Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
English
Persian
screen
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screened
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screening, screenings
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screens
تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
Other Matches
wire cloth
تور سیمی پارچه سیمی پرده سیمی
trade restrictions
جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
protective tariffs
تعرفه گمرکی که هدف از وضع ان محصولات داخلی و جلوگیری از ورود فراوردههای خارجی باشد
rope chaff
وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار که با طناب سیمی درست میشود
disks
صفحه مدور سطح پوشیده از مادهای که مغناطیسی میشود
disk
صفحه مدور سطح پوشیده از مادهای که مغناطیسی میشود
corset cover
لباس زیر زنانه که روی کرست پوشیده میشود زیرپوش
cut and cover shelter
سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
synchronous
کامپیوتری که در آن هر عمل در هنگام ورود پاس ساعت انجام میشود
bulk head
دیواریکه برای جلوگیری ازفشار اب یا خاک ساخته میشود
bounced
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
ransom
وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
ransoms
وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
bounce
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
bed plate
صفحه فلزی که در کف ابگیرنصب میشود تا از فرسایش جلوگیری کند
bounces
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
exchange control
جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
conscious error
خطای اپراتور که به سرعت تشخیص داده میشود ولی درهمان زمان قابل جلوگیری از آن نیست
apron
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
aprons
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
hand-held
کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست
compressor bleed air
هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
de bounce
جلوگیری از تماس با یک کلید که باعث چندین تماس میشود
untenable
اشغال نشدنی غیر قابل اشغال
cards
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
card
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
anti blush tinner
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
palnut
مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
fragmentation
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
non rotating wire rope
طناب سیمی یک سو با مغزی طناب سیمی نپیچ
of an unknown parentage
پوشیده تبار پوشیده گهر
electroluminescent
صفحه نمایش مسط ح و سبک که از دو قطعه شیشه پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط لایه نازک گاز که در صورت سیگنال الکتریکی به آن اصابت کند روشن میشود
error
خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
errors
خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
dwelling house
در CL درقوانین مربوط به هتک حرمت منازل و ورود در شب به منازل به قصد ارتکاب جرم مطرح میشود و عبارت ازمحلی است که عملا" و بالفعل محل سکنی باشد و یا ازملحقات عرفی محل سکنی محسوب شود
snow capped
دارای قله پوشیده از برف برف پوشیده
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
asynchronous
1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
harnessing
دهنه
spans
دهنه
span
دهنه
spanned
دهنه
spanning
دهنه
harnessed
دهنه
hard mouthed
بد دهنه
harness
دهنه
lines
دهنه
jetted
دهنه
jets
دهنه
jet
دهنه
jetting
دهنه
line
دهنه
mouthing
دهنه زدن
bits
لجام دهنه
mouth
دهنه زدن
to draw rein
دهنه را نگاهداشتن
fang
دهنه ی اچار
mouths
دهنه زدن
bit
لجام دهنه
the open of a street
دهنه خیابان
mouthed
دهنه زدن
fangs
دهنه ی اچار
beaks
دهنه لوله
beak
دهنه لوله
head
دهنه ابزار
cabiler
قطر دهنه
muzzling
دهان بند دهنه
muzzles
دهان بند دهنه
muzzled
دهان بند دهنه
muzzle
دهان بند دهنه
gap
دهنه جای باز
gaps
دهنه جای باز
pull a horse
دهنه اسب را کشیدن
lugging
گنجانیدن پس زدن دهنه اسب
lugs
گنجانیدن پس زدن دهنه اسب
lugged
گنجانیدن پس زدن دهنه اسب
lug
گنجانیدن پس زدن دهنه اسب
give rein
ازاد گذاشتن دهنه اسب
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
narrowing
بهم کشیدگی ساقه یا دهنه جوراب
astragal
چنبره برجسته نزدیک دهنه توپ
He hitched the horse to a tree.
دهنه اسب را به درخت گره زد ( بست )
intercolumniation
دهنه بین ستونها بر حسب قطر ستون
wiry
سیمی
stringed
سیمی
three wire system
دستگاه سه سیمی
hawser
طناب سیمی
wirework
کارهای سیمی
wire ropes
طنابهای سیمی
lang's lay wire rope
طناب سیمی یک سو
wire rope
طناب سیمی
wire netting
تور سیمی
three wire generator
دینام سه سیمی
hawsers
طناب سیمی
open wire line
خط سیمی لخت
netting
شبکه سیمی
backstop
حصار سیمی
greyhounds
غربال سیمی
greyhound
غربال سیمی
netting
تور سیمی
open wire line
خط سیمی هوایی
wire beater
همزن سیمی
wire hinge
لولای سیمی
cabled
طناب سیمی
tightwire
طناب سیمی
wire gauze
توری سیمی
wire drag
لاروب سیمی
wire core
مغزی سیمی
cable
طناب سیمی
stringed instruments
سازهای سیمی
quadded cable
کابل چهار سیمی
plated wire memory
حافظه سیمی اندوده
phantomed cable
کابل چهار سیمی
phantom circuit
مدار چهار سیمی
wire netting
بافت توری سیمی
beach matting
تور سیمی ساحلی
sarrated wire rope
طناب سیمی دندانهای
griddles
غربال سیمی کارگران
magnetic wire recording
ضبط صوت سیمی
griddle
غربال سیمی کارگران
dock receipt
قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
string band
دسته موزیک سازهای سیمی
screened
تور سیمی نصب کردن
screen
تور سیمی نصب کردن
phantoplex telegraphy
تلگراف چهار سیمی مرکب
screening, screenings
تور سیمی نصب کردن
screens
تور سیمی نصب کردن
cords
سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
screen
تور سیمی پنجره توری دار
wired glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
screens
تور سیمی پنجره توری دار
omnibus wire
سیمی که همگی جریان الکتریک از ان می گذرد
cord
سیمی که وسیله را به سوکت وصل میکند
screening, screenings
تور سیمی پنجره توری دار
screened
تور سیمی پنجره توری دار
wire glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
headstay
سیمی که دکل را بسمت جلوقایق نگاه میدارد
acoustic screen
تور سیمی قابل نفوذ صدا در میکروفن
viola d'amore
ویولون دارای 7 سیم زهی و 7 تار سیمی
trommel
غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
cable suspension bridge
پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
staple
سوزن
[حرف ]
یو شکل
[برای محکم کردن سیمی به دیوار]
shed
دهنه
[فضا و فاصله بین نخ های تار یا چله هنگامی که بصورت ضربی جهت عبور پود از هم جدا می شوند.]
echo
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
perfoliate
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
form
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
formed
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
forms
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
traces
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traced
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaging
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averages
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
trace
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
load
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
loads
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
DC
روش ارتباط با استفاده از باسهای روی یک مدار سیمی مثل سیستم تلگراف
pulls
ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب
pull
ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب
dummies
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softer
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
soft
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
softest
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummy
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
suffix notation
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
town fog
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
throughput
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
seconded
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
masters
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
mastered
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
master
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconds
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconding
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
impenetrable
پوشیده
crested
پوشیده
florid
پوشیده از گل
covert
پوشیده
overcast
پوشیده
furriest
خز پوشیده
furry
خز پوشیده
inapparent
پوشیده
crypto
پوشیده
feathered
پوشیده
recondite
پوشیده
latent
پوشیده
painted
پوشیده
defilade
پوشیده
veiled
پوشیده
private
پوشیده
shaded
پوشیده
dressed
پوشیده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com