English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
impluse voltage generation تولید فشار ضربهای
Other Matches
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
impluse voltage فشار ضربهای
impluse breakdown voltage فشار شکست ضربهای
impluse test ازمایش فشار ضربهای
impluse voltage stress تنش فشار ضربهای
impluse voltage generator مولد فشار ضربهای
impluse voltage cascade ابشار فشار ضربهای
impluse turbine توربین فشار ضربهای
impluse voltage test ازمایش فشار ضربهای
impluse protective level سطح فشار ضربهای
impluse withstand voltage فشار ضربهای ایستا
impluse voltage test technipue روش ازمایش فشار ضربهای
impluse circuit مدارایمپولز مدار فشار ضربهای
impluse high tension generator مولد فشار قوی ضربهای
impluse response رفتار در مقابل فشار ضربهای
impluse voltage testing plant ازمایشگاه فشار ضربهای تاسیسات ازمایش فشارضربهای
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
high tension generation تولید فشار قوی
bilge blocks قسمتهای تولید کننده فشار دریایی
impact ionization ایونیزاسیون ضربهای یونیزاسیون ضربهای
tricrotism نبض سه ضربهای ضربان نبض بطور سه ضربهای
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pilot line operation کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
components 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
component 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
seconds مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
euler theorem در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
production overheads هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
planar روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
cost fraction نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
declassified cost هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
matrixes چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
traumatic ضربهای
dicrotism دو ضربهای
posttraumatic پس ضربهای
batch mixer مخلوط کن ضربهای
impluse generator مولد ضربهای
impluse breakdown شکست ضربهای
impluse function تابع ضربهای
impluse distortion اعوجاج ضربهای
impluse current جریان ضربهای
implusing signal سیگنال ضربهای
impluse inertia لختی ضربهای
impact exitation تحریک ضربهای
strode analysis تحلیل ضربهای
australian crawl کرال دو ضربهای
transient voltage ولتاژ ضربهای
ippon kumite مبارزه تک ضربهای
impluse wave موج ضربهای
impulsive force نیروی ضربهای
impact force نیروی ضربهای
shock concrete بتن ضربهای
shock excitation تحریک ضربهای
implusive excitation تحریک ضربهای
sambon kumite مبارزه سه ضربهای
impluse exitation تحریک ضربهای
impluse switch تکمه ضربهای
impluse contact کنتاکت ضربهای
impact load بار ضربهای
impluse sender مولد ضربهای
pulsating load بار ضربهای
impluse detector اشکارسازجریان ضربهای
impulse turbine توربین ضربهای
impulse discharge تخلیه ضربهای
impluse switch کلید ضربهای
impact strength استحکام ضربهای
impact printer چاپگر ضربهای
impluse tachometer تاکومتر ضربهای
shock waves موج ضربهای
percussion press پرس ضربهای
percussion welding جوشکاری ضربهای
partial products حاصل ضربهای جز
whipping حرکت ضربهای
mach wave موج ضربهای
detonation انفجار ضربهای
shock wave موج ضربهای
drop test ازمایش ضربهای
tricrotic نبض سه ضربهای
detonations انفجار ضربهای
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
tensile impact test ازمایش کشش ضربهای
daisy wheel printer چاپگر اصلی ضربهای
pusher type furnace کوره نوع ضربهای
oblique shock wave موج ضربهای مایل
impact crusher سنگ شکن ضربهای
impact transducer مبدل فرایندهای ضربهای
impluse sound level سطح صوت ضربهای
pulsed resistance welding جوشکاری مقاومتی ضربهای
normal shock wave موج ضربهای عمود
jar ramming method روش ضربهای قالبریزی
wavelet موج ضربهای کوچک
jia ippon kumite مبارزه ازاد تک ضربهای
detached shock wave موج ضربهای منفصل
impluse current generator مولد جریان ضربهای
joint مفصل اتصال ضربهای
mach line موج ضربهای ضعیف
percussion riveter پرچ کننده ضربهای
impluse circuit مدار جریان ضربهای
spermary غده تولید کننده منی محل تولید منی
hig low jack ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را جا می گذارد
counts تعداد جریانهای ضربهای شمردن
counting تعداد جریانهای ضربهای شمردن
counted تعداد جریانهای ضربهای شمردن
bank shot ضربهای که به دیوار بخورد و برگردد
instantaneous short circuit current جریان اتصال کوتاه ضربهای
count تعداد جریانهای ضربهای شمردن
tricrotic ضربان نبض بطورسه ضربهای
do split ضربهای در بولینگ که میله جلو و 7 یا 01 را جا می گذارد
sour apple ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
let ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
lily ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
lets ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
lilies ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
lenght ضربهای که توپ روی دیوارعقب میافتد
half worcester ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 9 یا 2 و 8 را جامی گذارد
forcing shot ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
initial alternating short circuit curren جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
double pinochle ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
light hit ضربهای در بولینگ که تمام میله ها را نمیاندازد
bedpost ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را بجا می گذارد
letting ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
big ball ضربهای در بولینگ که تمام میله ها را می اندازد
big four ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
single ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
leg glance ضربهای که توپ را مستقیما"به پشت توپزن می فرستد
give a catch زدن ضربهای که ممکن است بل گرفته شود
late cut ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
keilo ضربهای در کاراته بانوک انگشتان جمع شده
lofts ضربهای که گوی گلف را در مسیر منحنی بالامیبرد
loft ضربهای که گوی گلف را در مسیر منحنی بالامیبرد
lip ضربهای که به لبه سوراخ گلف برسد و در ان نیفتد
bank shot ضربهای که گوی بیلیارد به کناره میز بخورد
fullest مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
forces ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
sidehiller ضربهای که گوی از شیب درچمن نرم سرازیر میشود
jars این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
jarred این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
deflection ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
forcing ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
deflections ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
jar این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
force ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
gnp gap شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
maximum asymmetric three phase current short-circuit جریان اتصال کوتاه ضربهای سه فازه
blocking گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
half جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
drags ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
dragged ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
drag ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
draw ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
draws ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
diamonds شکل موجهای ضربهای که معمولا در جریان خروجی راکتها بصورت لوزیهای پشت سر هم قابل مشاهده است
producers burden of tax بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
bow wave موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
odd ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
jack hammer مته ضربهای مته چکشی
pushed فشار
thrusting فشار
thrusts فشار
pressured فشار
isobare هم فشار
thrust فشار
pressuring فشار
pressing فشار
pressures فشار
exertion فشار
brunt فشار
growing pains فشار
pressure sense حس فشار
sense of pressure حس فشار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com