoked
سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unbroke
رام نشده سوقان گیری نشده
stagflation
تورم + رکود تورم همراه با رکود
unsifted
الک نشده رسیدگی نشده
untried
امتحان نشده محاکمه نشده
inconsummate
تکمیل نشده انجام نشده
unsought
جستجو نشده کشف نشده
irredenta
انجام نشده جبران نشده
unasked
خواسته نشده پرسیده نشده
unredeemed
جبران نشده سبک نشده
unset
جایگزین نشده جاانداخته نشده
undirected
رهبری نشده راهنمایی نشده
uncharged
محسوب نشده رسمامتهم نشده
septum
حفرههای بینی پره بینی
incomplete
انجام نشده پر نشده
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
bulge
تورم
swellings
تورم
swelling
تورم
bulged
تورم
goutiness
تورم
bulges
تورم
bulging
تورم
protuberance
تورم
protuberances
تورم
protuberancy
تورم
turgescence
تورم
deflation
ضد تورم
unemployment inflation dilemma
تورم
tumescence
تورم
inflation
تورم
inflationary
تورم
tumidness
تورم
antinode
تورم
cumulative inflation
تورم
protuberance
تورم
[آماس]
structural inflation
تورم ساختاری
struma
گواتر تورم
imported inflation
تورم وارداتی
swelling
تورم
[آماس]
tumidity
بادکردگی
[تورم]
tumescence
تورم
[آماس]
reflation
بازآوری تورم
tumidity
تورم
[آماس]
hepatitis
تورم کبد
undersirable inflation
تورم نامطلوب
monetary inflation
تورم پولی
creeping inflation
تورم خزنده
anti drumming sheet
ورق ضد تورم
persistent inflation
تورم دائمی
persistent inflation
تورم مداوم
creeping inflation
تورم ارام
inflationism
تورم گرایی
secular inflation
تورم مزمن
secular inflation
تورم قرنی
inflation rate
نرخ تورم
reflation
تورم عمدی
stagflation
تورم رکود
turgor
تورم
[آماس]
turgidity
بادکردگی تورم
rate of inflation
نرخ تورم
swelling
بادکردگی
[تورم]
tumescence
بادکردگی
[تورم]
turgor
بادکردگی
[تورم]
hyperinflation
تورم شدید
bulge
برامدگی
[تورم]
lump
برامدگی
[تورم]
protuberance
برامدگی
[تورم]
hidden inflation
تورم خزنده
hidden inflation
تورم پنهان
swelling
برامدگی
[تورم]
galloping inflation
تورم تازنده
tumescence
برامدگی
[تورم]
tumidity
برامدگی
[تورم]
gas inflation
تورم گاز
bulge
تورم
[آماس]
hyperinflation
تورم حاد
galloping inflation
تورم چهارنعل
disinflationary
کاهنده تورم
turgor
برامدگی
[تورم]
disinflation
کاهش تورم
lump
تورم
[آماس]
inflation
تورم پول
bulge
بادکردگی
[تورم]
galloping inflation
تورم افسارگسیخته
galloping inflation
تورم شدید
protuberance
بادکردگی
[تورم]
chronic inflation
تورم مزمن
lump
بادکردگی
[تورم]
guided propagation
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
strumose
دارای تورم بالشی
tumefaction
ورم حالت تورم
runaway inflation
تورم افسار گسیخته
strumous
دارای تورم بالشی
swelling resistant
مقاوم در برابر تورم
reflate
تورم ایجاد کردن
anticipated inflation
تورم مورد انتظار
unexpected inflation
تورم غیر منتظره
reflated
تورم ایجاد کردن
enlarged tonsils
تورم لوزه ها
[پزشکی]
reflates
تورم ایجاد کردن
reflating
تورم ایجاد کردن
tumescence
ورم حالت تورم
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
cost push inflation
تورم ناشی از فشار هزینه
swelled
باد غرور داشتن تورم
demand pull inflation
تورم ناشی از فشار تقاضا
excess demand inflation
تورم ناشی از مازاد تقاضا
wage push inflation
تورم ناشی از فشار مزد
supply push inflation
تورم ناشی از فشار عرضه
swell
باد غرور داشتن تورم
inflationism
پیروی از روش تورم اقتصادی
swells
باد غرور داشتن تورم
ingotism
تورم و رشد بیش از حدبلورها
goiterogenic
ایادکننده تورم غده تیروئید
frost heave
تورم خاک در اثر یخبندان
inflatable
قابل تورم یا باد کردن
trade off between inflation and
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
goitrogenic
ایجاد کننده تورم غده تیروئید
weather forecast
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
weather forecasts
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
anaglyph
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
anticipated stock losses
تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
mark up price inflation
تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
natural rate hypothesis
هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
predicting interval
فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
phillips curve
شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
hot money
منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
deflated
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflates
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflating
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflate
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
inflationary recession
رکود همراه باتورم تورم رکود
unbowed
خم نشده
uncharged
پر نشده
unnormalized
هنجار نشده
unsaturate
اشباع نشده
uncleared
ترخیص نشده
uncoditioned
شرط نشده
unsettled
تصفیه نشده
unpremediated
تصور نشده
uncharted
اکتشاف نشده
unmitigated
کاسته نشده
unexploded
منفجر نشده
undeeded
در سندقید نشده
unleached
سفید نشده
uncoditioned
قطعی نشده
undefined
تعریف نشده
undirected
هدایت نشده
undisiplined
تربیت نشده
unpolished
پرداخت نشده
outstandingly
واریز نشده
unspotted
ننگین نشده
unsought
کاوش نشده
unlicked
لیسیده نشده
unbroken
رام نشده
autochthonous
جابجا نشده
undisturbed
مختل نشده
uncommitted
تقبل نشده
imperforate
منگنه نشده
unabridged
تلخیص نشده
unabridged
کوتاه نشده
unchanged
عوض نشده
uncontrolled
مهار نشده
uncontrolled
کنترل نشده
unbidden
دعوت نشده
unpaid
پرداخت نشده
in quires
صحافی نشده
in sheets
صحافی نشده
uninvited
دعوت نشده
unfulfilled
انجام نشده
unfulfilled
اجرا نشده
custom uncleared
ترخیص نشده
unasked
سوال نشده
unseen
مکشوف نشده
unseen
مشاهده نشده
sightless
دیده نشده
unsung
سروده نشده
unsung
ستایش نشده
unsung
خوانده نشده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com