Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (8 milliseconds)
English
Persian
typhoon
توفان سخت دریای چین گردباد
typhoons
توفان سخت دریای چین گردباد
Other Matches
stormbound
قطع رابطه شده در اثر توفان توفان زده
Anatolia
منطقه آناتولی که بین دریای سیاه و دریای مدیترانه قرار داشته و یکی از مراکز عمده قالیبافی ترکی، کردی، ارمنی و یونانی است. بیشتر به بافت فرش با گره ترکی معروف بوده و به دوران سلجوقیان باز می گردد.
high sea
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
tourbillon
گردباد
whirlwind
گردباد
tornados
گردباد
windstorm
گردباد
tornado
گردباد
tornadoes
گردباد
tourbillion
گردباد
torna do
گردباد
hurriance
گردباد
whirlwinds
گردباد
whirl wind
گردباد
hurricane
گردباد
hurricanes
گردباد
typhoon
توفان
typhoons
توفان
tempest
توفان
windstorm
توفان
tempests
توفان
stour
توفان
storms
توفان
storming
توفان
stormed
توفان
tornado
توفان
tornadoes
توفان
tornados
توفان
squalls
توفان
squall
توفان
hurricanes
توفان
storm
توفان
hurricane
توفان
twister
گردباد چرخان
whirlwind
وابسته به گردباد
water spot
گردباد دریایی
whirlwinds
وابسته به گردباد
tornados
گردباد تند
skirl
صدای گردباد
twister
گردباد تند
twisters
گردباد چرخان
anticyclone
گردباد هوایی
anticyclones
گردباد هوایی
waterspout
گردباد دریایی
waterspouts
گردباد دریایی
twisters
گردباد تند
tornadoes
گردباد تند
tornado
گردباد تند
snow goggles
عینک توفان
storm trooper
گروه توفان
stormbound
گرفتار توفان
stormy petrel
مرغان توفان
stormpetrel
مرغان توفان
thunderstorm
توفان تندری
thunderstorms
توفان تندری
cyclone
بادتند وشدید گردباد
cyclones
بادتند وشدید گردباد
tempests
توفان ایجاد کردن
southeaster
توفان جنوب شرقی
pawn storm
توفان پیادهای شطرنج
typhoon
توفان همراه با باران
tempest
توفان ایجاد کردن
typhoons
توفان همراه با باران
plain gypsum lath
[توفان سنگ و گچ مسطح]
vorticose
مربوط به گردباد و چرخش باد
torna do
یکجور گردباد که در باختر.....میوزد
thunderstorm
توفان همراه بااذرخش وصاعقه
southwester
توفان یا تندباد جنوب غربی
thunderstorms
توفان همراه بااذرخش وصاعقه
Oman
دریای عمان
high seas
دریای ازاد
flat calm
دریای روغنی
territorial sea
دریای داخلی
the black sea
دریای سیاه
mare clausum
دریای بسته
blue water
دریای ازاد
mare liberum
دریای ازاد
aegean sea
دریای اژه
adriatic sea
دریای ادریانیک
rough sea
دریای خراب
moderate sea
دریای معتدل
mediterranean sea
دریای مدیترانه
smooth see
دریای ارام
high sea
دریای ازاد
sea fight
جنگ دریای
sea nettle
ستاره دریای
dead sea
دریای لوط
territorial sea
دریای ساحلی
seaway
دریای متلاطم
pore
در دریای تفکرغوطه ور شدن
pores
در دریای تفکرغوطه ور شدن
Channel Islands
جزیرههای دریای مانش
erythrean
وابسته به دریای قلزم
pontic
وابسته به دریای سیاه
closed sea
دریای غیر ازاد
calm sea
دریای خیلی ارام
bathyal
مربوط به دریای عمیق
pontic
شبیه دریای سیاه
solan
قاز دریای شمالی
heavy sea
دریای خیلی خراب
atlantic
دریای محیط غربی
service squadron
قسمت خدمات دریای
gannet
غاز دریای شمالی
mediterranean sea
دریای روم بحر الروم
polynya
منطقه اب ازاد دریک دریای یخ
polynia
منطقه اب ازاد دریک دریای یخ
ship fever
طوفان سخت در دریای چین
booby
نوعی قاز دریای شمالی
submarine boat
زیر دریای
[نظامی]
[علوم طبیعی]
submarine
زیر دریای
[نظامی]
[علوم طبیعی]
overland route
راه سفر به هندوستان از دریای مدیترانه
snug down
امادگی قبل از ورود به دریای طوفانی
Latvia
جمهوری لتونی در کرانهی جنوبی دریای بالتیک
small craft warning
پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
fire support station
نققه هدف اتش پشتیبانی دریایی ایستگاه اتش دریای
China denies militarizing South China Sea.
چین را تکذیب نظامی جنوب دریای چین است.
baltic
دریای بالتیک در شمال اروپا وابسته به بالتیک
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
mediterranean
وابسته بدریای مدیترانه دریای مدیترانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com