English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
retailer تک فروش
Search result with all words
pedant فضل فروش
pedants فضل فروش
invoice برگ فروش
invoice فاکتور فروش صورتحساب
invoiced برگ فروش
invoiced فاکتور فروش صورتحساب
invoices برگ فروش
invoices فاکتور فروش صورتحساب
invoicing برگ فروش
invoicing فاکتور فروش صورتحساب
ironmonger اهن فروش
ironmongers اهن فروش
sales برای فروش حراجی
sales جنس فروشی فروش
sales مربوط به فروش
sales فروش
clearance sale فروش به منظور تصفیه حراج
clearance sales فروش به منظور تصفیه حراج
vintner عمده فروش شراب
vintners عمده فروش شراب
turnover فروش
turnover مبلغ فروش
turnover کل فروش
job کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
jobs کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
pack قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
packs قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
vendor کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
vendors کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
lot جنس عرضه شده برای فروش
finished کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
approval نوعی فروش که در آن خریدار در صورت رضایت پور را می پردازد
hedge خرید و فروش تامینی
hedged خرید و فروش تامینی
hedges خرید و فروش تامینی
dumping فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
dumping فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی
dumping صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
electronic سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
milliner کلاه فروش
milliners کلاه فروش
profit margin درصد سود از فروش خالص
profit margins درصد سود از فروش خالص
dealer دست فروش
dealer کسی که خرید و فروش میکند
dealers دست فروش
dealers کسی که خرید و فروش میکند
publish تولید و فروش نرم افزار
published تولید و فروش نرم افزار
publishes تولید و فروش نرم افزار
proceeds حاصل فروش
business خرید یا فروش
businesses خرید یا فروش
outlet بازار فروش
outlet محل فروش
outlets بازار فروش
outlets محل فروش
marketing بازاریابی و فروش
marketing فروش
sale فروش
sale بازار فروش
sale قابل فروش
dairyman شیر فروش
dairyman لبنیات فروش
dairymen شیر فروش
dairymen لبنیات فروش
pedlar دست فروش
pedlars دست فروش
furrier خز فروش پوست فروش
furriers خز فروش پوست فروش
draper پارچه فروش
draper ماهوت فروش
drapers پارچه فروش
drapers ماهوت فروش
whippersnapper خود فروش
whippersnappers خود فروش
grocer خواربار فروش
grocers خواربار فروش
jewelers جواهر فروش
jeweller جواهر فروش
jewellers جواهر فروش
milkman شیر فروش
milkman مرد شیر فروش
milkmen شیر فروش
milkmen مرد شیر فروش
charwoman زغال فروش
charwomen زغال فروش
marketable قابل فروش
dealing خرید و فروش
optician عینک فروش دوربین ساز
optician دوربین فروش
opticians عینک فروش دوربین ساز
opticians دوربین فروش
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
sales talk مذاکره وبازار گرمی برای فروش
confectioner شیرینی فروش
confectioners شیرینی فروش
fishmanger ماهی فروش
fishmonger ماهی فروش
fishmongers ماهی فروش
Other Matches
woollen draper پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
pearlies جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
wine seller میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sales force نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
hard sell سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sale maximization به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
sales promotion افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
oligopoly انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
iceman یخ فروش
sell فروش
offtake فروش
sells فروش
taverner می فروش
selling فروش
vendition فروش
bucko خود فروش
booking clerk بلیط فروش
nundination خرید و فروش
buying and selling خرید و فروش
sales tax مالیات فروش
fripperer کهنه فروش
fripper کهنه فروش
bowyer کمان فروش
sales represntative نمایندگی فروش
sales representative نماینده فروش
cash on delivery فروش نقدی
sales manager مدیر فروش
contract of sales قرارداد فروش
coster سبزی فروش
corn chandler گندم فروش
corn chandler غله فروش
corn d. غله فروش
cornfactor غله فروش
sales for the account فروش نسیه
clothier لباس فروش
clothier پوشاک فروش
cloth merchant پارچه فروش
cash sale فروش نقدی
cattleman گاو فروش
contract of sale قرارداد فروش
chandler شمع فروش
cheese monger پنیر فروش
cheesemonger پنیر فروش
chemic دارو فروش
sales promotion تبلیغ فروش
sales figure ارقام فروش
bill of sale صورت فروش
tobacconist تنباکو فروش
tobacconists تنباکو فروش
Pharisee زهد فروش
Pharisees زهد فروش
soda jerk لیموناد فروش
slopworker دوخته فروش
slaver برده فروش
slave merchant برده فروش
spot sale فروش نقد
hard sell فروش ماهرانه
pos قط ه فروش الکترونیکی
tripeman سیرابی فروش
traitor to one's country وطن فروش
fishwife زن ماهی فروش
fishwives زن ماهی فروش
consignment امانت فروش
consignments امانت فروش
tippler نوشابه فروش
skinner پوست فروش
shopping center مرکز فروش
selling price قیمت فروش
scholasticate علم فروش
barkeeper مشروب فروش
salt seller نمک فروش
salesroom محل فروش
sales tax مالیات بر فروش
bill of sale سند فروش
barkeep مشروب فروش
ballad monger تصنیف فروش
supercilious خود فروش
selling monopoly انحصار فروش
showy خود فروش
alewife زن ابجو فروش
selling costs هزینههای فروش
at the point of sale در نقطه فروش
auction sale مزایده فروش
sellable قابل فروش
boneman کهنه فروش
costermonger میوه فروش
sale department قسمت فروش
hosier جوراب فروش
hucksterer خرده فروش
reseller خرده فروش
iron monger اهن فروش
ragman کهنه فروش
jeweler گوهر فروش
proforma سیاهه فروش
killcalf گوشت فروش
retail dealer خرده فروش
retail dealer جزئی فروش
forward sales پیش فروش
sale department بخش فروش
fruiterer میوه فروش
sale commission کارمزد فروش
vendibility قابلیت فروش
salability قابلیت فروش
haught جاه فروش
herbist گیاه فروش
herborist گیاه فروش
pride ful جاه فروش
linen draper کتان فروش
meatman گوشت فروش
mercer پارچه فروش
merchantable قابل فروش
milk man شیر فروش
money off offer فروش با تخفیف
news agent روزنامه فروش
news vendor روزنامه فروش
oligopoly انحصار فروش
mealmen ارد فروش
mealman ارد فروش
pieman کلوچه فروش
lumberer تیر فروش
lumberer الوار فروش
lumberman تیر فروش
lumberman الوار فروش
perfumer عطر فروش
peltmonger پوست فروش
pedagogical علم فروش
mass market product محصول پر فروش
oilman روغن فروش
sales department بخش فروش
d. in second hand goods دست فروش
sales check صورت فروش
dead market بازار کم فروش
sales area حیطه فروش
sales area بازار فروش
sales analysis تحلیل فروش
deed of sale سند فروش
direct selling فروش مستقیم
sales agent نماینده فروش
cutler کارد فروش
sales contract قرارداد فروش
sales department قسمت فروش
credit sale فروش نسیه
credit sale فروش قسطی
credit sale فروش غیرنقدی
credit system فروش اعتباری
crier دست فروش
fellmonger پوستین فروش
sales accounting حسابداری فروش
drover گله فروش
sale on a large scale فروش زیاد
fish fag زن ماهی فروش
sale manager مدیر فروش
flesher گوشت فروش
fleshmonger گوشت فروش
forced sale فروش قانونی
forced sale فروش اجباری
forward sale پیش فروش
sale or return فروش یا عودت
sale or return فروش یااعاده
drysalter کالباس فروش
duffre دست فروش
sale tax مالیات بر فروش
sale quota سهمیه فروش
sale price قیمت فروش
euphuist فصاحت فروش
excise taxes مالیات بر فروش
fellmonger پوست فروش
forward sales فروش سلف
milkmaids شیرو فروش زن
retailer خرده فروش
retailers خرده فروش
volume of sales مقدار فروش
turnover مقدار فروش
turn-over مقدار فروش
sales {pl} مقدار فروش
volume of sales حجم فروش
turnover حجم فروش
turn-over حجم فروش
sales {pl} حجم فروش
newspaperman روزنامه فروش
paper boys روزنامه فروش
sales and marketing [marketing] فروش و بازاریابی
hucksters دست فروش
BS صورت فروش
wood pavement چوب فروش
druggists دوا فروش
druggist دوا فروش
antique dealer عتیقه فروش
turnover [British English] فروش [اقتصاد]
sales فروش [اقتصاد]
sell فروش ومعامله
sell به فروش رفتن
salespeople متصدی فروش
salespersons متصدی فروش
selling فروش ومعامله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com