Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
sharp shooter
تیرانداز درجه 1
Search result with all words
marks man
تیرانداز درجه 3 تفنگ تیرانداز نیمه ماهر
Other Matches
shooter
تیرانداز
sagittarius
تیرانداز
gunner
تیرانداز
gunners
تیرانداز
shotgunner
تیرانداز
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
sniper
تیرانداز از خفا
bowman
تیرانداز کمان کش
bowman
تیرانداز با کمان
marksman
تیرانداز ماهر
marksmen
تیرانداز ماهر
snipers
تیرانداز از خفا
experts
تیرانداز ممتاز
expert
تیرانداز ممتاز
archer
تیرانداز با کمان
sharp shooter
تیرانداز ممتاز
toxophilite
تیرانداز کماندار
archers
تیرانداز با کمان
expert gunner
تیرانداز ماهرتوپخانه
sharpshooter
تیرانداز ماهر
expert badge
نشان تیرانداز ممتاز
snipers
تیرانداز ماهر تفنگ
sniper
تیرانداز ماهر تفنگ
shots
تیراندازی تیرانداز ماهر
body alinement
تنظیم بدن تیرانداز
shot
تیراندازی تیرانداز ماهر
marksman
تیرانداز ماهر
[ارتش و ورزش]
station
محل ایستادن تیرانداز درمسابقه
stations
محل ایستادن تیرانداز درمسابقه
toxophilite
تیرانداز ماهر با تیر و کمان
stationed
محل ایستادن تیرانداز درمسابقه
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
benchrest
سکو برای تکیه دادن تیرانداز
creep
رها شدن ناخواسته تیر ازدست تیرانداز
creeps
رها شدن ناخواسته تیر ازدست تیرانداز
cheekpiece
تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
trap
سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
streams
نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
stream
نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
streamed
نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
gage=gauge
درجه
gauge glass
درجه اب
second class
درجه 2
first string
درجه یک
gage
درجه
grades
درجه
first class
درجه یک
marks
درجه
mark
درجه
copesetic
درجه یک
copacetic
درجه یک
scalage
درجه
gauge=gage
درجه
gauge
درجه
echelons
درجه
echelon
درجه
chinical t.
درجه
nobby
درجه یک
grade
درجه
low grade
کم درجه
classy
درجه یک
elevations
درجه
clinical thermometer
درجه
gauged
درجه
run of the mine
بی درجه
gauges
درجه
elevation
درجه
rank
درجه
pitch
درجه
kyu
درجه
proportion
درجه
proportions
درجه
pitches
درجه
ranks
درجه
ranked
درجه
second class
درجه دو
titles
درجه
title
درجه
third rate
درجه سه
degrees
درجه
degree
درجه
third-rate
درجه سه
equally
<adv.>
به یک درجه
scale
درجه
just as well
<adv.>
به یک درجه
tophole
درجه یک
aquastat
درجه
top hole
درجه یک
second-rate
درجه دو
length
درجه
lengths
درجه
topnotch
درجه یک
high-class
درجه یک
second rate
درجه دو
top-notch
درجه یک
slap-up
درجه یک
rate
درجه
top
درجه یک
number one
درجه یک
rates
درجه
pinnacle
منتهی درجه
pinnacles
منتهی درجه
anti knock property
درجه اکتان
dan
درجه درکاراته
d.p
درجه بسپارش
cope flask
درجه روئی
puny
درجه پست
consistence
درجه غلظت
supremely
با علی درجه
baccslavreate
درجه شوالیه
quantum
درجه میزان
degree of curve
درجه انحناء
angle of elevation
زاویه درجه
adjustability
درجه انطباق
degree of freedom
درجه ازادی
degree of dissociation
درجه تفکیک
degree of crystalinity
درجه بلورینگی
ninths
درنهمین درجه
degree of compaction
درجه تراکم
degree of centralization
درجه تمرکز
degree of advancement
درجه پیشرفت
adjusted elevation
درجه تنظیمی
clumps
درجه سردوشی
advancement in rating
ارتقاء درجه
degree of polymerization
درجه بسپارش
fluidity
درجه سفتی
bar sight
ستون درجه
honorary
درجه افتخاری
battle sight
درجه جنگی
doctorate
درجه دکتری
doctorates
درجه دکتری
stair
مرتبه درجه
battle sight
شکاف درجه
shadings
درجه رنگ
shades
درجه رنگ
calibration
درجه بندی
grading
درجه بندی
brick layer
بنای درجه دو
baume degree
درجه بومه
confidence level
درجه اطمینان
clumping
درجه سردوشی
clumped
درجه سردوشی
clump
درجه سردوشی
bar sight
شکاف درجه
consistency
درجه غلظت
largely
تا درجه زیادی
comparatives
درجه تفضیلی
graduation
درجه گرفتن
graduation
درجه بندی
shade
درجه رنگ
comparative
درجه تفضیلی
centigrade degree
درجه صدبخشی
baccalaureate
درجه باشلیه
degree of precision
درجه دقت
summated ratings
مجموع درجه ها
tiptop
درجه اعلی
to take one's d.
درجه گرفتن
swiftness
درجه تندی
trial elevation
درجه ازمایشی
viscosity
درجه غلیظی
void ratio
درجه تخلخل
head over heels
<idiom>
منتهای درجه
hold a candle to
<idiom>
درهمان درجه
economy class
درجه توریستی
standard class
درجه استاندارد
velocity
درجه تندی
tiptop
بالاترین درجه
tip top
بالاترین درجه
superlatively
در درجه عالی
supply sergeant
درجه دارتدارکات
t. far
تا این درجه
tenth rate
درجه دهم
tertiary alcohol
الکل 3 درجه
tertiary amine
امین 3 درجه
tertiary carbon
کربن 3 درجه
tertiary hydrogen
هیدروژن 3 درجه
the positive d.
درجه مطلق
third class road
جاده درجه سه
third degree of readiness
امادگی درجه سه
third rater
درجه سوم
thirty degree cut
برش 03 درجه
scaling
درجه بندی
water hardness
درجه سختی آب
which grade are you in?
که درجه شما را در؟
alacrity
[speed]
درجه تندی
celerity
درجه تندی
easiness
[quickness]
درجه تندی
fleetness
درجه تندی
nippiness
درجه تندی
promptitude
درجه تندی
promptness
درجه تندی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com