English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 63 (5 milliseconds)
English Persian
spandrel beams تیرهای محیطی
Other Matches
environmental preservation نگهداشت زیست محیطی حفافت زیست محیطی
background radiation تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
sectarian تیرهای
gentilitial تیرهای
denominational تیرهای
environmental محیطی
semaphores تیرهای راهنما
surface speed سرعت محیطی
peripheral resistance مقاومت محیطی
ambient conditions شرایط محیطی
peripheral speed سرعت محیطی
environmental design طراحی محیطی
carpenter's Gothic [تیرهای چوبی سقف]
field arrow تیرهای تیراندازی صحرایی
concrete joist shaker ویبراتور تیرهای بتنی
error due to external influence خطای محیطی [ریاضی]
wrap around type گونه نوشتار محیطی
circumscribed circle دایره محیطی [ریاضی]
circumcircle دایره محیطی [ریاضی]
euthenics اصلاح نژاد محیطی
environmental benefit فواید زیست محیطی
environmental sculpture پیکره سازی محیطی
environmental impact نشانزد زیست محیطی
environmental costs مضار زیست محیطی
ambient temperature درجه حرارت محیطی
column caelata [ستون با تیرهای مزین شده]
number of rounds تعداد تیرهای شلیک شده
belt frame اسکلت محیطی بدنه هواپیما
environmental security تامین محیطی و فیزیکی منطقه
nimbostratus ابرهای گسترده ضخیم و تیرهای با ارتفاع کم
trabeated ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
trabeation ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
uprights تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
to remain suspended معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
to stay floating معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
exodermis لایهء خارجی سلولهای زنده محیطی
intertie تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
popinjay shooting کمانگیری با تیرهای نوک کندبه پرندگان مصنوعی
to suspend معلق نگه داشتن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
religioner شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
paulian عضو تیرهای از نصاراکه بخدابودن عیسی عقیده نداشتند
hematin ترکیب قهوهای تیره یا ابی تیرهای بفرمول Fe6O4N23H43C
sighting shot تیرهای قلق گیری یا تنظیم وسایل نشانه روی
aileron station فاصله ابتدای فلپ تا لبه ان به موازات تیرهای اتصال ان
lake0dwelling که درزمانهای پیش ازتاریخ روی تیرهای درته دریافرومی کرد
poles چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
karaite عضو تیرهای ازیهودکه تنهانص توریه راقبول دارند....یعنی خوانندگان
palafitte خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
common flow afterburner توربوفن تقویت شده [که در آن جریانهای مرکزی و محیطی بعد از پس سوز با یکدیگرترکیب می شوند.]
calf's tongue [برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
columnar and trabeated [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
groups طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
universal roll برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
controlled environment محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
on an even keel <idiom> به ترتیب عالی یا محیطی عالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com