Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (2 milliseconds)
English
Persian
call in
تو خوانی
Search result with all words
harangue
رجز خوانی
harangued
رجز خوانی
harangues
رجز خوانی
haranguing
رجز خوانی
phrenology
جمجمه خوانی
recital
از بر خوانی
recitals
از بر خوانی
association
هم خوانی
associations
هم خوانی
solo
تک خوانی بطور انفرادی
solos
تک خوانی بطور انفرادی
declaim
رجز خوانی کردن
declaimed
رجز خوانی کردن
declaiming
رجز خوانی کردن
declaims
رجز خوانی کردن
recitation
از بر خوانی
recitation
از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
recitations
از بر خوانی
recitations
از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
incantation
افسون خوانی جادوگری
incantations
افسون خوانی جادوگری
lamentation
مرثیه خوانی
lamentations
مرثیه خوانی
lip reading
لب خوانی
lip-reading
لب خوانی
telepathy
اندیشه خوانی
antiphony
تهلیل خوانی
call statement
حکم فرا خوانی
catalexia
مکرر خوانی
direct reading instrument
دستگاه مستقیم خوانی
epigraphy
علم کتیبه خوانی
flyting
رجز خوانی
gray oral reading test
ازمون بلند خوانی گری
hymnody
سرود خوانی سرود
illegutimation
حرمزادگی خوانی
illegutimation
نادرستی نامشروع خوانی
kapell meister
رئیس دسته سرود خوانی
lipreading
فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
map reading
نقشه خوانی
map reading
نقشه خوانی کردن
mirror reading
وارونه خوانی
palinlexia
وارونه خوانی
news room
اطاق روزنامه خوانی
nocturn
سحر خوانی شبانه
nowel
کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
orthoepic
مبنی بر درست خوانی
phrenological
وابسته به جمجمه خوانی
prayerfulness
عادت نماز خوانی
psalmodic
وابسته به زبور خوانی
psalmody
مزمور خوانی
psalmody
سرود خوانی
recitative
از بر خوانی
recitetion
از حفظ خوانی پس دادن درس
scatter read
پراکنده خوانی
silent reading
بیصدا خوانی
sol fa
نت خوانی
solfege
نت خوانی سولفش خوانی
solfeggio
نت خوانی سولفش خوانی
solmizate
نت خوانی کردن
solmization
نت خوانی
solmization
وزن خوانی
thought reading
اندیشه خوانی
to stab in the back
ریزه خوانی
war cry
رجز رجز خوانی
proofread
نمونه خوانی کردن
proofreading
نمونه خوانی کردن
proofreads
نمونه خوانی کردن
have one's nose in a book
<idiom>
کرم کتاب خوانی داشتن
slip
اشتباه در نقشه خوانی
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com