English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (6 milliseconds)
English Persian
duplicate تکراری تکثیرکردن
duplicated تکراری تکثیرکردن
duplicates تکراری تکثیرکردن
duplicating تکراری تکثیرکردن
Other Matches
duplicating تکثیرکردن
duplicate تکثیرکردن
propagating تکثیرکردن
propagates تکثیرکردن
propagated تکثیرکردن
propagate تکثیرکردن
duplicated تکثیرکردن
duplicates تکثیرکردن
multiplied تکثیرکردن ریاد شدن
multiplies تکثیرکردن ریاد شدن
multiply تکثیرکردن ریاد شدن
multiplying تکثیرکردن ریاد شدن
reiterative تکراری
reduplicative تکراری
recapitulative تکراری
recapitulatory تکراری
interative تکراری
frequentative تکراری
repetitive تکراری
redundant تکراری
repetitious تکراری
motifs واحد تکراری
iterative methode روش تکراری
iterative solution راه حل تکراری
re-runs برنامهی تکراری
iterative process فرایند تکراری
recursive equations معادلات تکراری
re-running برنامهی تکراری
repeating unit واحد تکراری
re-run برنامهی تکراری
interative process فرایند تکراری
interative algorithm الگوریتم تکراری
to trot out شر و ور تکراری گفتن
to regurgitate شر و ور تکراری گفتن
motif واحد تکراری
theme song قطعه تکراری
re-ran برنامهی تکراری
frequentative فعل تکراری
I keep repeating himself همش حرفای تکراری
to trot out وراجی تکراری کردن
routine work کار تکراری عادی
iterative ازسر گیرنده تکراری
repeating decimal number عدد دهدهی تکراری
to regurgitate وراجی تکراری کردن
repeated نقش تکراری و پی در پی [بندی] [قالی]
to regurgitate حرف مفت تکراری زدن
to trot out حرف مفت تکراری زدن
rehashes تکرار مکررات چیز تکراری
rehashed تکرار مکررات چیز تکراری
rehash تکرار مکررات چیز تکراری
instance شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
platitudinous تکراری و پیش پا افتاده کردن
instances شی ای یا شی تکراری که ایجاد شده اند
rebroadcast برنامه تکراری پخش کردن
repetitive stress injury اسیب ناشی از فشار تکراری
recapitulate صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulating صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
to get into a rut یکنواخت تکراری و خسته کننده شدن [کاری]
recapitulates صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulated صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
diaper pattern طرح گل و بلبل تکراری [بطوری که کل متن فرش را در بر بگیرد.]
as dull as a ditch-water مثل فیلم های تکراری [خسته کننده و ملال آور]
wave form شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
leitmotive عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
leitmotif عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
hold بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
holds بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
non-directional design طرح فراگیر [این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
Miri design طرح بته میری [طرح بته جقه] [این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
saw tooth دندانه اره ای [گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com