English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
export promotion توسعه صادرات
Other Matches
enhances در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhance در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhancing در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhanced در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
developments رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
development رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
characteristics of underdeveloping مشخصات کشورهای در حال توسعه ویژگیهای توسعه نیافتگی
international development association مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
outreach توسعه یافتن توسعه
out goings صادرات
outgoings صادرات
exported صادرات
exporting صادرات
export صادرات
export charge هزینه صادرات
volume of export حجم صادرات
export duty تعرفه صادرات
total exports جمع کل صادرات
export incentive انگیزه صادرات
net exports خالص صادرات
export licence پروانه صادرات
export promotion افزایش صادرات
import and export واردات و صادرات
export tax مالیات بر صادرات
export surplus مازاد صادرات
export quotus سهمیه صادرات
reexport صادرات مجدد
export charge تعرفه صادرات
export tariff تعرفه صادرات
capital exports صادرات سرمایه
export documents اسناد صادرات
export dependence وابستگی صادرات
export duty هزینه صادرات
export tariff هزینه صادرات
export duty حقوق صادرات
export charge حقوق صادرات
export tariff حقوق صادرات
export import bank بانک صادرات واردات
reexport صادرات مجددکالای وارداتی
laissez-faire ازادی صادرات وواردات
passive trade balance فزونی واردات بر صادرات
export multiplier ضریب بهم فزاینده صادرات
export incentive تشویق دولت در جهت صادرات
invisible exports فرستاده هایا صادرات نامحسوس
extreport trade صادرات مجدد کالاهای وارداتی
trade deficit حالتیکه در ان صادرات یک کشور کمترازواردات ان باشد
trade gap تفاوت بین صادرات و واردات یک کشور
balance of trade تفاوت رقم صادرات و واردات دوکشور با هم
balance of trade تفاوت رقم واردات و صادرات کشور در زمان معین
favourble balance of trade تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
currency depreciation race تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
mercantilism روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
stop go policy توسعه
delelopment توسعه
upgrowth توسعه
outspread توسعه
promotions توسعه
promotion توسعه
enlargements توسعه
enlargement توسعه
enlarging توسعه
development توسعه
extensions توسعه
extension توسعه
developments توسعه
enlarges توسعه
enlarge توسعه
spreads توسعه
expansion توسعه
increment توسعه
increments توسعه
spread توسعه
amplification توسعه
enlarged توسعه
development bank بانک توسعه
internal development توسعه داخلی
underdevelopment توسعه نیافتگی
monetary expansion توسعه پولی
expanses بسط و توسعه
open out توسعه دادن
expanse بسط و توسعه
path of expansion مسیر توسعه
pattern of development الگوی توسعه
increscent زیادی توسعه
development plan برنامه توسعه
expandability قابلیت توسعه
expanded , capacity توسعه فرفیت
expandsionism توسعه طلبی
development time زمان توسعه
economic development توسعه اقتصادی
development tools ابزار توسعه
development policy سیاست توسعه
exepandable قابل توسعه
extensibility توسعه پذیری
extensible توسعه پذیر
historical development توسعه تاریخی
phasess of development مراحل توسعه
pole of development قطب توسعه
to unfold توسعه دادن
extends توسعه دادن
extending توسعه دادن
extend توسعه دادن
amplification توسعه تقویت
spreads توسعه دادن
spread توسعه دادن
progation توسعه تکثیر
develops توسعه دادن
regional development توسعه منطقهای
regional development توسعه ناحیهای
research and development تحقیق و توسعه
rural development توسعه روستائی
self development توسعه نفس
social development توسعه اجتماعی
technical development توسعه فنی
to open out توسعه دادن
develop توسعه دادن
under development دردست توسعه
uneven development توسعه نامتوازن
urban renewal توسعه شهری
expansion گسترش توسعه
booms توسعه یافتن
enrich توسعه دادن
promote توسعه دادن
enlarge توسعه دادن
combat development توسعه رزمی
boom توسعه عظیم
extendable توسعه پذیر
boomed توسعه یافتن
boomed توسعه عظیم
enlarging توسعه دادن
increase توسعه دادن
increased توسعه دادن
promoted توسعه دادن
underdeveloped توسعه نیافته
boom توسعه یافتن
promotes توسعه دادن
booming توسعه عظیم
anti development policy سیاست ضد توسعه
booming توسعه یافتن
enriching توسعه دادن
enlarged توسعه دادن
developement توسعه دادن
increases توسعه دادن
cultural development توسعه فرهنگی
enriches توسعه دادن
enlarges توسعه دادن
promoting توسعه دادن
expansionism توسعه طلبی
expansionist توسعه طلبی
booms توسعه عظیم
expansive متمایل به توسعه
inextension عدم امتداد یا توسعه
increments افزایش در حقوق توسعه
well development توسعه و شستشوی چاه
microcomputer development system سیستم توسعه ریزکامپیوتر
to grow [into] توسعه دادن وضعیت [به]
software development توسعه نرم افزاری
research and development تحقیق و توسعه یا بهبودوسایل
develop توسعه دادن اشکارکردن
underdeveloped area منطقه توسعه نیافته
pullulate اغاز توسعه نهادن
underdeveloped countries کشورهای توسعه نیافته
underdeveloped nations ملل توسعه نیافته
top down development توسعه از بالا به پایین
program development tools ابزار توسعه برنامه
outstretch توسعه دادن بسط
develops توسعه دادن اشکارکردن
increment افزایش در حقوق توسعه
to spread [across] [over] توسعه یافتن [سرتاسر]
desired rate of development نرخ مطلوب توسعه
extended precision دقت توسعه یافته
extended memory حافظه توسعه یافته
characteristics of underdevelopment ویژگیهای توسعه نیافتگی
corrosive attack اغاز و توسعه خورندگی
regress برگشت [به حالت کم توسعه]
class improvement plan طرح توسعه ناو
regress بازگشت [به حالت کم توسعه]
step backwards برگشت [به حالت کم توسعه]
step backwards بازگشت [به حالت کم توسعه]
to develop [into] توسعه دادن وضعیت [به]
regression برگشت [به حالت کم توسعه]
regression بازگشت [به حالت کم توسعه]
extendible قابل توسعه کش دار
development cost هزینه توسعه در تولیدمحصول
development system سیستم توسعه یافته
extensible language زبان توسعه پذیر
development countries کشورهای قابل توسعه
development planning برنامه ریزی توسعه
developed contries ممالک توسعه یافته
developing countries کشورهای در حال توسعه
threat study بررسی توسعه تهدید دشمن
expeditionary force نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
developments توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
less developed countries کشورهای کمتر توسعه یافته
expansion توسعه گسترش دادن کشیدن
contrast enhancement توسعه تشخیص سایه روشن
expand منبسط کردن توسعه دادن
enlarged توسعه دادن وسیع کردن
back blowing عمل شستشو و توسعه چاه
expeditionary forces نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com