English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (8 milliseconds)
English Persian
long thrust تک نفوذی طولانی یادوردست
Other Matches
infiltrator نفوذی
thrust line خط تک نفوذی
raids تک نفوذی سریع
raiding تک نفوذی سریع
raided تک نفوذی سریع
raid تک نفوذی سریع
grouted macadam ماکادام نفوذی
penetration method روش نفوذی
intrusive rocks سنگهای نفوذی
infiltration عملیات نفوذی
prime coat اندود نفوذی
bitumen gronted construction اسفالت نفوذی
backfield دفاع نفوذی
blitzer مدافع نفوذی
penetration macadam اسفالت ماکادام نفوذی
covered approach راه نفوذی پوشیده
outposts پایگاه نفوذی شطرنج
outpost پایگاه نفوذی شطرنج
standard penetration ازمایش نفوذی استاندارد
jireugi ضربه با دست نفوذی
avenues of approach راههای نفوذی مسیرهای تقرب
fibre که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
extensions طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
shortest طولانی نه
shorter طولانی نه
prolonging طولانی
short طولانی نه
prolong طولانی
prolongs طولانی
prolix طولانی
longs طولانی
agelong طولانی
protracted طولانی
long طولانی
great طولانی
long- طولانی
great- طولانی
of long standing طولانی
longed طولانی
longsome طولانی
longer طولانی
greatest طولانی
longest طولانی
telephone در یک مسافت طولانی
telephoned در یک مسافت طولانی
telephones در یک مسافت طولانی
telephoning در یک مسافت طولانی
prolonging طولانی کردن
gangling طولانی و دراز
as long as بمدت طولانی
prolongs طولانی کردن
elongation طولانی کردن
prolong طولانی کردن
blue moon مدت طولانی
longer طولانی طویل
longed طولانی طویل
long طولانی طویل
periphrastically بطور طولانی
extends طولانی تر کردن
extending طولانی تر کردن
extend طولانی تر کردن
hold over <idiom> طولانی نگهداشتن
longest طولانی طویل
longs طولانی طویل
long- طولانی طویل
long play صفحه طولانی
breaching رخنه درمیدان مین رخنه نفوذی مواجه شدن با دشمن درگیری با دشمن
degressive burning سوختن طولانی خرج
slots سوراخ طولانی و باریک
long-drawn-out بیش از اندازهی طولانی
heatwaves هوای گرم طولانی
symphonies قطعه طولانی موسیقی
symphony قطعه طولانی موسیقی
heatwave هوای گرم طولانی
scrolls نوشته یافهرست طولانی
livelong طولانی وخسته کننده
prolongation طولانی کردن تطویل
long tail liability تعهد طولانی مدت
long recoil عقب نشینی طولانی
gabfest محاوره طولانی و مفصل
prolegomenous دارای مقدمه طولانی
protracted war استراتژی نبرد طولانی
scroll نوشته یافهرست طولانی
lengthening طولانی کردن کشیدن
lengthen طولانی کردن کشیدن
lengthened طولانی کردن کشیدن
slot سوراخ طولانی و باریک
slotting سوراخ طولانی و باریک
lengthens طولانی کردن کشیدن
marathon جلسه گروهی طولانی
marathons جلسه گروهی طولانی
strip ماده طولانی نازک
long-distance با شعاع عمل زیاد طولانی
long distance با شعاع عمل زیاد طولانی
macrobiotics دانش طولانی کردن عمر
swigged جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
streamed جریان طولانی داده سری
We have a long journey before us . مسافرت طولانی در پیش داریم
long game بازی با لزوم ضربههای طولانی
T link اتصال سریع و طولانی داده
go long تلاش درپاس طولانی بجلو
prolonger تاخیر دهنده طولانی کننده
stream جریان طولانی داده سری
To live a long life . عمر طولانی (زیاد ) کردن
prolongate طولانی کردن امتداد دادن
streams جریان طولانی داده سری
swiped حرکت جاروبی جرعه طولانی
swiping حرکت جاروبی جرعه طولانی
swig جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swigging جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swigs جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swipe حرکت جاروبی جرعه طولانی
trenches استحکامات خندقی شیار طولانی
trench استحکامات خندقی شیار طولانی
dromos [راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
long iron چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
stall حفظ گوی برای مدت طولانی
grand touring car نوعی اتومبیل مسابقه مسافتهای طولانی
stalling حفظ گوی برای مدت طولانی
to give a long recital of something دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
The outcome of the long struggle . نتیجه این مبا رزه طولانی
phone تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
archive ذخیره سازی داده برای مدت طولانی
point race مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
phoned تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
storage ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
phones تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
extension طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
outstay بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
phoning تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
extensions طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
phugoid oscillation نوسانهای با پریود طولانی هواپیما حول محور عرضی
He swigged the beer in four gulps. او [مرد] آبجو را با چهار تا جرعه طولانی قورت داد.
skip breathing حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
long base method روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
stationery صفحات چاپگر که یک سری ورقههای طولانی را تشکیل می دهند
hyphenation تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
pseudo random رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
off roader شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
prescriptions دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescription دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
paper کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papers کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papered کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papering کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
segments تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
spaces میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
segment تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
space میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
burn in علامت گذاری یک صفحه تلویزیونی یا مانیتور پس از نمایش یک تصویر درخشان برای مدت طولانی
edge اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد
edges اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد
latest event time دیرترین زمانیکه تا ان زمان یک واقعه میتواند اتفاق بیافتد بدون انکه مدت اجرای پروژه طولانی تر گردد
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
flight پرواز بلند و طولانی توپ پس از ضربه یا توپ زدن بطوری که ناگهان به زمین بیافتد
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
broadband روش ارسال که چندین کانال داده را به سیگنا تبدیل میکند و آن را در یک مسافت طولانی حمل میکند
thick Ethernet شبکه پیاده سازی شده با استفاده ازکابل Loaxial ضخیم و دستگاههای ارسال و دریافت برای اتصال کابلهای منشعب که میتواند مسافت طولانی را طی میکند
wideband روش ارسال که حاوی چندین کانال داده روی سیگنال انتقال است و میتواند داده را در مسافت طولانی منتقل کند
degressive burning اشتعال طولانی اشتعال تدریجی خرج
protracted war جنگ طولانی جنگ دراز مدت
complex طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
complexes طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
macbinary سیستم ذخیره و ارسال فایلی که به فایلهای Macintosh به همراه نشانه ها و نام فایل طولانی اجازه می دهند روی سیستمهای دیگر ذخیره شوند
language زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
phosphor صفحه نمایش پوشیده شده که تصاویر نمایش داده شده در زمان طولانی تر از تنظیم مجدد برمی گرداند و اثرات نور را کم میکند
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
cisc مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
retardation [افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین] [در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com