Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 217 (14 milliseconds)
English
Persian
ibidem
تکرار میشود
Search result with all words
cyclic
عملی که مرتب تکرار میشود
hold
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا توسط عمل قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هستیم از صفحه کلید یا وسیله
holds
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا توسط عمل قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هستیم از صفحه کلید یا وسیله
loop
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
looped
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
loops
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
endless
بخش متمادی نواز ضبط یا چندین دستور کامپیوتری که پیامی تکرار میشود
echolalia
تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
for next loop
حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
fractal
<adv.>
<noun>
شکل هندسی که در خودش تکرار میشود هر قدر که آنرا بزرگ کنید یک حالت دارد
iterative process
فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
leitmotif
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
leitmotive
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
persistent offender
مجرم مصر به تکرار جرم در CL هر گاه کسی پس ازرسیدن به 12 سال سه بارمرتکب جرایمی که مجازاتشان حبس است بشودمشمول تجدید مجازات میشود
typematic
هر کاراکتر صفحه کلید که تاوقتی بر ان فشار وارد میشود تکرار می گردد
Could you repeat what you said, please?
میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
Other Matches
quote
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quoted
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quotes
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
repeater coil
سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
recidivism
تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
repeat
تکرار کردن تکرار شدن
repeats
تکرار کردن تکرار شدن
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
echoing
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
formed
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
forms
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
form
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
traces
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
average
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averages
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
traced
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
trace
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
loads
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
load
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
softest
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummy
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softer
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
soft
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummies
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
town fog
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
throughput
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
suffix notation
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
seconded
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconds
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconding
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
mastered
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
master
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
masters
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
workgroup
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxing
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxed
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
horned scully
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
autos
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
standards
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
auto
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
standard
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
renewal
تکرار
reduplication
تکرار
repeats
تکرار
recidivism
تکرار
rehearsals
تکرار
rehearsal
تکرار
renewals
تکرار
practising
تکرار
tautology
تکرار
practicing
تکرار
practise
تکرار
practises
تکرار
iterance
تکرار
reiteration
تکرار
replication
تکرار
iteration
تکرار
recapitulation
تکرار
frequency
تکرار
frequentation
تکرار
regularly
[often]
<adv.>
به تکرار
repetitions
تکرار
repetition
تکرار
on any number of occasions
<adv.>
به تکرار
oft
[archaic, literary]
<adv.>
به تکرار
recapitulations
تکرار
often
<adv.>
به تکرار
frequently
<adv.>
به تکرار
many times
<adv.>
به تکرار
duplication
تکرار
practice
تکرار
frequence
تکرار
tautologies
تکرار
repeat
تکرار
epanalepsis
تکرار
a lot of times
<adv.>
به تکرار
ingemination
تکرار
frequentness
تکرار
frequencies
تکرار
recurs
تکرار شدن
frequents
تکرار شونده
uses
تکرار ممارست
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
recur
تکرار شدن
repetition of position
تکرار وضعیت
repetitous
تکرار کننده
replication
پاسخگویی تکرار
reptition compulstion
وسواس تکرار
frequenting
تکرار شونده
repetition of an act
تکرار کاری
repetition instruction
دستوالعمل تکرار
merism
تکرار متشابهات
repeater
تکرار کننده
repeatable
قابل تکرار
repeatability
قابلیت تکرار
circular frequency
تکرار دورانی
pulse repetition
تکرار ضربان
frequency of vibration
تکرار ارتعاش
rehearsal
تکرار عملیات
rehearsal
تکرار مجدد
pulse repetition
تکرار تپش
frequent
تکرار شونده
rehearsals
تکرار عملیات
rehearsals
تکرار مجدد
frequented
تکرار شونده
recidivism
تکرار جرم
palilogy
تکرار تاکیدی
use
تکرار ممارست
repeat counter
شمارنده تکرار
repeat key
کلید تکرار
typematic key
کلید تکرار
pleonasm
تکرار بیمورد
repeats
تکرار تجدید
iterative
تکرار کننده
iterative
تکرار شده
repetitions
باز گو تکرار
repetition
باز گو تکرار
tautologic
بیهوده تکرار کن
to repeat oneself
تکرار شدن
iterate
تکرار کردن
iterant
تکرار کننده
repeats
تکرار کردن
repeat
تکرار کردن
repeat
تکرار کنید
repeat
تکرار تجدید
ingeminate
تکرار کردن
iterable
تکرار کردنی
Come again
<idiom>
دوباره تکرار کن.
repeats
تکرار کنید
reiterating
تکرار کردن
renew
تکرار کردن
renewing
تکرار کردن
renews
تکرار کردن
replicate
تکرار کردن
replicated
تکرار کردن
replicates
تکرار کردن
replicating
تکرار کردن
reiterates
تکرار کردن
reiterated
تکرار کردن
reiterate
تکرار کردن
recurred
تکرار شدن
auto repeat
خود تکرار
phototransistor
نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
recidivist
عامل تکرار جرم
duplication check
مقابله از راه تکرار
autorepeat key
کلید تکرار خودکار
overeun error
خطای تکرار شده
ingeminate
تکرار و تاکید کردن
recidivist
تکرار کننده جرم
recidivists
تکرار کننده جرم
recidivists
عامل تکرار جرم
recidivism
بازگشت به تکرار جنایات
spaced repetition
تکرار فاصله دار
recapitulations
تکرار رشدو نمو
recapitulation
تکرار رشدو نمو
recapitulations
تکرار رئوس مطالب
recapitulation
تکرار رئوس مطالب
regenerative repeater
تکرار کننده باززا
repeat action key
کلید تکرار عمل
over and over
<idiom>
مکرا تکرار کردن
reduplicate
تکرار کردن دوچندان
recurring costs
هزینههای تکرار شونده
frequency function
تابع تکرار
[ریاضی]
polysyndeton
تکرار حرف ربط
to make repeat
وادار به تکرار کردن
recidivation
بازگشت به تکرار جنایات
self-
قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
transferring
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود
transfers
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود
transfer
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود
config.sys
این فایل در هنگام روشن شدن CPU یک بار خوانده میشود و سیستم عامل بار میشود
asynchronous
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند
palmtop
کامپیوتر شخصی که آن قدر کوچک است که در یک است جا میشود و با دست دیگر پردازش میشود
additions
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود
addition
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود
rehashes
تکرار مکررات چیز تکراری
recapitulated
رئوس مطالب را تکرار کردن
unfrequented
دور افتاده تکرار نشدنی
monotone
صدای یکنواخت تکرار هماهنگ
recapitulates
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulating
رئوس مطالب را تکرار کردن
iteration
تکرار یک برنامه برای حل مشکل
rehashed
تکرار مکررات چیز تکراری
cycles
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cumulative distribution function
تابع تکرار تجمعی
[ریاضی]
rehash
تکرار مکررات چیز تکراری
that will be the day
<idiom>
چیزی که هرگز تکرار نخواهد شد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com