Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (16 milliseconds)
English
Persian
multiplier
تکثیر کننده
propagator
تکثیر کننده
reproducer
تکثیر کننده
Other Matches
reproductions
تکثیر کردن تکثیر نشریات
reproduction
تکثیر کردن تکثیر نشریات
duplication
تکثیر
manifolding
تکثیر
multiplicantion
تکثیر
multiplication
تکثیر
proliferation
تکثیر
reproductions
تکثیر
pullulation
تکثیر
reproduction
تکثیر
reproducibility
قابلیت تکثیر
reproducible
قابل تکثیر
mimeograph
ماشین تکثیر
multiplied
تکثیر کردن
multiplication
افزایش تکثیر
proliferous
تکثیر شونده
mimeograph
دستگاه تکثیر
progation
توسعه تکثیر
propagable
قابل تکثیر
propagation
تکثیر تبلیغ
multiplying
تکثیر کردن
reproducing
تکثیر کردن
reproduces
تکثیر کردن
multiplies
تکثیر کردن
multiply
تکثیر کردن
muliply
تکثیر کردن
propagating
تکثیر کردن
propagates
تکثیر کردن
multipliable
قابل تکثیر
reproduce
تکثیر کردن
multiplicable
قابل تکثیر
reproduced
تکثیر کردن
propagated
تکثیر کردن
propagate
تکثیر کردن
mimeograph
تکثیر کردن استنسیل
agamogenesis
تکثیر غیر جنسی
camera ready copy
کپی اماده تکثیر
duplicating
تکثیر کردن نسخه ها
duplicates
تکثیر کردن نسخه ها
duplicated
تکثیر کردن نسخه ها
duplicate
تکثیر کردن نسخه ها
proliferous
قابل تکثیر شکوفا
magnetic tape record reproduce system
سیستم ضبط و تکثیر نوارمغناطیسی
agamete
تکثیر سلولی غیر جنسی
copy plot
تکثیر از روی نسخه اصلی
blastogenesis
تکثیر از راه جوانه زدن
fair drawing
طرح مناسب برای چاپ و تکثیر
incubation time
زمان تولید و تکثیر میکربهادر بدن
gamete
سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
apomixis
تکثیر بوسیلهء بافتهای تناسلی ولی بدون لقاح
apomict
کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
squasher
له کننده
doers
کننده
doer
کننده
solvents
اب کننده
mitigative
کم کننده
mitigatory
کم کننده
tracker
پی کننده
surfy
کف کننده
repudiationist
رد کننده
mauler
له کننده
solvent
اب کننده
trackers
پی کننده
jaberer
پچ پچ کننده
fillers
پر کننده
syncopator
غش کننده
commulator
یک سو کننده
filler
پر کننده
benders
خم کننده
ear-splitting
کر کننده
swooner
غش کننده
hopper
لی لی کننده
squelcher
له کننده
hoppers
لی لی کننده
thinner
کم کننده
bender
خم کننده
catterer
پچ پچ کننده
prattfall
پچ پچ کننده
prater
پچ پچ کننده
fluxing oil
اب کننده
deletive
حک کننده
attenuant
اب کننده
rebutter
رد کننده
fillet
پر کننده
filleted
پر کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com