Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 284 (14 milliseconds)
English
Persian
bose distribution
توزیع بوز
Search result with all words
field
محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
fielded
محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
fields
محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
technologies
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی .
technology
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی .
distribute
توزیع کردن
distributes
توزیع کردن
distributing
توزیع کردن
dispatching
توزیع امکانات
despatched
توزیع امکانات
despatches
توزیع امکانات
despatching
توزیع امکانات
dispatch
توزیع امکانات
dispatched
توزیع امکانات
dispatches
توزیع امکانات
redistribution
توزیع مجدد
broadcast
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
broadcasts
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
outlet
رانش ابگیر توزیع
outlets
رانش ابگیر توزیع
marketing
بازاریابی و توزیع
marketing
بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
marketing
توزیع
distribution
توزیع
distribution
جدول توزیع اماد
distribution
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
distributions
توزیع
distributions
جدول توزیع اماد
distributions
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
deal
توزیع کردن
deals
توزیع کردن
self service
بدون مسئول توزیع سلف سرویس
self-service
بدون مسئول توزیع سلف سرویس
issue
توزیع
issue
توزیع کردن
issued
توزیع
issued
توزیع کردن
issues
توزیع
issues
توزیع کردن
socialist
سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
socialists
سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
dividend
سود قابل توزیع
dividends
سود قابل توزیع
allotment
تخصیص توزیع
allotment
توزیع
allotments
تخصیص توزیع
allotments
توزیع
dissemination
توزیع
logistics
اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
host computer
کنترل اصلی کامپیوتر در سیتم چند کاربر یا توزیع شده
host computers
کنترل اصلی کامپیوتر در سیتم چند کاربر یا توزیع شده
disseminate
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminated
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminates
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminating
توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
dispense
توزیع کردن
dispensed
توزیع کردن
dispenses
توزیع کردن
dispensing
توزیع کردن
dealt
توزیع کردن
serve
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
install
امکان نرم افزاری که کد برنامه را از دیسکهای توزیع شده روی دیسک سخت کامپیوتر منتقل میکند و برنامه را تشخیص میدهد
installing
امکان نرم افزاری که کد برنامه را از دیسکهای توزیع شده روی دیسک سخت کامپیوتر منتقل میکند و برنامه را تشخیص میدهد
installs
امکان نرم افزاری که کد برنامه را از دیسکهای توزیع شده روی دیسک سخت کامپیوتر منتقل میکند و برنامه را تشخیص میدهد
input
بخشی از حافظه اصلی که داده ارسالی از حافظه پشتیبان را می گیرد تا پردازش شود یا در بخشهای دیگر توزیع شود
inputted
بخشی از حافظه اصلی که داده ارسالی از حافظه پشتیبان را می گیرد تا پردازش شود یا در بخشهای دیگر توزیع شود
parcel
به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
parcels
به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
dispensation
توزیع
dispensations
توزیع
administer
توزیع کردن
administered
توزیع کردن
administering
توزیع کردن
administers
توزیع کردن
distributed
توزیع شده
mark-up
سود توزیع کننده
mark-ups
سود توزیع کننده
distributor
توزیع کننده
distributor
تقسیم برق توزیع کننده
distributors
توزیع کننده
distributors
تقسیم برق توزیع کننده
ActiveX
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
aerating agent
مادهای که به بتن اضافه میشود تا توزیع حبابهای هوا را در بتن یکنواخت نماید و اثر ان ازدیادمقاومت در مقابل یخبندانهای سخت میباشد
angular distribution
توزیع زاویهای
angular probability distribution
توزیع زاویهای احتمال
appropriation
بودجه مصوبه برای هزینه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه توزیع درامد خالص به حسابهای مختلف
arrengement of the reonforcement
توزیع اماتور
back scattering
توزیع معکوس امواج رادیویی
basic issue list
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
basic of issue
مبنای توزیع
battery integration end radar display
وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
bernoulli distribution
توزیع برنولی
binomial distribution
توزیع دو جملهای
boltzmann distribution
توزیع بولتزمن
boltzmann distribution function
تابع توزیع بولتزمن
bose einstein distribution
توزیع بوز- اینشتین
canonical distribution
توزیع بندادی
carpet bombing
توزیع بمب جهت پوشش یک منطقه بمباران منطقهای
Other Matches
functional distribution
توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
poisson distribution
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
functional distribution of income
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
repartition
توزیع
t distribution
توزیع تی
exponential distribution
توزیع نمایی
functional distribution
توزیع اساسی
fire distribution
توزیع اتش
fixed system
توزیع ثابت اب
frequency distribution
توزیع بسامد
frequency distribution
توزیع فراوانی
marketing channel
مجرای توزیع
market channels
مجاری توزیع
load distribution
توزیع بار
land distribution
توزیع اراضی
issue commissary
مسئول توزیع
indistributable
غیرقابل توزیع
hypergeometric distribution
توزیع فراهندسی
chi square distribution
توزیع مربع خی
continuous distributions
توزیع پیوسته
gaussian distribution
توزیع نرمال
cost of distribution
هزینه توزیع
gauaaian distribution
توزیع گوسی
equalizing basin
حوضچه توزیع اب
cumulative distribution
توزیع تجمعی
dealing arrangments
نحوه توزیع
distribution factor
ضریب توزیع
distribution factors
ضرایب توزیع
distribution free
نابسته به توزیع
distribution function
تابع توزیع
distribution law
قانون توزیع
distribution ratio
نسبت توزیع
distribution of income
توزیع درامد
distribution panel
تابلوی توزیع
income distribution
توزیع درامد
distribution of wealth
توزیع ثروت
distribution system
شبکه توزیع
distribution curve
منحنی توزیع
decile
توزیع دهگانه
energy distribution
توزیع انرژی
distributivity
توزیع پذیری
distributively
بشکل توزیع
distribution time
زمان توزیع
demotic distribution
توزیع جمعیت
dispensator
توزیع کننده
distributable
قابل توزیع
distributing point
نقطه توزیع
distribution system
سیستم توزیع
wealth distribution
توزیع ثروت
generalized function
توزیع
[ریاضی]
uniform distribution
توزیع یکنواخت
truncated distribution
توزیع ناقص
trade channel
مجرای توزیع
the two o'clock d.
توزیع ساعت دو
table of distribution
جدول توزیع
symmetrical distribution
توزیع متقارن
stresses distribution
توزیع تنشها
stress distribution
توزیع تنش
unit of issue
واحد توزیع
unit of issue
مبنای توزیع
Distribution
توزیع
[ریاضی]
unissued
<adj.>
توزیع نشده
spatial distribution
توزیع فضائی
rotation system
توزیع تناوبی
revolving top
استوانه توزیع
poisson distribution
توزیع پواسون
poissan distribution
توزیع پواسن
planck distribution
توزیع پلانک
pareto distribution
توزیع پاراتو
optimal distribution
توزیع ایده ال
optimal distribution
توزیع بهینه
normalized distribution
توزیع بهنجار
normal plane
توزیع نرمال
normal distribution
توزیع بهنجار
population distribution
توزیع جمعیت
reseller
توزیع کننده
reinforcement distribution
توزیع ارماتورها
rectangular distribution
توزیع مستطیلی
random distribution
توزیع تصادفی
random distribution
توزیع بی نظم
qualitative distribution
توزیع کیفی
Excess Distribution
توزیع فراوانی
probability distribution
توزیع احتمال
sample distribution
توزیع نمونه
normal distribution
توزیع نرمال
unfair distribution
توزیع ناعادلانه
molecular weight distribution
توزیع وزن مولکولی
redistribution of wealth
توزیع دوباره ثروت
redistribution of income
توزیع دوباره درامد
redistribution effect
اثر توزیع مجدد
turnout area
ابخور یک ابگیر توزیع
sampling distribution
توزیع نمونه گیری
rectilinear distribution
توزیع خطی هم ارز
undistributed earnings
منافع توزیع نشده
log normal distribution
لگاریتم توزیع عادی
unequal distribution of income
توزیع نابرابر درامد
uneven distribution of income
توزیع نابرابر درامد
radial probability distribution
توزیع احتمال شعاعی
trade channel
کانال توزیع کالا
marketing area
منطقه توزیع کالا
normal distribution curve
منحنی توزیع نرمال
sole distributor contract
قرارداد توزیع انحصاری
size distribution of income
توزیع درامد مقداری
personal distribution
توزیع درامد فردی
normal bivariate distribution
توزیع دو متغیری نرمال
moment distribution method
روش توزیع لنگر
theory of income distribution
نظریه توزیع درامد
issue priority
ترتیب تقدم توزیع
issue priority
تقدم توزیع اماد
normal distribution
توزیع گوسی
[ریاضی]
dispend
توزیع کردن دادن
distributed fire
اتش توزیع شده
distributed network
شبکه توزیع شده
distributed profit
سود توزیع شده
distributed profits
سود توزیع شده
distributing tee
سه راهی توزیع کننده
distribution area
منطقه توزیع اماد
distribution cost
هزینه توزیع کالا
dispatcher
توزیع کننده امکانات
constant current distribution
توزیع با شدت ثابت
constant potential distribution
توزیع با ولت ثابت
normal distribution
توزیع نرمال
[ریاضی]
countercurrent distribution
توزیع جریان مخالف
cumulative frequency distribution
توزیع فراوانی تراکمی
data distribution system
سیستم توزیع داده ها
distribution point
نقطه توزیع اماد
issue commissary
کارپردازی یادفتر توزیع
normal distribution curve
منحنی توزیع بهنجار
indisributable
غیر قابل توزیع
unit distribution
روش توزیع به یکان
distributed lag
توزیع فاصله زمانی
five fundamental economic questions
و چگونه توزیع شود
distribution system
شبکه توزیع کالا
distributor duct
کانال توزیع کننده
distribution
پخش
[توزیع]
[اقتصاد]
fermi distribution function
تابع توزیع فرمی
size distribution of income
توزیع درامد برحسب مقدار
void distribution coefficient
ضریب توزیع خلل و فرج
repartition
توزیع مجدد وابسته به تقسیمات
distributive rule
خاصیت توزیع پذیری
[ریاضی]
distributive law
خاصیت توزیع پذیری
[ریاضی]
drug pushers
توزیع کنندگان مواد مخدر
mark up
سود توزیع کننده کالا
forced distribution rating
درجه بندی با توزیع معین
distributed data processing
پردازش داده توزیع شده
dead letter
نامه غیر قابل توزیع
proration
توزیع برحسب مدت یانسبت
command issuing office
دفتر توزیع فرامین یکان
finished product
محصولات اماده برای توزیع ومصرف
unserviceable
غیرقابل تعمیر غیر قابل توزیع
off the shelf
تدارکات اماده برای توزیع و تحویل
self distributing
توزیع شونده بطور خود کار
dividened
سود قابل توزیع بین سهامداران شرکت
intransit stock
اماد در حال حرکت یا جریان در سیستم توزیع
centralized items
اقلامی که دستور کنترل توزیع تمرکزی ان رسیده
marginal productivity theory of
نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
fermi dirac sommerfeld velocity distribu
قانون توزیع سرعت فرمی-دیراک- زومرفلد
fds law
قانون توزیع سرعت فرمی-دیراک- زومرفلد
missile master
دستگاه توزیع اتش کامپیوتری پدافند هوایی
expired appropriation
اقلامی که مدت اعتبار توزیع انها گذشته باشد
radio sheck
یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
hydraulic fluid
سیال ترکم ناپذیری برای انتقال و توزیع نیرو درسیستم
demand factors
پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه
management coding
سیستم کد بندی و علامت گذاری کالاها و ذخایر از نظرمدیریت توزیع
lorenz curve
منحنی که نمایشگر انحراف توزیع درامداز وضع برابری کامل است
routing identifier
نوعی رمز سه کلمهای که برای شناسایی سیستمهای توزیع و تدارکات به کار می رود
vldb
Base Data Large Very پایگاه داده توزیع شده میان چندین کامپیوتر
whitcomb body
جسم ایرودینامیکی که به هواپیما اضافه میشود و سبب بهبود توزیع حجم اریارول میگردد
pareto distribution
در حقیقت بیانگر توزیع درامد است که بر اساس ان رابطه بین درامدشخصی و جمعیت در ان بررسی میشود
chapman region
منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
cooperative processing
سیستمی که در آن یک یا چند کامپیوتر در یک شبکه توزیع شده می توانند بخشی از برنامه یا کار یا مجموعهای از داده ها را اجرا کنند
missile monitor
نوعی سیستم توزیع اتش الکترونیکی متحرک پدافندهوایی که در سطح گروه وگردان و اتشبار مورد استفاده میباشد
cross tell
پخش اخبار به طور عرضی توزیع اخبار دریک سطح فرماندهی
dispersed intelligence
یک سیستم شبکه که در ان قدرت محاسباتی در کل شبکه کامپیوتری توزیع یا پخش شده است
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
provision center
مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
give out
پخش کردن توزیع کردن
to give out
بخش کردن توزیع کردن
partition coefficient
ضریب توزیع ضریب تقسیم
synchroscope
دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
DNS
پایگاه داده توزیع شده در سیستم اینترنت که نام ها را با آدرس مط ابق میکند مثلاگ می توانید از نام www.PCP.CO.UK برای رسیدن وب سایت Peter Collin Publishing استفاده کنید و نیاز به به آدرس پیچیده شبکهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com