English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
start button تکمه راه اندازی
Other Matches
button تکمه
tuber تکمه
tubers تکمه
bluebottles گل تکمه
bluebottle گل تکمه
buttoned تکمه
buttoning تکمه
botton تکمه
knobs تکمه
buttons تکمه
knob تکمه
synaptic knob تکمه سیناپسی
impluse switch تکمه ضربهای
microphone button تکمه میکروفن
telegraph key تکمه تلگراف
morse key تکمه مورس
start button تکمه استارت
emergency push button تکمه اضطراری
buttony تکمه دار
press key تکمه فشاری
listening key تکمه همشنوایی
axon hillock تکمه اکسونی
knob تکمه گردان
key board صفحه تکمه ها
push key تکمه فشاری
push button switch تکمه فشاری
knobs تکمه گردان
buds تکمه شکوفه کردن
budded تکمه شکوفه کردن
bud تکمه شکوفه کردن
The button on my coat off. تکمه کتم افتاد
double-breasted دوطرف تکمه خور
kingcup الاله تکمه دار
impluse sending key تکمه ارسالی ضربه جریان
Press the elevator button. تکمه آسانسور رافشار بدهید
Do up your shirt buttons. تکمه های پیراهنت راببند
botton بسته شدن تکمه کردن
button تکمه زدن باتکمه محکم کردن
Your buttons have come undone. تکمه های باز شده است
My buttons mave come off. تکمه های لباسم کنده شده
buttoning تکمه زدن باتکمه محکم کردن
buttoned تکمه زدن باتکمه محکم کردن
arm wrestling مچ اندازی
wrist wrestling مچ اندازی
expectoration تف اندازی
filling اب اندازی
diving اب اندازی
fillings اب اندازی
exspuition تف اندازی
lead work شیشه اندازی
ejection بیرون اندازی
actuation بکار اندازی
basket dam بندسله اندازی
contortions ازشکل اندازی
start up راه اندازی
contortion ازشکل اندازی
triggering راه اندازی
trapping در تله اندازی
trapping بدام اندازی
lead work جام اندازی
leg pull دست اندازی
bootstrap خودراه اندازی
launghing براه اندازی
chrematistics علم پس اندازی
extrajection برون اندازی
glaziery جام اندازی
dockage حق بار اندازی
inbreak دست اندازی
cannonade توپ اندازی
sortition پشک اندازی
sortition قرعه اندازی
cannonry توپ اندازی
ecdysis پوست اندازی
snash دست اندازی
molt پوست اندازی
firing توپ اندازی
trigger راه اندازی
triggered راه اندازی
triggers راه اندازی
trap در تله اندازی
postponement تاخیر اندازی
boot راه اندازی
encroachment دست اندازی
encroachments دست اندازی
gunshot تیر اندازی
gunshots تیر اندازی
postponements تاخیر اندازی
gunfire تیر اندازی
abortions بچه اندازی
moulting شاخ اندازی
sputtering بیرون اندازی
shading سایه اندازی
supersedure تعویق اندازی
starting راه اندازی
moulting پوست اندازی
abortion بچه اندازی
encroach دست اندازی کردن
impinge دست اندازی کردن
starting power قدرت راه اندازی
to set intrigues on foot پشت سر هم اندازی کردن
starting motor موتور راه اندازی
starting power توانایی راه اندازی
starting lever اهرم راه اندازی
starting current جریان راه اندازی
reboot راه اندازی مجدد
to load off بار اندازی کردن
to lay a wager دست اندازی کردن
upcast بالا اندازی تاه کش
soft start راه اندازی نرم
start up disk دیسک راه اندازی
starting torque کشتاور راه اندازی
starting time زمان راه اندازی
starting position وضعیت راه اندازی
tournament casting مسابقه قلاب اندازی
skish مسابقه قلاب اندازی
starting procese فرایند راه اندازی
shadow ball تمرین گوی اندازی
self assertion خودرا جلو اندازی
releasing mechanism مکانیسم راه اندازی
operating handle دستگیره راه اندازی
igniter switch کلید راه اندازی
encroaches دست اندازی کردن
reset راه اندازی مجدد
cockfight جنگ اندازی خروس ها
ectuating switch سوئیچ راه اندازی
resets راه اندازی مجدد
cold boot راه اندازی سرد
boot record رکورد راه اندازی
attemptable قابل دست اندازی
gabion سله اندازی گابیون
drainage خشک اندازی فاضلاب
casting روش قلاب اندازی
drivers برنامه راه اندازی
driver برنامه راه اندازی
encroached دست اندازی کردن
encroach دست اندازی کردن
cockfights جنگ اندازی خروس ها
boot خود راه اندازی
master boot record رکورد راه اندازی اصلی
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
starting winding سیم پیچی راه اندازی
glazing شیشه بری جام اندازی
offhand position حالت ایستاده در تیر اندازی
cold starting راه اندازی در حالت سرد
innate releasing mechanism مکانیسم راه اندازی فطری
system reset راه اندازی مجدد سیستم
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
device driver برنامه راه اندازی دستگاه
sagittary سهمی وابسته به تیر اندازی
drayage هزینه بارگیری وبار اندازی
outfoxes در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
to bring a bout by intrigue بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
outfoxed در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxing در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
pie alley مسیر اسان برای گوی اندازی
grid current starting point نقطه راه اندازی جریان شبکه
navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
hardware reset باز راه اندازی سخت افزاری
centrifugal starting switch سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
instant start lamp لامپ با راه اندازی در حالت سرد
outfox در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
servomechanism مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
surfcasting rod چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
offense توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
dartboards صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
dartboard صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
to take a pot shot [pot shots] at somebody [something] به کسی [چیزی] مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
gun-loop [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
poker work نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
sysop فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
pyrography نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
pantywaist شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
air man کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
practice plug وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
compressor bleed air هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
warm boot فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
resets سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
reset سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
seam bowler توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
seamer توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
swing bowler توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
To quibble and equivocate. پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
boot اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
icos System OutputControl/Input مجموعه استانداردی از روالهای ورودی و خروخی که برای راه اندازی و کنترل فرایندورودی و خروجی طراحی شده است
machined کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machines کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
kilim [glim] گلیم [زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
spin bowler توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
startup disk فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
darts پیکان اندازی 2 نفره یا 4 نفره با 3 پیکان در هربار برای هر نفر از مسافت 8 یا 9 متر
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com