English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
English Persian
armpit تکیه گاه ارنج
armpits تکیه گاه ارنج
Search result with all words
armpit چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
armpits چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
Other Matches
accented با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
enclitic متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
hiji ارنج
elbows ارنج
elbow ارنج
arm roll and outside leg trip فن ارنج
pal koop ارنج
elbowed ارنج
elbows با ارنج زدن
outside kick لنگ ارنج
elbowed با ارنج زدن
hunches فشاربا ارنج
funny bones استخوان ارنج
funny bone استخوان ارنج
hunch فشاربا ارنج
shoulder throw and outside kick لنگ ارنج
hunching فشاربا ارنج
hunched فشاربا ارنج
tennis elbow اسیب ارنج
elbow با ارنج زدن
elbowing ضربه غیرمجاز با ارنج
standing switch رودست با مایه ارنج
armlock گرفتن بازوی حریف و کشیدن ان با فشار به پشت ارنج
recumbency تکیه
unaccented بی تکیه
lolls لم تکیه
lolling لم تکیه
lolled لم تکیه
loll لم تکیه
accents تکیه
accenting تکیه
accent تکیه
accented تکیه
reliance تکیه
atonic بی تکیه
accumbency تکیه
leaning تکیه
leanings تکیه
emphasis تکیه
enclitic بی تکیه
propped تکیه گاه
boilerplate تکیه کلام
prop تکیه گاه
arm rest تکیه گاه
anchorages تکیه گاه
anchorage تکیه گاه
saddle bearer تکیه گاه
lean تکیه کردن
backrest تکیه گاه
support bearing تکیه گاه
bridge seat تکیه گاه
leaned تکیه کردن
postpositive الحاقی و بی تکیه
leans تکیه کردن
leans تکیه زدن
mahlstick تکیه دست
propping تکیه گاه
reclines تکیه کردن
counterfort دیوار تکیه
accentual تکیه دار
lean تکیه زدن
leaned تکیه زدن
maulstick تکیه دست
rest تکیه دادن
reclined تکیه کردن
relying تکیه کردن
stayed تکیه مهار
bolster تکیه دادن
bolstered تکیه دادن
heel rest تکیه گاه
bolsters تکیه دادن
support تکیه گاه
stay تکیه مهار
fulcrum تکیه گاه
rely تکیه کردن
relies تکیه کردن
relied تکیه کردن
bearing تکیه گاه
anchor تکیه گاه
anchoring تکیه گاه
anchors تکیه گاه
point of support تکیه گاه
rest تکیه گاه
insist تکیه کردن بر
to lean on a reed تکیه بر اب کردن
insisted تکیه کردن بر
insisting تکیه کردن بر
insists تکیه کردن بر
recline تکیه کردن
support roller تکیه گاه
slump over تکیه زدن
rests تکیه دادن
rests تکیه گاه
catch-phrases تکیه کلام
catch-phrase تکیه کلام
to throw oneself on تکیه کردن بر
stand تکیه گاه
to base one self تکیه کردن
to lean against the wall به دیوار تکیه دادن
direct support تکیه گاه بی واسطه
bearing pressure فشار تکیه گاهی
elastic support تکیه گاه ارتجاعی
core print تکیه گاه ماهیچه
bearing stress تنش تکیه گاهی
bow hand دسته تکیه گاه
bearing width عرض تکیه گاه
bench wall دیوار تکیه گاه
fixed support تکیه گاه گیردار
movable support تکیه گاه متحرک
perceptual anchorage تکیه گاه ادراکی
accentuated با تکیه تلفظ کردن
support pression فشار تکیه گاه
support conditions شرایط تکیه گاهی
seat bars میلههای تکیه گاه
settlement of abutments نشست تکیه گاه
simple support تکیه گاه ساده
restraining support تکیه گاه گیردار
free support تکیه گاه ازاد
to lean out of the window به پنجره تکیه دادن
to lean against something تکیه زدن به چیزی
hinged support تکیه گاه مفصلی
indirect support تکیه گاه بی واسطه
lateral support تکیه گاه جانبی
lateral support تکیه گاه کناری
solid support تکیه گاه جامد
bearing plate صفحه تکیه گاه
prop تیر شمع تکیه
accentually مطابق تکیه صدا
rest تکیه گاه استراحت
accentuate با تکیه تلفظ کردن
abutment تکیه گاه نیمپایه
propped تیر شمع تکیه
accentuating با تکیه تلفظ کردن
leans تکیه دادن بطرف
leaned تکیه دادن بطرف
lean تکیه دادن بطرف
journals تکیه گاه اصلی
journal تکیه گاه اصلی
propping تیر شمع تکیه
accumbent تکیه کننده سرغذا
slogans تکیه کلام شعار
accentuates با تکیه تلفظ کردن
arch abutment تکیه گاه قوس
support تکیه گاه پایه
anchoring effect اثر تکیه گاهی
anchorage distance فاصله تکیه گاهی
accumbent تکیه دار خوابیده
slogan تکیه کلام شعار
rests تکیه گاه استراحت
stiffened at the supports تقویت شده در تکیه گاهها
bolster تکیه گاه حافظ دهانه پل
stretchers تکیه گاه پای پاروزن
spanning فاصله دو تکیه گاه تیر
backs پشتی کنندگان تکیه گاه
back پشتی کنندگان تکیه گاه
to emphasize تکیه کردن [زبان شناسی]
staddle چوب دستی تکیه گاه
spanned فاصله دو تکیه گاه تیر
catchword تکیه سخن مفتاح کلام
accentuate تکیه دادن تاکید کردن
span فاصله دو تکیه گاه تیر
bolsters تکیه گاه حافظ دهانه پل
stretcher تکیه گاه پای پاروزن
support تکیه گاه تصدیق کردن
bolstered تکیه گاه حافظ دهانه پل
accentuated تکیه دادن تاکید کردن
accentuates تکیه دادن تاکید کردن
support resistance واکنش یا مقاومت تکیه گاه
support movement تغییر مکان تکیه گاه
accentuating تکیه دادن تاکید کردن
spans فاصله دو تکیه گاه تیر
bosses تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accentually بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
accubation تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
bearing support تکیه گاه متحمل بار
bossing تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accent mark یکی از علائم تکیه در موسیقی
bossed تکیه گاه یاتاقان شفت ها
boss تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bearing pressure on foundation فشار تکیه گاهی شالوده
movable support تکیه گاه قابل انتقال
bearing pile تکیه گاه پایه کوب
reaction of support عکس العمل تکیه گاه
beam on elastic supports تیر روی تکیه گاههای ارتجاعی
slugs گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slugged گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slug گلوله تکیه گاه فنر تنبل
Do not lean out! به پنجره تکیه ندهید! [در اتوبوس یا مترو]
accentuation بکار بردن ایین تکیه صدا
benchrest سکو برای تکیه دادن تیرانداز
support تکیه بدن ژیمناست روی دستها
arrow rest تکیه گاه تیر روی کمان
i rely solely on god... تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
slab for bearing سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
postposition لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
barytone کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
cheekpiece تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com