Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English
Persian
shingle
توفال چوبی یاسیمانی وغیره توفال کوبی کردن
Other Matches
lath
توفال کوبی کردن
lathing
توفال کوبی
studding
توفال کوبی
lath work
توفال کوبی
lath
توفال کوبی
roof boarding
سطح توفال کوبی شده یا تخته کوبی شده زیر پوشش بام
lath
توفال
slats
توفال
shim
توفال
slat
توفال
ceiling batten
توفال
shingle
توفال
spall
توفال
roof batten
توفال
batten
توفال
battens
توفال
counter-lath
توفال
splint
توفال
shingler
توفال کوب
to rend laths
توفال ساختن
to riven laths
توفال بریدن
shingle nail
میخ توفال
clapboards
توفال سقف
clapboard
توفال سقف
stud
توفال گلمیخ
woodprint
کلیشه یا قالب چوبی مخصوص قلمکار وغیره
scrim
پارچه استری مبل وغیره کرباس نازکی که بعنوان بتونه قاب چوبی وامثال ان بکارمیبرند
croquet
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
stomped
لگد کوبی کردن
stomp
لگد کوبی کردن
stomping
لگد کوبی کردن
stomps
لگد کوبی کردن
inoculating
مایه کوبی کردن اغشتن
inoculated
مایه کوبی کردن اغشتن
to stake off
مساحتی را میخچه کوبی کردن
to panel a wall
دیواری را تخته کوبی کردن
inoculate
مایه کوبی کردن اغشتن
inoculates
مایه کوبی کردن اغشتن
ninepins
یکجور بازی با نه میله چوبی که انهارابا گوی چوبی می خوابانند
thresh
از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshing
از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshed
از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshes
از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
stake
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
combine
ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combines
ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combining
ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
naggin
سطل چوبی لیوان چوبی
noggin
سطل چوبی لیوان چوبی
noggins
سطل چوبی لیوان چوبی
trenail
میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
treenail
میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
gavel
[چکش چوبی قضات]
چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
stow away
مسافرت قاچاقی کردن باکشتی وغیره
taxidermist
ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
To turn off the lights. (T. V. ,radio).
چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
To turn on the light(radio, T. V).
چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
twiddled
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
twiddling
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
twiddle
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
twiddles
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
to listen with rapt attention
با مجذوبیت تمام گوش کردن با ششدانگ حواس وغیره
swabs
پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
swab
پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
peg out
کوبیدن میخ چوبی در زمین پیاده کردن
mopped
چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mops
چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mop
چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mopping
چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
lotion
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotions
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
swob
چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
tune
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tunes
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
variolation
ابله کوبی
juck work
میخ کوبی
lath work
تخته کوبی
lining of the ceiling
لمبه کوبی
piling
شمع کوبی
panel work
تخته کوبی
inoculation of vaccine
ابله کوبی
wainscoting
تخته کوبی
wainscots
تخته کوبی
boarding
تخته کوبی
wainscot
تخته کوبی
vaccination
ابله کوبی
inoculation
مایه کوبی
inoculations
مایه کوبی
staking
میخچه کوبی
thrash
کوزل کوبی
thrashes
کوزل کوبی
thrashed
کوزل کوبی
shingle
تخته کوبی
furring
تخته کوبی
tattooed
خال کوبی
tattooing
خال کوبی
hammer-beam
خرپا کوبی
hip
شیروانی کوبی
tattoo
خال کوبی
tatoo
خال کوبی
picoid
دار کوبی
flail mower
ماشینگندم کوبی
tattoos
خال کوبی
lathing
تخته کوبی تراشکاری
threshing machine
ماشین خرمن کوبی
stamp mill
اسیاب سنگ کوبی
threshing floor
زمین خرمن کوبی
vaccination cards
دفترچه های مایه کوبی
dwarf wainscoting
تخته کوبی کوتاه
dancing
پای کوبی رقص
stamping mill
اسیاب سنگ کوبی
vaccine point
سوزن ابله کوبی
vaccination card
دفترچه مایه کوبی
tatt
خال کوبی
[اصطلاح روزمره]
clap-board
[تخته ی رو کوبی یا روکار ساختمان]
embossed sculpture
برجسته سازی با چکش کوبی
tat
[American E]
خال کوبی
[اصطلاح روزمره]
nagasan concrete
بتن قابل میخ کوبی
picketing of aligment
میخ کوبی مسیر کار
colonial siding
[روکش کوبی با تخته عریض]
immunization
واکسن زدن مایه کوبی
tack hammer
چکش میخ کوبی کوچک
shed stick
چوب هاف
[چوبی است نازک تر از کوجی که برای جدا کردن تارها در موقع عبور دادن پود بکار می رود.]
inoculum
مادهای که برای مایه کوبی وتلقیح بکار میرود
pasteurism
مایه کوبی پاستوری جلوگیری از ترش شدن شیر
crunched
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
crunch
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
crunches
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
etcaetera
وغیره
et cetera
وغیره
And so on and so forth. Etcetera et cetera .
وغیره وغیره
pile
پرزقالی وغیره
piled
پرزقالی وغیره
snapped
قفلکیف وغیره
snap
قفلکیف وغیره
dales
خلیج وغیره
sheeting
ملافه وغیره
dale
خلیج وغیره
snaps
قفلکیف وغیره
snapping
قفلکیف وغیره
pillboxes
قوطی حب دارو وغیره
coronel
هاله خورشید وغیره
ratoon
نهال موز وغیره
shell
پوست فندق وغیره
snout
لوله کتری وغیره
tubes
لوله خمیرریش وغیره
sash
حمایل نظامی وغیره
snouts
لوله کتری وغیره
sashes
حمایل نظامی وغیره
curlicue
تزئینات خطاطی وغیره
dower
لانه خرگوش وغیره
service charge
سرویس مهمانخانه وغیره
seance
جلسه احضارارواح وغیره
tamp
سوراخی را با شن وغیره پرکردن
To score a goal .
گل زدن ( درفوتبال وغیره )
Dont move . Hold it. Keep stI'll.
بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
dossel
پشتی صندلی وغیره
shells
پوست فندق وغیره
dossal
پشتی صندلی وغیره
tube
لوله خمیرریش وغیره
trap
زانویی مستراح وغیره
coronal
هاله خورشید وغیره
stations
ایستگاه اتوبوس وغیره
station
ایستگاه اتوبوس وغیره
stationed
ایستگاه اتوبوس وغیره
pillbox
قوطی حب دارو وغیره
coequal
درشان ومقام وغیره
subsidence
تخفیف درد وغیره
clop
لنگی اسب وغیره
propeller
پروانه هواپیماوکشتی وغیره
furnace
تون حمام وغیره
propellor
پروانه هواپیماوکشتی وغیره
furnaces
تون حمام وغیره
dollop
دسته علف وغیره
frontlet
پیشانی اسب وغیره
dollops
دسته علف وغیره
shelling
پوست فندق وغیره
vases
گلدان نقره وغیره
vase
گلدان نقره وغیره
block-house
دژ چوبی
coach built
چوبی
arboreous
چوبی
ligneous
چوبی
xyloid
چوبی
wooden
چوبی
stockade
سد چوبی
timber dam
سد چوبی
stockades
سد چوبی
lysis
زوال وفساد سلول وغیره
The kI'lled and the wounded.
کشته وزخمی ( در جنگ وغیره )
nephews
پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
eversion
برگرداندن پلک چشم وغیره
sick berth
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
nephew
پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
floated
بستنی مخلوط با شربت وغیره
float
بستنی مخلوط با شربت وغیره
tailpiece
ارایش ته فصل کتاب وغیره
horologe
ساعت مچی ودیواری وغیره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com