English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
intertie تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
Other Matches
uprights تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
beam anchor تیری که دیوار را محکم نگاه میدارد
poles چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
headstay سیمی که دکل را بسمت جلوقایق نگاه میدارد
dowel میخ پرچی که دو چیز را روی هم نگاه میدارد
pass book برای صاحب سپرده نگاه میدارد دفترنسیه دکاندار
pole plate حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
heliostat چرخ ایینهای که پرتوافتاب رابیک جهت ثابت نگاه میدارد
heck ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
it turned my stomach دلم رابهم زد
hamshackle رابهم بستن
to bang the door در رابهم زدن
to strike tens اردو رابهم زدن
to set two men at variance میانه دو کس رابهم زدن
to knit up سرش رابهم اوردن
poke the fire اتش رابهم بزنید
To move heaven and earth. زمین وزمان رابهم دوختن
to baffle one's plots برنامههای کسی رابهم زدن
hawser bend گره طنابی که دوسرطناب رابهم فروکند
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
to leave no stone unturned زمین واسمان رابهم دوختن همه وسایل رابکاربردن
interspinalis ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
sectarian تیرهای
gentilitial تیرهای
denominational تیرهای
semaphores تیرهای راهنما
spandrel beams تیرهای محیطی
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
carpenter's Gothic [تیرهای چوبی سقف]
field arrow تیرهای تیراندازی صحرایی
concrete joist shaker ویبراتور تیرهای بتنی
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
gate hanger التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
tympanic bone استخوانی که پرده صماخ رانگه میدارد
chucks گیرهای که مته را در ماشین نگه میدارد
chuck گیرهای که مته را در ماشین نگه میدارد
chucked گیرهای که مته را در ماشین نگه میدارد
column caelata [ستون با تیرهای مزین شده]
number of rounds تعداد تیرهای شلیک شده
nephrotomy چیزی که شخص رااز پیشرفت باز میدارد
manifolder ماشینی که چندین تسخه باکاغذ بر گردان بر میدارد
manifold writer ماشینی که چندین نسخه باکاغذ برگردان بر میدارد
sizer دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
land bank بانکی که زمین را در برابر پول گرو بر میدارد
sizar دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
nimbostratus ابرهای گسترده ضخیم و تیرهای با ارتفاع کم
trabeated ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
trabeation ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
vertical redundancy check بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
throatlatch تسمه زیر گلوی اسب که افسار رانگاه میدارد
popinjay shooting کمانگیری با تیرهای نوک کندبه پرندگان مصنوعی
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
havelock روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
sighting shot تیرهای قلق گیری یا تنظیم وسایل نشانه روی
paulian عضو تیرهای از نصاراکه بخدابودن عیسی عقیده نداشتند
hematin ترکیب قهوهای تیره یا ابی تیرهای بفرمول Fe6O4N23H43C
religioner شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
aileron station فاصله ابتدای فلپ تا لبه ان به موازات تیرهای اتصال ان
bezel حلقه لغزنده مخروطی شکل شیشه ساعت را در جای خودنگه میدارد
lake0dwelling که درزمانهای پیش ازتاریخ روی تیرهای درته دریافرومی کرد
Omerta [قانون یا کودی که شخص را از حرف زدن و فاش کردن اطلاعت باز میدارد]
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
palafitte خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
karaite عضو تیرهای ازیهودکه تنهانص توریه راقبول دارند....یعنی خوانندگان
cover charges مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
cover charge مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
to limber up پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
to limber up a gun carriage پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
gobo نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
calf's tongue [برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
columnar and trabeated [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
glances نگاه نگاه مختصر
glanced نگاه نگاه مختصر
glance نگاه نگاه مختصر
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
groups طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
dress guard اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
universal roll برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
lineal عمودی
plumb line خط عمودی
plumb lines خط عمودی
straighter عمودی
perpendicular عمودی
straightest عمودی
straight عمودی
righting حق عمودی
erects عمودی
righted حق عمودی
right حق عمودی
erected عمودی
erecting عمودی
upright عمودی
on end عمودی
perpendecular عمودی
erect عمودی
othogonal عمودی
vertical عمودی
vertical justification تنظیم عمودی
vertical recording ضبق عمودی
out of the perpendicular غیر عمودی
vertical mobility تحرک عمودی
vertical scrolling چرخش عمودی
y axis محور عمودی
portraint orientation تمایل عمودی
whip stall حرکت عمودی
plumbness حالت عمودی
perpendicularity حالت عمودی
perpendecular خط عمودی یا قائم
verticality حالت عمودی
boom ستون عمودی
boomed ستون عمودی
booming ستون عمودی
booms ستون عمودی
vertical synchronizing همزمانساز عمودی
tap root ریشه عمودی
vertical justification تطابق عمودی
normal force تلاش عمودی
normal axis محور عمودی
normal acceleration شتاب عمودی
vertical axis محور عمودی
vertical expansion گسترش عمودی
vertical equity برابرسازی عمودی
vertical equity عدالت عمودی
vertical combines ترکیب عمودی
vertical adjustment تنظیم عمودی
normal force نیروی عمودی
off plmb غیر عمودی
out of plumb غیر عمودی
vertical interval فاصله عمودی
vertical merger ادغام عمودی
vertical integration ادغام عمودی
orthotropism رویش عمودی
orthogonality حالت عمودی
vertical growth رشد عمودی
vertical force نیروی عمودی
orthogonal rotation چرخش عمودی
vertical antenna انتن عمودی
stringer تراورس عمودی
near vertical تقریبا عمودی
erectness حالت عمودی
cliff صخره عمودی
cliffs صخره عمودی
hammer-post تیر عمودی
door-post [تیر عمودی در]
crown-post تیرک عمودی
brise-soleil کرکره عمودی
brise-soleil پرده عمودی
riser سیم عمودی
joint drain زهکش عمودی
linal descent وارث خط عمودی
profiling برش عمودی
stringers تراورس عمودی
vertical عمودی [ریاضی]
angle socket سرپیچ عمودی
apeak عمودی قائم
apeak بحالت عمودی
profiled برش عمودی
profiles برش عمودی
aplomb حالت عمودی
nosediving فرود عمودی
nosedives فرود عمودی
lineal عمودی اجدادی
profile برش عمودی
nosedived فرود عمودی
nosedive فرود عمودی
plumb شاقول عمودی
Y direction حرکت عمودی
hoop میله عمودی کروکه
gules خطوط موازی عمودی
vertical tab جدول بندی عمودی
profiled نیمرخ برش عمودی
stairwells پله کان عمودی
jambs تیر عمودی چارچوپ
jamb تیر عمودی چارچوپ
taproot ریشه عمودی اصلی
vertical stabilizer تیغه یا باله عمودی
goalposts تیرک عمودی دروازه
goalpost تیرک عمودی دروازه
stanchion میلههای عمودی ناو
upright تیرک عمودی دروازه
profiling نیمرخ برش عمودی
Y coordinate مختصات بردار عمودی
door-jamb [تیر عمودی چارچوب در]
crown-strut [شمع پشتبند عمودی]
vertically adjustable قابلیت تنظیم عمودی
y axis بردار عمودی گراف
erectly بطور ایستاده یا عمودی
vrc بررسی افزایش عمودی
anchor at short stay لنگر طولی عمودی
lucarne پنجره عمودی خوابگاه
rudder مکان عمودی متحرک
serrated vertical pulse ضربه عمودی دندانهای
munting الت عمودی پنجره
stairwell پله کان عمودی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com