Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (8 milliseconds)
English
Persian
netting
تور سیمی
wire netting
تور سیمی
Search result with all words
stringed instruments
سازهای سیمی
cable
طناب سیمی
cabled
طناب سیمی
wiry
سیمی
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
cord
سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
cords
سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
DC
روش ارتباط با استفاده از باسهای روی یک مدار سیمی مثل سیستم تلگراف
griddle
غربال سیمی کارگران
griddles
غربال سیمی کارگران
greyhound
غربال سیمی
greyhounds
غربال سیمی
hawser
طناب سیمی
hawsers
طناب سیمی
netting
شبکه سیمی
screen
تور سیمی پنجره توری دار
screen
تور سیمی نصب کردن
screen
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screened
تور سیمی پنجره توری دار
screened
تور سیمی نصب کردن
screened
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screening, screenings
تور سیمی پنجره توری دار
screening, screenings
تور سیمی نصب کردن
screening, screenings
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screens
تور سیمی پنجره توری دار
screens
تور سیمی نصب کردن
screens
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
backstop
حصار سیمی
beach matting
تور سیمی ساحلی
cable suspension bridge
پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
Faraday cage
صفحه فلزی یا سیمی متصل به زمین که وسایل حساس را کامل حفظ میکند به طوری که هیچ واسط ی از جریان الکترومغناطیسی ایجاد نشود
headstay
سیمی که دکل را بسمت جلوقایق نگاه میدارد
lang's lay wire rope
طناب سیمی یک سو
magnetic wire recording
ضبط صوت سیمی
non rotating wire rope
طناب سیمی یک سو با مغزی طناب سیمی نپیچ
omnibus wire
سیمی که همگی جریان الکتریک از ان می گذرد
open wire line
خط سیمی لخت
open wire line
خط سیمی هوایی
phantom circuit
مدار چهار سیمی
phantomed cable
کابل چهار سیمی
quadded cable
کابل چهار سیمی
phantoplex telegraphy
تلگراف چهار سیمی مرکب
plated wire memory
حافظه سیمی اندوده
rope chaff
وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار که با طناب سیمی درست میشود
sarrated wire rope
طناب سیمی دندانهای
string band
دسته موزیک سازهای سیمی
stringed
سیمی
the wind drowned the strigs
سازهای بادی صدای سازهای سیمی را خفه میکند
three wire generator
دینام سه سیمی
three wire system
دستگاه سه سیمی
tightwire
طناب سیمی
trommel
غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
viola d'amore
ویولون دارای 7 سیم زهی و 7 تار سیمی
wire cloth
تور سیمی پارچه سیمی پرده سیمی
wire core
مغزی سیمی
wire drag
لاروب سیمی
wire gauze
توری سیمی
wire glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wire hinge
لولای سیمی
wire matrix printer
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
wire netting
بافت توری سیمی
wire rope
طناب سیمی
wire ropes
طنابهای سیمی
wired glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wirework
کارهای سیمی
acoustic screen
تور سیمی قابل نفوذ صدا در میکروفن
wire beater
همزن سیمی
staple
سوزن
[حرف ]
یو شکل
[برای محکم کردن سیمی به دیوار]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com