English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
stonewall توپ زدن تدافعی بدون کسب امتیاز
stonewalled توپ زدن تدافعی بدون کسب امتیاز
stonewalling توپ زدن تدافعی بدون کسب امتیاز
Other Matches
scoreless بدون امتیاز
penalties پرتاب خطای بدون امتیاز
penalty پرتاب خطای بدون امتیاز
maiden over بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
pace شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
hazarded امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazard امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
paces شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
hazarding امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazards امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
bye صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
byes صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
defensive تدافعی
point after touchdown [یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
overtime وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
sitzkrieg جنگ تدافعی
stonewaller توپزن تدافعی
d. alliance انفاق تدافعی
handicaps امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
defensive programming برنامه نویسی تدافعی
defilade جان پناه استحکامات تدافعی
penalty killing وضع تدافعی گرفتن تیم یا فرد
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
rugby point امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
castellation تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
game bird یک امتیاز
scoreless بی امتیاز
licences امتیاز
plus امتیاز
credit امتیاز
pas امتیاز
licenses امتیاز
pre-eminence امتیاز
advantage امتیاز
franchises امتیاز
credited امتیاز
crediting امتیاز
credits امتیاز
francs امتیاز
franchise امتیاز
prominence امتیاز
act of grace امتیاز
concessions امتیاز
pre eminence امتیاز
distinctions امتیاز
concession امتیاز
distinction امتیاز
prominency امتیاز
priviege امتیاز
scoreline خط امتیاز
scorelines خط امتیاز
ad امتیاز
ads امتیاز
exclusiveness امتیاز
rectums امتیاز
rectum امتیاز
franc امتیاز
chartering امتیاز
scored امتیاز
charters امتیاز
licence امتیاز
scores امتیاز
royalties حق امتیاز
charter امتیاز
score امتیاز
royalty حق امتیاز
lease امتیاز
chartered امتیاز
leases امتیاز
point امتیاز
prerogatives امتیاز
prerogative امتیاز
upper hand امتیاز
privilege امتیاز
run یک امتیاز
runs یک امتیاز
decisions برنده با امتیاز
loss on points باخت با امتیاز
worst- امتیاز اوردن
odder امتیاز دادن
decision برنده با امتیاز
odd امتیاز دادن
ace امتیاز سرویس
aces امتیاز سرویس
differentia وجه امتیاز
match point اخرین امتیاز
concessionary صاحب امتیاز
concession deed امتیاز نامه
foot score line خط امتیاز انتهایی
awarding of points امتیاز دادن
law of advantage قانون امتیاز
licence owner صاحب امتیاز
worst امتیاز اوردن
converts امتیاز گرفتن
concessioner صاحب امتیاز
concessionary agreement امتیاز نامه
preferential امتیاز دهنده
match points اخرین امتیاز
concessionaire صاحب امتیاز
precedency امتیاز سابقه
magna cum laude با امتیاز زیاد
game point امتیاز پایانی
precedence امتیاز سابقه
outpoint برنده با امتیاز
win on points پیروزی با امتیاز
love امتیاز صفر
loved امتیاز صفر
patenting امتیاز نامه
patents امتیاز نامه
prerogative حق یا امتیاز ویژه
set point اخرین امتیاز
grantee صاحب امتیاز
prerogatives حق یا امتیاز ویژه
insurance امتیاز مطمئن
patented امتیاز نامه
field privilege امتیاز فیلد
converted امتیاز گرفتن
double figures امتیاز دو رقمی
privileged امتیاز دار
privileged دارای امتیاز
score sheet برگ امتیاز
convert امتیاز گرفتن
chalk up کسب امتیاز
perfect score امتیاز کامل
converting امتیاز گرفتن
maritime lien امتیاز دریایی
oddest امتیاز دادن
headstart امتیاز در شروع
go-ahead امتیاز برتر
patent امتیاز نامه
loves امتیاز صفر
To score points. امتیاز آوردن ( ورزش )
draw first blood کسب نخستین امتیاز
break one's duck کسب نخستین امتیاز
brassage حق امتیاز سکه زدن
bowling average معدل امتیاز بازیگربولینگ
bowled for a duck باختن بازیگر بی امتیاز
software license امتیاز نرم افزار
ice امتیاز سرنوشت ساز
patenting دارای حق امتیاز امتیازی
To gain an advantage. کسب امتیاز کردن
counted تعداد امتیاز توپزن
counting تعداد امتیاز توپزن
privileged دارای امتیاز یا حق ویژه
counts تعداد امتیاز توپزن
thirty دومین امتیاز گیم
thirties دومین امتیاز گیم
fifteen نخستین امتیاز گیم
monopolised امتیاز انحصاری گرفتن
ahead دارای امتیاز بیشتر
wining by deukjoom برد تکواندو با امتیاز
deciding امتیاز سرنوشت ساز
privilege امتیاز مخصوصی اعطاکردن
prerogative امتیاز مخصوص حق ارثی
franchises ازادی حق انتخاب امتیاز
franchise ازادی حق انتخاب امتیاز
prerogatives امتیاز مخصوص حق ارثی
count تعداد امتیاز توپزن
decision برنده کشتی با امتیاز
monopolizing امتیاز انحصاری گرفتن
monopolizes امتیاز انحصاری گرفتن
monopolized امتیاز انحصاری گرفتن
duck اخراج توپزن بی امتیاز
ducked اخراج توپزن بی امتیاز
monopolize امتیاز انحصاری گرفتن
duckings اخراج توپزن بی امتیاز
ducks اخراج توپزن بی امتیاز
monopolising امتیاز انحصاری گرفتن
monopolises امتیاز انحصاری گرفتن
To keep the score. حساب امتیاز رانگاهداشتن
point درجه امتیاز بازی
licensee صاحب جواز یا امتیاز
burns امتیاز گرفتن از حریف
licensees صاحب جواز یا امتیاز
burn امتیاز گرفتن از حریف
decisions برنده کشتی با امتیاز
in the hole <idiom> امتیاز پایین صفر
home court advantage امتیاز بازی در خانه
double bogey دوبار کسب امتیاز
patent دارای حق امتیاز امتیازی
high run حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
patents دارای حق امتیاز امتیازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com