Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (12 milliseconds)
English
Persian
sporogony
تولید مثل بوسیله هاگ
Search result with all words
electro magnetism
تولید خواص مغناطیسی بوسیله
electrophorus
الت تولید الکتریسته ساکن بوسیله القا
homogamic
تولید نسل کننده بوسیله مقارت باهم جنس خود
homogamous
تولید نسل کننده بوسیله مقارت باهم جنس خود
hydroelectric
وابسته به تولید نیروی برق بوسیله اب یا بخار
magneto electricity
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
paedogenesis
تولید مثل بوسیله نوزاد حشرات یا شفیره
photo pattern generation
تولید یک پوشش مدار مجتمع بوسیله قرار دادن الگویی ازنواحی مستطیل مجاور یارویهم افتاده
schizogenesis
تولید مثل بوسیله شکاف خوردن
schizogony
تولید مثل بوسیله شکاف یاتقسیم سلولی
self fruitful
تولید مثل بوسیله گرده خود
Other Matches
capacity cost
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
embryophyte
گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
pilot line operation
کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
component
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
seconds
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
euler theorem
در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
production overheads
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
increasing cost industry
حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
planar
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
cost fraction
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
derived demand
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
declassified cost
هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem
شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
matrixes
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
spermary
غده تولید کننده منی محل تولید منی
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
full
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
gnp gap
شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
half
جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
producers burden of tax
بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
via
بوسیله
wherewithal
که بوسیله ان
by the instrumentality of
بوسیله
thruogh the a of
بوسیله
per
بوسیله
by dint of
بوسیله
by
بوسیله
whereby
که بوسیله ان
with
بوسیله
at the hand of
بوسیله
of
بوسیله
perprep
بوسیله
osmose
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
per pais
بوسیله مملکت
hydrolysis
تجزیه بوسیله اب
per pais
بوسیله کشور
by wire
بوسیله تلگراف
municipally
بوسیله شهرداری
by depty
بوسیله نماینده
electrically
بوسیله برق
by the f.
بوسیله لمس
hydromancy
تفال بوسیله اب
poured
تراوش بوسیله ریزش
pouring
تراوش بوسیله ریزش
to scent out
بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
traingulation
پیمایش بوسیله مثلثات
in propria persona
بوسیله خود شخص
pours
تراوش بوسیله ریزش
churn
بوسیله اسباب گردنده
photogelatin process
چاپ بوسیله ژلاتین
lapped joint
اتصال بوسیله پوشش
windblown
در حرکت بوسیله باد
phototypography
چاپ بوسیله عکسبرداری
brew
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
windswept
بوسیله باد جاروشده
postage
حمل بوسیله پست
semaphore
مخابره بوسیله پرچم
leaching
تصفیه بوسیله شستشو
pipage
ترابری بوسیله لوله
hydromancer
تفال زننده بوسیله اب
hydrolyze
بوسیله اب تجزیه شدن
brewed
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
to pick thanks
بوسیله سخن چینی
aerotherapeutics
معالجه بوسیله هوا
aeromancy
تفال بوسیله هوا
brews
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
baptize
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
galvanography
روی مس بوسیله اندودکهربایی
electric chair
اعدام بوسیله برق
baptises
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
sent via e-mail
بوسیله ایمیل فرستاده شد
infiltration
پالایش بوسیله تراوش
baptised
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
intuitively
بوسیله درک مستقیم
eluviation
انتقال بوسیله بادوباران
seagirt
محصور بوسیله دریا
diathermy
معالجه بوسیله حرارت
dragonnades
بوسیله سواره نظام
electromotive
متحرک بوسیله برق
churns
بوسیله اسباب گردنده
churned
بوسیله اسباب گردنده
baptized
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
patenting
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
baptizing
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
pipeage
ترابری بوسیله لوله
baptizes
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
pipe down
بوسیله شیپور یا نای
patents
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
radar scan
مراقبت بوسیله رادار
pour
تراوش بوسیله ریزش
patented
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patent
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
latches
بوسیله کلون محکم کردن
latch
بوسیله کلون محکم کردن
stethoscopy
معاینه بوسیله گوشی طبی
seaborne
بوسیله کشتی حمل شده
soaks
بوسیله مایع اشباع شدن
instantiate
معرفی کردن بوسیله کنسرت
perfusion
غسل تعمید بوسیله اب پاشی
photocopies
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
radiograms
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
self-service
کمک بوسیله خود شخص
self service
کمک بوسیله خود شخص
semaphore
بوسیله پرچم مخابره کردن
photocopied
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
radiogram
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
photocopying
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
roentgenoscopy
معاینه بوسیله اشعه مجهول
soak
بوسیله مایع اشباع شدن
photocopy
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
self administered
اداره شونده بوسیله خویشتن
shields
بوسیله سپر حفظ کردن
radiophotograph
انتقال عکس بوسیله رادیو
chafes
بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafing
بوسیله اصطکاک گرم کردن
pyretotherapy
معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
telekinesis
حرکت اجسام بوسیله ارواح
lightproof
غیرقابل نفوذ بوسیله نور
rainwash
شسته شده بوسیله باران
rainwash
شستشوی چیزی بوسیله باران
shield
بوسیله سپر حفظ کردن
the block
مردن بوسیله گردن زنی
step down
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
mail order
سفارش کالا بوسیله پست
memoria technica
فن یا شیوهای که بوسیله ان یادوهوش رانیرومندمیسازند
intercommunication system
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
lyophiled
خشک شده بوسیله انجمادسخت
rocket propulsion
حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
lyophil
خشک شده بوسیله انجمادسخت
massotherapy
معالجه بوسیله مشت و مال
chafe
بوسیله اصطکاک گرم کردن
steam propulsion of ships
راندن کشتی ها بوسیله بخار
incuse
نقش شده بوسیله چکش
lure
بوسیله تطمیع بدام انداختن
container transport
حمل و نقل بوسیله کانتینر
string
یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
chemical warfare
جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
grout stop
اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
cathodogeaph
بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
carbon arcwelding
جوش قوسی بوسیله کربن
lured
بوسیله تطمیع بدام انداختن
lures
بوسیله تطمیع بدام انداختن
luring
بوسیله تطمیع بدام انداختن
self-appointed
منصوب شده بوسیله خویشتن
by no one else
از
[بوسیله]
هیچ کسی دیگر
nettle
بوسیله گزنه گزیده شدن
electrometallurgy
ذوب فلزات بوسیله برق
suicide bombing
قصد کشت بوسیله خودکشی
suicide attack
قصد کشت بوسیله خودکشی
electrotype
بوسیله برق چاپ کردن
to buy something at an auction
چیزی را در
[بوسیله]
حراجی خریدن
embolic
مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
photomap
نقشه برداری بوسیله عکاسی
self appointed
منصوب شده بوسیله خویشتن
platinotype
عکاسی بوسیله املاح پلاتین
nettles
بوسیله گزنه گزیده شدن
lip read
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-read
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-reads
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
wirephoto
بوسیله بی سیم عکس فرستادن
wet down
بوسیله اب پاشی خیس کردن
phonendoscope
اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
photolighograph
عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
wigwag
ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
waterborne
حمل شده بوسیله اب اب برد
photoengraving
گراور سازی بوسیله عکاسی
hydrophilous
گرده افشانی کننده بوسیله اب
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
argon arc welding
جوش قوسی بوسیله گازارگون
hydropathy
معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
hit wicket
انداختن میله بوسیله خودتوپزن
in law
خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
permanent magnet centering
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
procrustean
بوسیله اعمال زورکاری از پیش برنده
radiobroadcast
پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو
roentgenoscope
دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
roentgenize
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
pipage
عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
pocket veto
رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
nutriment
کسب نیرو بوسیله غذا بقوت
nutriments
کسب نیرو بوسیله غذا بقوت
pipeage
عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
phototherapy
معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
photosensitize
بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
permanent magnet focusing
تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
gravitate
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
faradize
بوسیله القای برق معالجه کردن
photoengrave
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
policed
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com