Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (5 milliseconds)
English
Persian
particular
تک منحصر بفرد
Search result with all words
sole
منحصر بفرد
soles
منحصر بفرد
handler
برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
handlers
برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
unique
منحصر بفرد
uniquely
منحصر بفرد
phoenix
مرغ افسانهای منحصر بفرد عنقا
phoenixes
مرغ افسانهای منحصر بفرد عنقا
individual
منحصر بفرد متعلق بفرد
individuals
منحصر بفرد متعلق بفرد
exclusive
منحصر بفرد گران
monotypic
دارای نوع منحصر بفرد
single value
ارزش منحصر بفرد
singleton
یک سطرشعر یا بند منحصر بفرد
sole agent
نماینده منحصر بفرد
sole offspring
فرزند منحصر بفرد
sole representative
نماینده منحصر بفرد
suigeneris
اختصاصی منحصر بفرد
unique solution
راه حل منحصر بفرد
unique solution
جواب منحصر بفرد
Other Matches
limitary
منحصر
limited
منحصر
straightlaced
منحصر
one
منحصر
ones
منحصر
straitlaced
منحصر
nonpar
<adj.>
منحصر بفردی
sole owner
مالک منحصر
singularity
منحصر بفردی
singular
منحصر بفردی
limit
منحصر کردن
exclusive
منحصر به فرد
elements
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
element
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
He's one of a kind.
او
[مرد]
آدمی منحصر به فرد است.
current expenditure
هزینهای که فایده ان منحصر به یک دوره مالی باشد
cyclones
منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
cyclone
منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
curie point
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
restricting
منحصر کردن دچار تضییقات کردن
restricts
منحصر کردن دچار تضییقات کردن
restrict
منحصر کردن دچار تضییقات کردن
confine
محدود کردن منحصر کردن
confining
محدود کردن منحصر کردن
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
unique
فرد منحصر به فرد
uniquely
فرد منحصر به فرد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com