Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English
Persian
radiotrician
تکنیسین رادیو
Other Matches
radio wave
امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
technicians
تکنیسین
technician
تکنیسین
electricians mate
تکنیسین برق
communication technician
تکنیسین مخابرات
technician
متخصص تکنیسین
technicians
متخصص تکنیسین
construction electrician mate
تکنیسین برق ساختمان
radio telephone
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephone
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephones
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radioed
رادیو
radios
رادیو
aligning tool
رادیو
broadcasting
رادیو
neutralizing tool
رادیو
radio
رادیو
a radio
رادیو
receiving set
رادیو
wireless
رادیو
wirelesses
رادیو
radioing
رادیو
banana pin
دو شاخه رادیو
radio engineering
تکنیک رادیو
air cell a battery
باتری رادیو
radioactivity
رادیو اکتیویته
radio button
دکمه رادیو
skiagraphy
رادیو گرافی
radio relay
رادیو رله
radio frequency choke
چوک رادیو
radio set
دستگاه رادیو
radio star
اختر رادیو
radio tube
لامپ رادیو
radioisotope
رادیو اکتیو
radioisotope
رادیو ایزوتوپ
radio engineering
مهندسی رادیو
radiometer
رادیو متر
radiotelegraph
رادیو تلگراف
schematic diagram
نقشه رادیو
broadcasting station
ایستگاه رادیو
battery receiver
رادیو باتری
radiography
عکسبرداری رادیو
receptacles
ژاک رادیو
radio telescope
رادیو تلسکوپ
radio telescopes
رادیو تلسکوپ
receptacle
ژاک رادیو
radioactive
رادیو اکتیو
radioluminescence
رادیو لومینه سانس
buzzing
هوم کردن رادیو
radiocast
توسط رادیو گستردن
radon
ماده رادیو اکتیو
buzzes
هوم کردن رادیو
radials
محوری مربوط به رادیو
buzzed
هوم کردن رادیو
radiotelephony
مکالمه رادیو تلفنی
tune in
<idiom>
پخش از رادیو وتلوزیون
pick up
<idiom>
دریافت صدای رادیو و...
on the air
<idiom>
بخشاز رادیو وتلوزیون
wave band
دسته امواج رادیو
universal receiver
رادیو برق و باتری
buzz
هوم کردن رادیو
radio prospecting
کشف معادن با رادیو
aerials
انتن هوایی رادیو
blooper
صدای نامطبوع رادیو
airwave
امواج رادیو و تلویزیون
radial
محوری مربوط به رادیو
aerial
آنتن هوایی رادیو
inverted l antenna
انتن معمولی رادیو
l antenna
انتن معمولی رادیو
tuned radio frequency receiver
رادیو با بسامد میزان شده
banana jack
مادگی در رادیو برای دوشاخه
radiophotograph
انتقال عکس بوسیله رادیو
radiosonde
دستگاه رادیو سوند هواسنجی
airborne radio relay
سیستم رادیو رله هوابرد
low tension battery
باتری فشار ضعیف رادیو
radiostrontium
استرونتیوم رادیو اکتیو استرونیتوم 09
decays
کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
decaying
کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
radiobroadcast
پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو
decayed
کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
decay
کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
air time
زمانپخش برنامههای رادیو یا تلویزیون روی آنتن
To turn off the lights. (T. V. ,radio).
چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
To turn on the light(radio, T. V).
چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
transmissions
وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
radiotherapy
رادیو تراپی درمان بوسیله نیروی تشعشعی
transmission
وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
communication
رادیو یا هر رسانه قابل حمل سیگنال انجام میشود
to tune in TV
[radio]
روی کانال مشخصی تلویزیون
[رادیو]
را تنظیم کردن
relay
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relayed
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relays
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
radiobiology
مبحث زیست شناسی مربوط به تشعشعات رادیو اکتیو
tuner
پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
tuners
پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
disc jockeys
کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
disc jockey
کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
facsimiles
روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
facsimile
روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
sound effects
عوامل صوتی که در رادیو وتلویزیون وفیلم سینمایی وغیره موجب صدامیشود
faxing
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxed
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
fax
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
spacing impulse
نوعی روش رادیو تله تایپ که در ان ارسال امواج به طوریک در میان ضربانی است
faxes
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
wide area network
شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
sportscaster
برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscast
برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscasters
برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscasts
برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
radiograms
پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
radiogram
پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
panelist
عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com