Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
English
Persian
insultingly
توهین کنان
Other Matches
rejoicingly
شادی کنان وجد کنان
inquiringly
تحقیق کنان پرسش کنان
mutteringly
من من کنان
murmuringly
غر غر کنان
vacillatingly
دل دل کنان
afoam
کف کنان
lingeringly
فس فس کنان
pantingly
ارزو کنان
ponderingly
اندیشه کنان
on the run
شلوق کنان
poutingly
لب کلفت کنان
procrastinatingly
تعلل کنان
pulingly
ناله کنان
repinningly
لندلند کنان
remonstratingly
تعرض کنان
wonderingly
تعجب کنان
remonstratingly
نکوهش کنان
ragingly
شورش کنان
rejoicingly
خوشی کنان
refelectingly
اندیشه کنان
lurkingly
کمین کنان
railingly
بدحرفی کنان
reprovingly
سرزنش کنان
exultantly
خوشی کنان
minaciously
تهدید کنان
louringly
اخم کنان
insinuatingly
اشاره کنان
loiteringly
درنگ کنان
intriguingly
دسیسه کنان
jumpingly
پرش کنان
lingeringly
درنگ کنان
lingeringly
معطل کنان
haltingly
تامل کنان
mockingly
ریشخند کنان
exultingly
خوشی کنان
fawningly
مداهنه کنان
murmuringly
ناله کنان
flashily
جلوه کنان
glozingly
تاویل کنان
groaningly
ناله کنان
whiningly
ناله کنان
grumblingly
شکایت کنان
gyringly
گردش کنان
twittingly
سرزنش کنان
under one's breath
<idiom>
نجوا کنان
wailingly
ناله کنان
menacingly
تهدید کنان
scoffingly
ریشخند کنان
saunteringly
ولگردی کنان
sneeringly
ریشخند کنان
cock-a-hoop
شادی کنان
vituperatively
سرزنش کنان
surprisedly
تعجب کنان
mincingly
ناز کنان
questioningly
پرسش کنان
wailingly
شیون کنان
jokingly
شوخی کنان
dramatis personoe
صورت بازی کنان
frisky
جست وخیز کنان
they returned in triumph
شادی کنان برگشتند
friskiest
جست وخیز کنان
friskier
جست وخیز کنان
at pause
مکث کنان خاموش
revilingly
بدگویان فحاشی کنان
repinningly
ناله کنان بادلتنگی
jumpingly
جست وخیز کنان
offense,etc
توهین
contumely
توهین
offenses
توهین
flout
توهین
offence
توهین
flouted
توهین
flouting
توهین
flouts
توهین
insultation
توهین
defamation
توهین
indignity
توهین
aspersion
توهین
libeling
توهین
insult
توهین
indignities
توهین
libelled
توهین
libels
توهین
libelling
توهین
insulted
توهین
vituperation
توهین
libel
توهین
disgraces
توهین
disgraced
توهین
disgrace
توهین
snash
توهین
libeled
توهین
on the run
بهر سو دوان دوندگی کنان
the miner's f.
اتحادیه یاپیمان کان کنان
wedding party
مجلس عروسی یا عقد کنان
interposingly
مداخله کنان بطور معترضه
skips
رقص کنان حرکت کردن
skip
رقص کنان حرکت کردن
skipped
رقص کنان حرکت کردن
fleeringly
استهزاء کنان باخنده تمسخرامیز
haltingly
درنگ کنان ازروی دودلی
to give offences to
توهین کردن
disparagement
توهین بی اعتباری
libel
توهین کردن به
libeled
توهین کردن به
libeling
توهین کردن به
libelled
توهین کردن به
libelling
توهین کردن به
libels
توهین کردن به
insult
توهین کردن به
insolence
توهین غرور
offence
اهانت توهین
insulting
توهین امیز
defamatory
توهین امیز
aspersive
توهین امیز
disgracing
توهین امیز
humiliating
توهین امیز
offenses
اهانت توهین
humiliatingly
توهین امیز
no offences was meant
توهین نبود
offense
اهانت توهین
affrontive
توهین امیز
affronter
توهین کننده
bespatter
توهین کردن
blasphemy
توهین به مقدسات
defamer
توهین کننده
blasphemies
توهین به مقدسات
sacrilege
توهین به مقدسات
insulted
توهین کردن به
humiliatory
توهین امیز
fay
شوخی توهین امیزکردن
an unwarranted insult
توهین ناروایا بی جهت
affronts
اشکارا توهین کردن
affronting
اشکارا توهین کردن
pratfall
امر توهین امیز
insulted
دشنام توهین کردن
affront
آشکارا توهین کردن
abusive
بدزبان توهین امیز
wite
توهین سرزنش کردن
insult
دشنام توهین کردن
No offence!
نمی خواهم توهین کنم!
No harm meant!
نمی خواهم توهین کنم!
contempt of court
توهین به دادگاه
[جرم جنایی]
contempt
[criminal offence]
توهین به دادگاه
[جرم جنایی]
self abuse
استمناء با دست توهین بنفس
that insult
این توهین اوراسخت ازرده کرد
sanshifter
واژه توهین امیز برای نفردونده جلویی
whisperingly
به نجوا نجوا کنان سر گوشی اهسته
purging a contempt of court
جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
libelling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel
هجو نامه یا توهین نامه افترا
perdu or due
درحال کمین کمین کنان
viyuperate
توهین کردن سرزنش کردن
gulpingly
غورت غورت کنان
pulingly
جیک جیک کنان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com