Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
catchword
تکیه سخن مفتاح کلام
Other Matches
catch-phrase
تکیه کلام
catch-phrases
تکیه کلام
boilerplate
تکیه کلام
slogans
تکیه کلام شعار
slogan
تکیه کلام شعار
clef
مفتاح
keynote
مفتاح
key word
مفتاح
opener
مفتاح
keynotes
مفتاح
open sesame
مفتاح رمز
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
passkey
کلیدی که چند قفل را باز کند مفتاح
enclitic
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
heart
لب کلام
hearts
لب کلام
language
کلام
languages
کلام
speech recogintion
تشخیص کلام
quibbles
نیش کلام
speech recogintion
شناخت کلام
aphorism
کلام موجز
quibble
نیش کلام
ad-lib
کلام فیالبداهه
speech recogintion
بازشناسی کلام
preterition
غمض کلام
quibbling
نیش کلام
aphorisms
کلام موجز
aposiopesis
وقفهء کلام
quibbled
نیش کلام
nutshell
ملخص کلام
well-spoken
خوش کلام
well spoken
خوش کلام
ad-libbed
کلام فیالبداهه
ad-libbing
کلام فیالبداهه
in other words
<adv.>
به کلام دیگر
in other words
<idiom>
به کلام دیگر
gist
جان کلام
ad-libs
کلام فیالبداهه
circumlocution
طول وتفصیل در کلام
circumlocutions
طول وتفصیل در کلام
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
شهوت کلام دارد
gist
لب کلام نکته مهم
steal one's thunder
<idiom>
قاپیدن کلام دیگران
He didnt say a word.
یک کلام هم حرف نزد
The crux of the matter . The quintessence.
جان کلام ( مطلب )
galimatias
کلام غیر مفهوم
to spar at each other
مبادله کلام کردن
speech synthesis
ترکیب کلام امیزش سخن
resumed
چکیده کلام ادامه یافتن
resumes
چکیده کلام ادامه یافتن
resuming
چکیده کلام ادامه یافتن
grotesquery
کلام یا حرکت بی تناسب و غریب
resume
چکیده کلام ادامه یافتن
apothegm
کلام موجز امثال و حکم
First food , then talk .
<proverb>
اول طعام آخر کلام .
filibusters
کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام ووسایل دیگر بتاخیر می اندازد
filibustering
کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام ووسایل دیگر بتاخیر می اندازد
filibustered
کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام ووسایل دیگر بتاخیر می اندازد
filibuster
کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام ووسایل دیگر بتاخیر می اندازد
unaccented
بی تکیه
atonic
بی تکیه
recumbency
تکیه
accumbency
تکیه
enclitic
بی تکیه
lolls
لم تکیه
lolling
لم تکیه
accenting
تکیه
accented
تکیه
lolled
لم تکیه
accents
تکیه
accent
تکیه
leaning
تکیه
emphasis
تکیه
loll
لم تکیه
leanings
تکیه
reliance
تکیه
bridge seat
تکیه گاه
stayed
تکیه مهار
anchor
تکیه گاه
slump over
تکیه زدن
fulcrum
تکیه گاه
heel rest
تکیه گاه
anchors
تکیه گاه
accentual
تکیه دار
anchoring
تکیه گاه
lean
تکیه زدن
bolster
تکیه دادن
bolstered
تکیه دادن
maulstick
تکیه دست
counterfort
دیوار تکیه
stand
تکیه گاه
point of support
تکیه گاه
postpositive
الحاقی و بی تکیه
saddle bearer
تکیه گاه
support
تکیه گاه
bolsters
تکیه دادن
support bearing
تکیه گاه
support roller
تکیه گاه
backrest
تکیه گاه
arm rest
تکیه گاه
to lean on a reed
تکیه بر اب کردن
to base one self
تکیه کردن
to throw oneself on
تکیه کردن بر
mahlstick
تکیه دست
leans
تکیه زدن
insist
تکیه کردن بر
rest
تکیه گاه
rest
تکیه دادن
rely
تکیه کردن
relied
تکیه کردن
bearing
تکیه گاه
insisted
تکیه کردن بر
anchorages
تکیه گاه
rests
تکیه گاه
rests
تکیه دادن
reclines
تکیه کردن
insisting
تکیه کردن بر
reclined
تکیه کردن
insists
تکیه کردن بر
recline
تکیه کردن
anchorage
تکیه گاه
relies
تکیه کردن
propping
تکیه گاه
propped
تکیه گاه
lean
تکیه کردن
leaned
تکیه کردن
prop
تکیه گاه
leaned
تکیه زدن
stay
تکیه مهار
relying
تکیه کردن
leans
تکیه کردن
anchoring effect
اثر تکیه گاهی
armpit
تکیه گاه ارنج
movable support
تکیه گاه متحرک
indirect support
تکیه گاه بی واسطه
hinged support
تکیه گاه مفصلی
perceptual anchorage
تکیه گاه ادراکی
lateral support
تکیه گاه کناری
lateral support
تکیه گاه جانبی
support
تکیه گاه پایه
rest
تکیه گاه استراحت
rests
تکیه گاه استراحت
to lean against something
تکیه زدن به چیزی
to lean out of the window
به پنجره تکیه دادن
to lean against the wall
به دیوار تکیه دادن
support pression
فشار تکیه گاه
support conditions
شرایط تکیه گاهی
simple support
تکیه گاه ساده
settlement of abutments
نشست تکیه گاه
seat bars
میلههای تکیه گاه
restraining support
تکیه گاه گیردار
abutment
تکیه گاه نیمپایه
armpits
تکیه گاه ارنج
accumbent
تکیه کننده سرغذا
bearing stress
تنش تکیه گاهی
journals
تکیه گاه اصلی
solid support
تکیه گاه جامد
bearing width
عرض تکیه گاه
bench wall
دیوار تکیه گاه
journal
تکیه گاه اصلی
propping
تیر شمع تکیه
propped
تیر شمع تکیه
lean
تکیه دادن بطرف
leaned
تکیه دادن بطرف
accumbent
تکیه دار خوابیده
anchorage distance
فاصله تکیه گاهی
accentually
مطابق تکیه صدا
arch abutment
تکیه گاه قوس
bearing plate
صفحه تکیه گاه
bearing pressure
فشار تکیه گاهی
leans
تکیه دادن بطرف
prop
تیر شمع تکیه
direct support
تکیه گاه بی واسطه
accentuated
با تکیه تلفظ کردن
elastic support
تکیه گاه ارتجاعی
core print
تکیه گاه ماهیچه
accentuate
با تکیه تلفظ کردن
accentuating
با تکیه تلفظ کردن
fixed support
تکیه گاه گیردار
bow hand
دسته تکیه گاه
accentuates
با تکیه تلفظ کردن
free support
تکیه گاه ازاد
accentuating
تکیه دادن تاکید کردن
accent mark
یکی از علائم تکیه در موسیقی
accentuates
تکیه دادن تاکید کردن
staddle
چوب دستی تکیه گاه
to emphasize
تکیه کردن
[زبان شناسی]
accentually
بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
back
پشتی کنندگان تکیه گاه
spans
فاصله دو تکیه گاه تیر
spanning
فاصله دو تکیه گاه تیر
spanned
فاصله دو تکیه گاه تیر
span
فاصله دو تکیه گاه تیر
stretchers
تکیه گاه پای پاروزن
accentuate
تکیه دادن تاکید کردن
boss
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com