Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
attachment
توقیف و ضبط شخص یا مال به دلایل قانونی ضمیمه
Other Matches
habeas corpus
حکم توقیف از طرف دادگاه باذکر دلایل توقیف
attachment
توقیف کردن ضمیمه
unlawful detention
توقیف غیر قانونی
false imprisonment
توقیف غیر قانونی
arbitrary arrest
توقیف غیر قانونی وخودسرانه
habeas corpus
دستور احضار زندانی دستوری که دادگاه به زندان محل توقیف زندانی یی که توقیفش را غیر قانونی می داند
excursus
مقالهء ضمیمه ضمیمه تشریحی
annexing
ضمیمه کردن ضمیمه
annexes
ضمیمه کردن ضمیمه
annex
ضمیمه کردن ضمیمه
under restraint
در توقیف تحت توقیف د ربند
to lay down a rule
قانونی را درست کردن قانونی را وضع نمودن
wherefores
دلایل - علل
reasons of safety
دلایل امنیتی
security reasons
دلایل امنیتی
an infinity of reasons
دلایل بی شمار
because of
[for]
medical reasons
بخاطر دلایل پزشکی
for security reasons
به خاطر دلایل امنیتی
for reasons of safety
به خاطر دلایل امنیتی
symbolically
مط العه دلایل و عقاید
symbolic
مط العه دلایل و عقاید
logic
دانش تفکرات و دلایل
to cut the ground from under a person's
دلایل کسی را خنثی کردن
argumentum
یک سلسله دلایل قابل قبول
automatic release date
تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
hack
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
hacked
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
hacks
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
backtracks
برگشت در لیست پردازش ها با شروع از هدف و رسیدن به دلایل و اثباتها
backtracked
برگشت در لیست پردازش ها با شروع از هدف و رسیدن به دلایل و اثباتها
backtrack
برگشت در لیست پردازش ها با شروع از هدف و رسیدن به دلایل و اثباتها
machined
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machines
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
legitimated
عذر قانونی قانونی
legitimating
عذر قانونی قانونی
legitimates
عذر قانونی قانونی
legitimate
عذر قانونی قانونی
malfunctions
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctioned
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunction
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
prolixity
بی ربط یاغیرلازم در اقرارنامه یااستشهادیه که ممکن است انرا از عداد دلایل خواهان خارج کند
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
diagnostic
محل و دلایل خطا نرم افزاری یا مشکل سخت افزاری
accompaniments
ضمیمه
enclosure
ضمیمه
appendices
ضمیمه
accompanying
ضمیمه
annexing
ضمیمه
accompaniment
ضمیمه
addendum
ضمیمه
appurtenence
ضمیمه
insertion
ضمیمه
appurtenance
ضمیمه
appendant
ضمیمه
addenda
ضمیمه
apendix
ضمیمه
attached
ضمیمه
appendage
ضمیمه
appendages
ضمیمه
enclosures
ضمیمه
supplement
ضمیمه
appendixes
ضمیمه
inclusive of
<prep.>
به ضمیمه
including
<prep.>
به ضمیمه
comprising
<prep.>
به ضمیمه
complemented
ضمیمه
exhibit
ضمیمه
appendix
ضمیمه
complements
ضمیمه
supplemented
ضمیمه
supplementing
ضمیمه
supplements
ضمیمه
attachment
ضمیمه
including
به ضمیمه
thereto attached
ضمیمه به ان
complement
ضمیمه
complementing
ضمیمه
exhibited
ضمیمه
exhibiting
ضمیمه
amendment
ضمیمه
exhibits
ضمیمه
annexes
ضمیمه
annex
ضمیمه
amendments
ضمیمه
accompanied
ضمیمه کردن
accompanies
ضمیمه کردن
adjunct
ملازم ضمیمه
encloses
ضمیمه کردن
accompany
ضمیمه کردن
tacks
ضمیمه کردن
given in
ضمیمه شده
enclosed
ضمیمه شده
enclosing
ضمیمه کردن
adjuncts
ملازم ضمیمه
annexed
ضمیمه منضم
affix
ضمیمه کردن
affixes
ضمیمه کردن
attach
ضمیمه کردن
enclose
ضمیمه کردن
vermiform appendix
ضمیمه اعور
tacking
ضمیمه کردن
codicil
ضمیمه وصیتنامه
codicils
ضمیمه وصیتنامه
attaching
ضمیمه کردن
cirrus
اویز ضمیمه
tacked
ضمیمه کردن
affixed
ضمیمه کردن
tack
ضمیمه کردن
affixing
ضمیمه کردن
add
ضمیمه کردن
append
ضمیمه کردن
attaches
ضمیمه کردن
tags
ضمیمه شدن به
tags
ضمیمه کردن
extrinsic
جزئی ضمیمه
tag
ضمیمه شدن به
tag
ضمیمه کردن
attributed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
attached
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
postscript
ضمیمه کتاب
postscripts
ضمیمه کتاب
affected
[added]
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
appendixes
ضمیمه ذیل
appendix
ضمیمه ذیل
affixed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
annexed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
subjoin
ضمیمه کردن
attachment
ضمیمه الصاق
an a to a dictionary
ضمیمه فرهنگ
arrangements
ضمیمه قرارداد
arrangement
ضمیمه قرارداد
enclosed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
adject
ضمیمه کردن
attachment
ضبط ضمیمه
adjoint
مشوق ضمیمه
AI
طراحی و پیشبرد برنامههای کامپیوتری که از هوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید می کنند و شامل دلایل ابتدایی و سایر خصوصیات بشری هستند
cirrate
دارای زائده و ضمیمه
pendant
بی تکلیف ضمیمه شده
pendants
بی تکلیف ضمیمه شده
annex
پیوستن ضمیمه سازی
the a invoice
صورت حساب ضمیمه
adjunction
ضمیمه مشاع سازی
additions
اسم اضافی ضمیمه
annexation
ضمیمه سازی انضمام
annexing
پیوستن ضمیمه سازی
annexes
پیوستن ضمیمه سازی
addition
اسم اضافی ضمیمه
scheduled
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
supplemented
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplementing
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplements
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
tagged
بر چسب زده ضمیمه دار
glossaries
واژه نامه ضمیمه کتاب
glossary
واژه نامه ضمیمه کتاب
attachment
ضمیمه اثاث جمع اوری
schedule
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
supplement
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
schedules
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
copy of his letter is here with enclosed
رونوشت نامه وی ضمیمه است
intelligence
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
artificial intelligence
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
return account
صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
attachable
قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
chyron
[American E]
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
Lower third
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
aston
[British E]
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
nabbed
توقیف
durance
توقیف
nab
توقیف
detentions
توقیف
sequestration
توقیف
trustee process
توقیف
attachment
توقیف
stoppages
توقیف
stoppage
توقیف
distrainment
توقیف
supperession
توقیف
nabs
توقیف
internment
توقیف
custody
توقیف
nabbing
توقیف
detention
توقیف
bail
توقیف
confinement
توقیف
distress
توقیف
distresses
توقیف
arrestment
توقیف
garnishment
توقیف
caption
توقیف
hold up
توقیف
seizure
توقیف
seizures
توقیف
restraint
توقیف
embargo
توقیف
embargoes
توقیف
imperisonment
توقیف
arrests
توقیف
hold-ups
توقیف
hold-up
توقیف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com