Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (24 milliseconds)
English
Persian
ingeminate
تکرار و تاکید کردن
Other Matches
repeat
تکرار کردن تکرار شدن
repeats
تکرار کردن تکرار شدن
accented
تاکید کردن
enforces
تاکید کردن
accents
تاکید کردن
tolay street on
تاکید کردن
stressing
تاکید کردن
enforcing
تاکید کردن
accent
تاکید کردن
accenting
تاکید کردن
stresses
تاکید کردن
stress
تاکید کردن
play up
تاکید کردن
enforced
تاکید کردن
enforce
تاکید کردن
quoted
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quote
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quotes
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
overemphasizes
بیش از حد تاکید کردن
overemphasize
بیش از حد تاکید کردن
overemphasising
بیش از حد تاکید کردن
overemphasises
بیش از حد تاکید کردن
overemphasised
بیش از حد تاکید کردن
overemphasized
بیش از حد تاکید کردن
overemphasizing
بیش از حد تاکید کردن
repeater coil
سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
accentuate
تکیه دادن تاکید کردن
to emphasize
تاکید کردن
[زبان شناسی]
accentuates
تکیه دادن تاکید کردن
accentuated
تکیه دادن تاکید کردن
accentuating
تکیه دادن تاکید کردن
statement
بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
statements
بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
recidivism
تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
replicate
تکرار کردن
replicated
تکرار کردن
replicates
تکرار کردن
replicating
تکرار کردن
ingeminate
تکرار کردن
reiterating
تکرار کردن
repeat
تکرار کردن
repeats
تکرار کردن
renew
تکرار کردن
renewing
تکرار کردن
renews
تکرار کردن
iterate
تکرار کردن
reiterates
تکرار کردن
reiterated
تکرار کردن
reiterate
تکرار کردن
frequenting
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequents
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequented
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequent
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
reduplicate
تکرار کردن دوچندان
to make repeat
وادار به تکرار کردن
over and over
<idiom>
مکرا تکرار کردن
recapitulate
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulating
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulates
رئوس مطالب را تکرار کردن
repeats
مکرر کردن تکرار شدن
recapitulated
رئوس مطالب را تکرار کردن
repeat
مکرر کردن تکرار شدن
backtell
رله کردن دستورات تکرار فرامین
to repeat oneself
کاریا گفته خودرا تکرار کردن
affirmation
تاکید
emphasis
تاکید
emphases
تاکید
affirmations
تاکید
underscoring
تاکید
underscored
تاکید
underscores
تاکید
accentuation
تاکید
underscore
تاکید
accents
تاکید
assertion
تاکید
accenting
تاکید
accented
تاکید
corroboration
تاکید
accent
تاکید
emphatic
تاکید شده
stresses
اهمیت تاکید
accented
تاکید تشدید
stressing
اهمیت تاکید
accents
تاکید تشدید
stress
اهمیت تاکید
overemphases
تاکید بیش از حد
accent
تاکید تشدید
accentual
دارای تاکید
overemphasis
تاکید بیش از حد
accenting
تاکید تشدید
dual intensity
تاکید علائم خاص
ascensive
موکد تاکید کننده
potsdom agreement
تاکید وتشریح کردند
punctuation
نشان گذاری تاکید
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
inward looking development policies
درکشورهای در حال توسعه تاکید دارد
afrocentric
<adj.>
تاکید بر ایده ها، سبک و ارزش های آفریقایی
reversing
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reverse
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reversed
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reverses
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
practises
تکرار
recapitulation
تکرار
repeats
تکرار
practising
تکرار
iteration
تکرار
duplication
تکرار
reiteration
تکرار
recapitulations
تکرار
renewal
تکرار
renewals
تکرار
reduplication
تکرار
tautology
تکرار
iterance
تکرار
repetitions
تکرار
epanalepsis
تکرار
repetition
تکرار
repeat
تکرار
tautologies
تکرار
recidivism
تکرار
replication
تکرار
rehearsals
تکرار
practice
تکرار
regularly
[often]
<adv.>
به تکرار
on any number of occasions
<adv.>
به تکرار
often
<adv.>
به تکرار
many times
<adv.>
به تکرار
frequently
<adv.>
به تکرار
a lot of times
<adv.>
به تکرار
practicing
تکرار
frequentation
تکرار
frequencies
تکرار
frequentness
تکرار
ingemination
تکرار
frequency
تکرار
rehearsal
تکرار
practise
تکرار
frequence
تکرار
oft
[archaic, literary]
<adv.>
به تکرار
yalta conference
م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
repetition of position
تکرار وضعیت
reptition compulstion
وسواس تکرار
tautologic
بیهوده تکرار کن
repeatable
قابل تکرار
repetitous
تکرار کننده
recurred
تکرار شدن
frequented
تکرار شونده
repeat key
کلید تکرار
recurs
تکرار شدن
frequenting
تکرار شونده
merism
تکرار متشابهات
pleonasm
تکرار بیمورد
repetition instruction
دستوالعمل تکرار
ibidem
تکرار میشود
frequents
تکرار شونده
uses
تکرار ممارست
typematic key
کلید تکرار
repeatability
قابلیت تکرار
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
use
تکرار ممارست
replication
پاسخگویی تکرار
repeat counter
شمارنده تکرار
repetition of an act
تکرار کاری
frequent
تکرار شونده
repeats
تکرار تجدید
recur
تکرار شدن
repeater
تکرار کننده
repeats
تکرار کنید
rehearsals
تکرار عملیات
repetitions
باز گو تکرار
repetition
باز گو تکرار
iterative
تکرار شده
iterative
تکرار کننده
palilogy
تکرار تاکیدی
pulse repetition
تکرار ضربان
pulse repetition
تکرار تپش
circular frequency
تکرار دورانی
iterant
تکرار کننده
repeat
تکرار تجدید
repeat
تکرار کنید
rehearsal
تکرار مجدد
auto repeat
خود تکرار
iterable
تکرار کردنی
Come again
<idiom>
دوباره تکرار کن.
rehearsals
تکرار مجدد
rehearsal
تکرار عملیات
to repeat oneself
تکرار شدن
recidivism
تکرار جرم
frequency of vibration
تکرار ارتعاش
spaced repetition
تکرار فاصله دار
recapitulation
تکرار رئوس مطالب
recidivation
بازگشت به تکرار جنایات
duplication check
مقابله از راه تکرار
recidivists
تکرار کننده جرم
repeat action key
کلید تکرار عمل
recidivism
بازگشت به تکرار جنایات
polysyndeton
تکرار حرف ربط
autorepeat key
کلید تکرار خودکار
regenerative repeater
تکرار کننده باززا
recapitulation
تکرار رشدو نمو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com