English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (9 milliseconds)
English Persian
firing توپ اندازی
cannonade توپ اندازی
cannonry توپ اندازی
Search result with all words
cockfight جنگ اندازی خروس ها
cockfights جنگ اندازی خروس ها
machine کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machined کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machines کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
dartboard صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
dartboards صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
encroachment دست اندازی
encroachments دست اندازی
gunshot تیر اندازی
gunshots تیر اندازی
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
darts پیکان اندازی 2 نفره یا 4 نفره با 3 پیکان در هربار برای هر نفر از مسافت 8 یا 9 متر
boot اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
boot راه اندازی
boot خود راه اندازی
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
outfox در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxed در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxes در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxing در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
diving اب اندازی
trigger راه اندازی
triggered راه اندازی
triggers راه اندازی
encroach دست اندازی کردن
encroached دست اندازی کردن
encroaches دست اندازی کردن
trap در تله اندازی
postponement تاخیر اندازی
postponements تاخیر اندازی
filling اب اندازی
fillings اب اندازی
reset سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
reset راه اندازی مجدد
resets سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
resets راه اندازی مجدد
arm wrestling مچ اندازی
wrist wrestling مچ اندازی
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
abortion بچه اندازی
abortions بچه اندازی
driver برنامه راه اندازی
drivers برنامه راه اندازی
moulting پوست اندازی
moulting شاخ اندازی
gunfire تیر اندازی
sputtering بیرون اندازی
shading سایه اندازی
starting راه اندازی
casting روش قلاب اندازی
glazing شیشه بری جام اندازی
trapping بدام اندازی
trapping در تله اندازی
triggering راه اندازی
drainage خشک اندازی فاضلاب
contortion ازشکل اندازی
contortions ازشکل اندازی
actuation بکار اندازی
air man کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
attemptable قابل دست اندازی
basket dam بندسله اندازی
boot record رکورد راه اندازی
bootstrap خودراه اندازی
centrifugal starting switch سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
chrematistics علم پس اندازی
cold boot راه اندازی سرد
cold starting راه اندازی در حالت سرد
compressor bleed air هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
device driver برنامه راه اندازی دستگاه
dockage حق بار اندازی
drayage هزینه بارگیری وبار اندازی
ecdysis پوست اندازی
ectuating switch سوئیچ راه اندازی
ejection بیرون اندازی
expectoration تف اندازی
exspuition تف اندازی
extrajection برون اندازی
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
gabion سله اندازی گابیون
glaziery جام اندازی
grid current starting point نقطه راه اندازی جریان شبکه
hardware reset باز راه اندازی سخت افزاری
icos System OutputControl/Input مجموعه استانداردی از روالهای ورودی و خروخی که برای راه اندازی و کنترل فرایندورودی و خروجی طراحی شده است
igniter switch کلید راه اندازی
inbreak دست اندازی
innate releasing mechanism مکانیسم راه اندازی فطری
instant start lamp لامپ با راه اندازی در حالت سرد
launghing براه اندازی
lead work شیشه اندازی
lead work جام اندازی
leg pull دست اندازی
master boot record رکورد راه اندازی اصلی
molt پوست اندازی
Other Matches
start up راه اندازی
snash دست اندازی
sortition قرعه اندازی
sortition پشک اندازی
supersedure تعویق اندازی
skish مسابقه قلاب اندازی
shadow ball تمرین گوی اندازی
self assertion خودرا جلو اندازی
operating handle دستگیره راه اندازی
reboot راه اندازی مجدد
tournament casting مسابقه قلاب اندازی
starting time زمان راه اندازی
starting torque کشتاور راه اندازی
to lay a wager دست اندازی کردن
to load off بار اندازی کردن
to set intrigues on foot پشت سر هم اندازی کردن
upcast بالا اندازی تاه کش
impinge دست اندازی کردن
starting procese فرایند راه اندازی
starting power توانایی راه اندازی
starting position وضعیت راه اندازی
soft start راه اندازی نرم
start up disk دیسک راه اندازی
start button تکمه راه اندازی
encroach دست اندازی کردن
starting current جریان راه اندازی
starting lever اهرم راه اندازی
starting motor موتور راه اندازی
starting power قدرت راه اندازی
releasing mechanism مکانیسم راه اندازی
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
system reset راه اندازی مجدد سیستم
starting winding سیم پیچی راه اندازی
offhand position حالت ایستاده در تیر اندازی
sagittary سهمی وابسته به تیر اندازی
pie alley مسیر اسان برای گوی اندازی
navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
to bring a bout by intrigue بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
surfcasting rod چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
servomechanism مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
offense توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
to take a pot shot [pot shots] at somebody [something] به کسی [چیزی] مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
gun-loop [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
sysop فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
pyrography نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
poker work نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
practice plug وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
warm boot فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
seamer توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
seam bowler توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
swing bowler توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
To quibble and equivocate. پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
kilim [glim] گلیم [زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
spin bowler توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
startup disk فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com