English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
English Persian
conspire توط ئه چیدن برای کار بد
conspired توط ئه چیدن برای کار بد
conspires توط ئه چیدن برای کار بد
conspiring توط ئه چیدن برای کار بد
Search result with all words
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
Other Matches
arrange چیدن
lops چیدن
mowed چیدن
arranged چیدن
lopped چیدن
lop چیدن
arranges چیدن
arranging چیدن
picks چیدن
cropping چیدن
shear چیدن مو
snipped چیدن
set چیدن
sets چیدن
setting up چیدن
mow چیدن
snip چیدن
to pick off چیدن
pulls چیدن
racking چیدن
pull چیدن
pick چیدن
to lay out چیدن
pick off چیدن
mows چیدن
crops چیدن
lopping چیدن
snipping چیدن
cropped چیدن
pick over چیدن
crop چیدن
mown چیدن
clipping چیدن
conspired توط ئه چیدن
primrose پامچال چیدن
schemed توط ئه چیدن
colluding توط ئه چیدن
conspires توط ئه چیدن
conspiring توط ئه چیدن
collude توط ئه چیدن
colluded توط ئه چیدن
colludes توط ئه چیدن
conspire توط ئه چیدن
trimmest تراشیدن چیدن
trims تراشیدن چیدن
mown علف چیدن
mows علف چیدن
mow علف چیدن
cut گسستن چیدن
To cut ones nails. ناخن چیدن
To pick flowers(fruit). گل ؟(میوه ) چیدن
lay brick اجر چیدن
periwinkle گل تلفونی چیدن
periwinkles گل تلفونی چیدن
conspiratress توط ئه چیدن
shear چیدن برش
trim تراشیدن چیدن
cuts گسستن چیدن
stows چیدن بار
stows چیدن در انبار
stows تنگ هم چیدن
stowing چیدن بار
shearing پشم چیدن
fleeceable قابل چیدن
stowage چیدن بار
snip پشم چیدن
plotted توط ئه چیدن
to twitch off grapes انگور چیدن
to lay the cloth سفره چیدن
to hatch a plot دوزوکلک چیدن
snipping پشم چیدن
snipped پشم چیدن
snip پشم چیدن
plot توط ئه چیدن
plots توط ئه چیدن
stowing چیدن در انبار
stowing تنگ هم چیدن
pares تراشیدن چیدن
schemes توط ئه چیدن
pares سرشاخه چیدن
pared تراشیدن چیدن
pared سرشاخه چیدن
pare تراشیدن چیدن
pare سرشاخه چیدن
setting up چیدن دستگاه
scheme توط ئه چیدن
stowed چیدن در انبار
stowed تنگ هم چیدن
stow چیدن بار
stow چیدن در انبار
stow تنگ هم چیدن
weave a plot توط ئه چیدن
set چیدن دستگاه
sets چیدن دستگاه
primroses پامچال چیدن
have two strikes against one <idiom> توطئه چیدن
lay the table چیدن میز
to forge out plans توطئه چیدن
plucks چیدن کشیدن
plucking چیدن کشیدن
stowed چیدن بار
plucked چیدن کشیدن
to make plans توطئه چیدن
charge a kiln چیدن کوره
pluck چیدن کشیدن
clipped گیره یاپنس چیدن
To lay (set) the table . سفره انداختن ( چیدن )
stowage هزینه چیدن بار
clip گیره یاپنس چیدن
crop چیدن سرشاخه زدن
pickup تجدید فعالیت چیدن
shear چیدن پشم گوسفندوغیره
cropped چیدن سرشاخه زدن
crops چیدن سرشاخه زدن
put across دوز وکلک چیدن
syllogize صغری وکبری چیدن
clippings گیره یاپنس چیدن
To lay (set,prepare)the table. سفره ؟( میز ) را چیدن
skiving چیدن قطع کردن
skived چیدن قطع کردن
skive چیدن قطع کردن
intriguing توط ئه چیدن فریفتن
clips گیره یاپنس چیدن
intrigues توط ئه چیدن فریفتن
skives چیدن قطع کردن
intrigue توط ئه چیدن فریفتن
flunk چیدن موجب شکست شدن
preset قبلا چیدن و قرار دادن
fleeces خواب پارچه پشم چیدن از
stowage اجرت تنگ هم چیدن کالا
To pick an apple off the tree. سیبی را از درخت کندن [چیدن] .
fleecing خواب پارچه پشم چیدن از
block storing کنار هم چیدن کانتینرهای مشابه
plots توط ئه چیدن رسم کردن
snipper قیچی ویژه چیدن مو یا گیاه
fleece خواب پارچه پشم چیدن از
flunks چیدن موجب شکست شدن
steeve بار کردن تنگ هم چیدن
flunked چیدن موجب شکست شدن
plot توط ئه چیدن رسم کردن
pare قسمتهای زائد چیزی را چیدن
fake down چیدن طناب به طور طولی
pared قسمتهای زائد چیزی را چیدن
flunking چیدن موجب شکست شدن
weeder متصدی چیدن علف هرزه
to piniona bird's wing نوک بال مرغی را چیدن
to pinion a bird نوک بال مرغ را چیدن
pares قسمتهای زائد چیزی را چیدن
plotted توط ئه چیدن رسم کردن
imbricate مثل فلس ماهی روی هم چیدن
stevedore متخصص چیدن بسته ها وصندوقها در کشتی
stevedores متخصص چیدن بسته ها وصندوقها در کشتی
collogue توط ئه چیدن محرمانه گفتگو کردن
prehensile قابض مخصوص گرفتن و چیدن برگ
to cut grass close علف را طوری چیدن که کوتاه باشد
priming استر کاری چیدن برگ رسیده تنباکو
to cull wool پشم چیدن [کندن و جمع آوری کردن]
disbud غنچههای درخت را چیدن فاقد غنچه کردن
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
prothesis چیدن نان وشراب عشای ربانی روی میز
stowage plan طرح بارگیری ناو یا هواپیمایا چیدن بارها در هواپیما یاناو
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
lays قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
lay قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
strategies طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
narratives یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
recalls برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
narrative یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
c استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
recalled برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recall برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
teacloth رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloths رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
no show مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
bins محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
revenue tax مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
iil دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
bin محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
feedback اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
doubled استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
opens سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
FDDI اختصاری برای استاندارد FDD1 برای ارسال داده آنالوگ به صورت دیجیتال
open سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
doubled up استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
opened سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
HTTP دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
gather shot ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com