Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English
Persian
snowplow
توقف با بردن پاشنه ها بعقب
Other Matches
back
بعقب رفتن بعقب بردن
backs
بعقب رفتن بعقب بردن
kick out
وزن خود را بعقب تخته موج بردن
shoehorns
پاشنه کش بکار بردن
shoehorn
پاشنه کش بکار بردن
heel
پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
heels
پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
rearwards
بعقب
sternway
حرکت بعقب
resupine
بعقب برگشته
retroverted
بعقب برگشته
untread
بعقب گام برداشتن
reversion
برگشتگی بعقب عود
receding
دور شدن بعقب سرازیرشدن
undercuts
ضربه قوسدار با چرخش بعقب
undercut
ضربه قوسدار با چرخش بعقب
wavy
جنبش بعقب و جلو متموج
recede
دور شدن بعقب سرازیرشدن
receded
دور شدن بعقب سرازیرشدن
backcross
چند پشت بعقب برگشتن
recedes
دور شدن بعقب سرازیرشدن
backspin
چرخش و غلطیدن گوی بعقب
retroflex
خمیده بعقب قفا رفتن زبان
three turn
چرخش از جلو بعقب و بعکس با تغییر لبه اسکیت
countered
چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter
چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
pickup
انداختن چوب و نخ بعقب برای بیرون اوردن ماهی از اب
countering
چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
lay back spin
چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
in irons
نقص در تعیین سمت حرکت که در نتیجه قایق بعقب بر می گردد
drop mohawk
چرخش از جلو بعقب و بعکس و برگشت روی پای اصلی
interlook dormant period
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
climber
پوست یا چرم زیر اسکی تا درهنگام صعود بعقب لیز نخورد
sealsking
نوار پوست سگ ماهی زیرچوب اسکی تورینگ برای جلوگیری از سر خوردن بعقب
imbibing
تحلیل بردن فرو بردن
imbibed
تحلیل بردن فرو بردن
to push out
پیش بردن جلو بردن
imbibes
تحلیل بردن فرو بردن
imbibe
تحلیل بردن فرو بردن
stand fast
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
mohawk
چرخش از جلو بعقب و بعکس از روی یک پا به روی پای دیگر
masochism
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
sterns
پاشنه
heels
پاشنه در
after castle
پاشنه
trigger
پاشنه
triggered
پاشنه
stern
پاشنه
sterner
پاشنه
cup
پاشنه در
cupped
پاشنه در
cups
پاشنه در
sternest
پاشنه
pivot
پاشنه در
pivots
پاشنه در
shoeing
پاشنه
shoes
پاشنه
shoe
پاشنه
overtaking light
پاشنه
triggers
پاشنه
pivot footstep
پاشنه
heelpiece
پاشنه
quarter deck
پاشنه
pivoted
پاشنه در
door hinge
پاشنه در
door hinge
پاشنه
shoe lift
پاشنه کش
bridge shoe
پاشنه
bridge shoe
پاشنه پل
bridge seat
پاشنه پل
upstream toe
پاشنه سد
heel
پاشنه
heels
پاشنه
waked
کف پاشنه
talon
پاشنه پا پاشنه
heel
پاشنه سد
heel
پاشنه در
door-furniture
پاشنه ی در
talons
پاشنه پا پاشنه
heel
ته پاشنه کف
heels
پاشنه سد
heels
ته پاشنه کف
wake
کف پاشنه
wakes
کف پاشنه
transom stern
پاشنه تخت
aftermost
نزدیک پاشنه
shoehorn
پاشنه کش کفش
slipshod
پاشنه خوابیده
transom stern
پاشنه صاف
shoehorns
پاشنه کش کفش
to take to ones heels
پاشنه راورکشیدن
calcaneum
استخوان پاشنه
toe protection
پاشنه بندی
boat tail
پاشنه قایق
bootjack
پاشنه کش چکمه
trunnion
پاشنه افقی
trim aft
نشست پاشنه
pivot instep kick
ضربه با پاشنه پا
heel cut
محافظ پاشنه پا
following sea
موج پاشنه
fantail
پاشنه ناو
heeltap
لایی پاشنه
dwi chook
پشت پاشنه پا
step
پاشنه کفش
stepping
پاشنه کفش
kedge anchor
لنگر پاشنه
kick with the heel
ضربه با پاشنه پا
heel
پاشنه
[کفش]
dead astern
درست پاشنه
heeler
پاشنه ساز
mizzen sail
بادبان پاشنه
heel loop
قوس پاشنه
heel and toe
با پنجه و پاشنه
after turret
توپ پاشنه
sterner
پاشنه ناو
pivots
پاشنه گردان
sternest
پاشنه ناو
pivoted
پاشنه گردان
pivot
پاشنه گردان
heelpiece
پاشنه پوش
sterns
پاشنه ناو
stern
پاشنه ناو
stern rope
طناب پاشنه
tiller flat
سکان پاشنه
quarter boom
بوم پاشنه
quarter boom
تیرک پاشنه
poop deck
بالاترین پل پاشنه
abaft
به سمت پاشنه
aft spring
اسپرینگ پاشنه
instep
پاشنه جوراب یاکفش
heel thrust
فشار پاشنه پا در پیچیدن
stern post
ستون پاشنه ناو
insteps
پاشنه جوراب یاکفش
pivot
پاشنه محور چرخ
taffrail
نرده پاشنه ناو
sternfast
طناب پاشنه قایق
heeltap
لایه پاشنه کفش
swivel
لولای پاشنه گرد
pirouette
چرخ روی پاشنه
heel kick
ضربه با پاشنه پا به عقب
pirouettes
چرخ روی پاشنه
pivots
روی پاشنه چرخیدن
top lift
طبقه زیرین پاشنه پا
pivots
پاشنه محور چرخ
on the quarter
در جهت پاشنه ناو
shoe
پاشنه کیل ناو
shoeing
پاشنه کیل ناو
running free
بادبانی با باد پاشنه
shoes
پاشنه کیل ناو
pivoted
روی پاشنه چرخیدن
pivoted
پاشنه محور چرخ
swivels
لولای پاشنه گرد
pivot
روی پاشنه چرخیدن
splash board
سپر پاشنه قایق
swivelled
لولای پاشنه گرد
stern fast
طناب پاشنه قایق
stern hook
نفر پاشنه قایق
percussion gun
تفنگ پاشنه دار
ensign staff
میله پرچم پاشنه
heel
توپ را با پاشنه پا رد کردن
heel
در پاشنه قرار گرفتن
heels
توپ را با پاشنه پا رد کردن
drilling shoe
پاشنه ی مته کاری
after body
قسمت پاشنه ناو
heel
پاشنه پی دیواره حائل یا سد
sock
کفش راحتی بی پاشنه
heels
پاشنه پی دیواره حائل یا سد
fore foot
کیل ناو در پاشنه
by the stern
از طرف پاشنه ناو
block heel
نعلبند پاشنه اسب
pivot
روی پاشنه گشتن چرخیدن
pivoted
روی پاشنه گشتن چرخیدن
roughshod
دارای نعل پاشنه دار
trims
کج شدن ناو از سینه یا پاشنه
pivots
روی پاشنه گشتن چرخیدن
napoleon
چکمه پاشنه بلند ناپلئونی
dead astern
درست در سمت پاشنه ناو
sternway
پیشروی ناواز سمت پاشنه
huarache
کفش راحتی پاشنه کوتاه
kickoff
ضربه ازاد با پاشنه پا درشروع
trimmest
کج شدن ناو از سینه یا پاشنه
chopine
نوعی کفش پاشنه بلند
stern tube
لوله اژدر پاشنه ناو
fore and aft
امتداد سینه تا پاشنه ناو
trim
کج شدن ناو از سینه یا پاشنه
swing roll
چرخش نیمدایره روی یکپاوبعد روی پای دیگر با کنترل پای ازاد از جلو بعقب
brogan
چکمه سنگین پاشنه دار لهجه محلی
french heel
پاشنه کفش زنانه بلند وخمیده بجلو
pin joint
اتصال بین اعضای ساختمانی بصورت لولا یا پاشنه
skull
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
hard starboard
ناو رابا چرخش سریع بسمت پاشنه بگردانید
skulls
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
evolute
بسط منحنی مسطح وابسته به منحنی مسطح بعقب برگشته
dragged
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
drag
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
drags
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
halts
توقف
interruption
توقف
pauses
توقف
interrupt
توقف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com