English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (9 milliseconds)
English Persian
meshwork توری بافی
Search result with all words
macrame knot گره توری بافی
picot حلقه زینتی توری بافی
Other Matches
knitting pin میل جوراب بافی یاکش بافی که درته ان دگمه یاگلولهای دارد
chain stitch گره یا کوک زنجیره ای جهت جلوگیری از باز شدن گلیم بافت و تزیین و یا کناره بافی و شیرازه بافی مورد استفاده قرار می گیرد
plaiting کج بافی
matting حصیر بافی
plaiting اریب بافی
binding شیرازه بافی
knitting machines ماشین کش بافی
knitting machine ماشین کش بافی
knitting needle میل کش بافی
turn arounds شیرازه بافی
weft wrapping شیرازه بافی
ropery طناب بافی
confabulation افسانه بافی
abstractionism خیال بافی
fabulation افسانه بافی
philosophism فلسفه بافی
draperies پارچه بافی
drapery پارچه بافی
hosiery جوراب بافی
fabrication افسانه بافی
gnosticize بافی کردن
negativism منفی بافی
mythomania افسانه بافی
knitting needle میل جوراب بافی
strander ماشین طناب بافی
envisions خیال بافی کردن
envisioning خیال بافی کردن
printworks کارخانه چیت بافی
osier بیدمخصوص سبد بافی
nattering چرند بافی کردن
envisioned خیال بافی کردن
natter چرند بافی کردن
nattered چرند بافی کردن
natters چرند بافی کردن
politick سیاست بافی کردن
envision خیال بافی کردن
interlocking گلیم بافی ابتداء فرش
matting بوریا بافی پوشش حصیری
yarn dye نخ پارچه بافی را رنگ کردن
politicizing سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicised سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicization سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicises سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicising سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicize سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicized سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizes سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
filter توری
lacing توری
hairnets توری سر
hairnet توری سر
meshes توری
nets توری
mesh توری
net توری
grids توری
grating توری
grid توری
filters توری
lace توری
gratings توری
meshing توری
nett توری
laces توری
reflection grating توری بازتاب
imitation lace توری بدل
wire gauze توری سیمی
imitation lace توری نما
scramble net پله توری
screen grid توری غربال
ruching پارچه توری
mantle lamp چراغ توری
meat safe قفسه توری
mesh connection اتصال توری
incandescent mantle توری چراغ
ruche پارچه توری
mantle burner چراغ توری
fancywork توری دوزی
lattices توری منظم
lattice توری منظم
mantles کلاه توری
mantle توری چراغ
mantle کلاه توری
lanterns چراغ توری
lantern چراغ توری
jet blast deflector توری محافظ
networks شبکه توری
network شبکه توری
Flugelaltar توری کاری
control grid توری کنترل
diffraction grating توری پراش
brass screen توری برنجی
mantles توری چراغ
netting توری دوزی
wire netting بافت توری سیمی
star thistle قنطوریون ستارهای گل توری
tatting توری حاشیه لباس
fan tracery طاق توری کاری
tat حاشیه توری گذاشتن
tat توری حاشیه بافتن
Lattice [order] توری [ترتیب] [ریاضی]
gauze brush زغال توری شکل
guipure پارچه توری گلدار
flashback screen توری مانع شعله
metal gauze بافت توری فلزی
gauze نوعی بافت توری
drawnwork حاشیه توری پارچه
lattice network شبکه توری منظم
filet توری دارای اشکال مربع
caul نوعی روسری مشبک توری
bobbinet نوعی توری نخی یا ابریشمی
trampoline توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
racked توری مشبک اشغال گیر
racks توری مشبک اشغال گیر
wracked توری مشبک اشغال گیر
wracks توری مشبک اشغال گیر
trampolines توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
tiffany پارچه توری ابریشمی نازک
rack توری مشبک اشغال گیر
the drop the veil توری یانقاب خودراپایین انداختن
penicillate دارای شبکه توری فریف
tat دارای حاشیه توری کردن
to raise the v توری یانقاب ازروی برداشتن
macrame توری ضخیم و ریشه دار
twill weave بافت ساده حصیری [که گاه در جاجیم و و گلیم و پتو بافی استفاده می شود.]
goffer اهنی که باان توری راچین میدهند
screen تور سیمی پنجره توری دار
screened تور سیمی پنجره توری دار
screening, screenings تور سیمی پنجره توری دار
lattic-moulding [ابزار بند مشبک یا توری مانند]
live bag توری که ماهی را در زیر اب زنده نگهمیدارد
grillage زمینه و طرح مشبک توری و غیره
screens تور سیمی پنجره توری دار
Elibilinde [طرحی ترکی در گلیم بافی که نمادی از یک انسان و حالت دست به کمر وی را نشان می دهد.]
overcasting شیرازه بافی [جهت افزایش استحکام لبه های فرش و تزئین تارهای انتهائی]
mignonette یکجور توری فریف سبز مایل به سفید
ruching یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
racking تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
batting cage حصار توری برای تمرین بیس بال
mechlin توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
ruche یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
centaury گیاه سن توری که از ریشه آن رنگینه زرد به دست می آید
tulle پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه
decoyed طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoying طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoys طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoy طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
jobot توری یا چین چینی که برای ارایش درسینه بند زنانه میگذارند
bolstered کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolsters کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolster کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
edge finish شیرازه بافی [جهت استحکام تارهای کناری و گاه تزپین نمودن کناره ها با رنگ های متفاوت بصورت ضربدری یا موازی]
jute کنف هندی الیاف کنف که برای گونی بافی بکار میرود
webbing end [قسمت گلیم بافی فرش قبل از شروع به بافت اصلی متن فرش]
Jangle Arjuk طرح جنگلی ارجوک [این گل در طرح فرش های افغانی بصورت قرینه بافی بکار می رود.]
over stretched wrap نخ چله بیش از حد کشیده شده [این حالت باعث کاهش استحکام نخ چله و همچنین کج بافی در فرش می گردد.]
conservatism عقیده معتقدین به حفظ وضع موجود روش فکری احزاب " توری " درانگلستان که محتوای عقایدشان محافظه کارانه بوده است
net ball یکجور توپ بازی که توپ بایداز حلقهای که توری درزیران گذاشته اندردشود
Kufic border حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
sizing آهارزنی [گاه جهت استحکام و یکنواختی نخ های تار، قبل از چله کشی آنها را با نشاسته و چسب شستشو می دهند. اینکار در پارچه بافی مرسوم است ولی در بافت فرش نیز استفاد می شود.]
Conservative Party یکی از دوحزب مهم سیاسی انگلستان که جانشین حزب " توری "است که حزب اخیر در قرن 81 و 91 در انگلستان فعالیت داشته
Nomatic rugs قالی های عشایری و قشقایی [این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
geometric design طرح هندسی [این طرح در ابتدا بخاطر ذهنی بافی و سهولت بیشتر در بافت، بین عشایر و روستاها شهرت یافت. ولی امروزه هم به صورت ساده گذشته و هم بصورت پیچیده بین بافندگان استفاده می شود.]
cord yarn نخ ضخیم و چند لا که بصورت پود در بعضی از فرش های مشهد جهت اتمام زودتر فرش و یا جهت تفاوت با فرش های دیگر استفاده می شود . گاه در شیرازه بافی تارهای بالا نیز بکار می رود .
Khotan rug فرش ختن [این شهر در جنوب ترکستان چین واقع می باشد و سابقه سیصد ساله در فرش بافی دارد. اکثر لچک های ترنجی را منسوب به این منطقه می دانند و از پودهای پشمی و گاه نخ های زربفت در طرح ها استفاده می شود.]
Tibet تبت [این ناحیه با کشورهای چین، هند و نپال همسایه بوده و فرش آن بیشتر تحت تاثیر چین قرار داشته است.سابقه فرش بافی در آن حدود سیصد سال می باشد. نقش ببر از طرح های اصلی فرش تبت است.]
plaiting [نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
Soumak بافت سوماک [سوماخ] [این روش بافت که نوعی از گلیم بافی است به سه صورت ساده، ضربیو برعکس بافته شده و در ابتدا و انتهای فرش استفاده می شود. این روش در بافت پارچه، کیسه، پتو و زیر انداز استفاده می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com